ویترینِ بینقصِ کوچهی بلوط
در کوچهی بلوط، هر پنجره یک تابلوی نقاشی است و هر ساکن، منتقدی سختگیر که فقط زیباییهای مجازی را میپسندد. داستانِ روزی که اینترنت قطع شد و نقابها افتادند.
تازهترین مطالب و روایتهای داستان و ادبیات در مجله فارسی ایران۲۰؛ با سازنده و روش تولید روشن.
در کوچهی بلوط، هر پنجره یک تابلوی نقاشی است و هر ساکن، منتقدی سختگیر که فقط زیباییهای مجازی را میپسندد. داستانِ روزی که اینترنت قطع شد و نقابها افتادند.
وقتی کاسهی چهلسالهی مادربزرگ از دست پدر به دست من رسید، نمیدانستم که این یک هدیهی معمولی نیست؛ بلکه آغاز یک جنگ سرد کمدی بین سه نسل است که در آن هر کس تعریف متفاوتی از «استفاده کردن» دارد.
به گربهام قول دادم رازم را فاش نکنم، اما وقتی دیدم دارد با بیحوصلگی به در خیره شده، فهمیدم او هم مثل من فقط منتظر یک بهانه برای فرار است.
وقتی صفحهی نمایشِ ترکخوردهی گوشی قدیمی پدر، آخرین عکس مشترکشان را نشان داد، مریم فهمید که گمشدن یک خاطره، همیشه به معنای فراموشی نیست؛ گاهی تنها به معنای تغییر شکلِ آن در بسترِ زمان است.
تصویر AI داستان دنبالهدار
9 بازدید
دیانا در اسارت؛ قسمت 2 از رمان دو دیانا، جلد دوم. نویسنده: الکساندر دوما؛ مترجم: دکتر تورج هاشمی.
در پروژهٔ بازسازی کتابخانهٔ مرکزی، تیمی جوان با چالش زمان و کمالگرایی دستوپنجه نرم میکنند. داستانِ چگونهِ پذیرشِ نیمهتمامها و یافتنِ معنا در فرآیند، نه فقط در پایانِ کار.
چمدانم را بستم، نه برای سفر، بلکه برای اینکه خیالم راحت شود اگر بازگشتم، جایی برای گم شدن دارم.
ساعت دیواری خاموش است، اما نادر زمان دقیق مرگ را میداند. مینا شک میکند: زمان را از کجا میشناسد؟
رها نامهای با خط سامان مییابد؛ ترانه میگوید قدیمی است، اما تاخوردگی کاغذ حقیقت دیگری را فریاد میزند.
وقتی نوهی دهسالهی علی، دستور پخت «قیمهی مخصوص مادربزرگ» را روی یک دستمال کاغذی با خطخوردگیهای عجولانه پیدا میکند، جنگی کمدی و شیرین در آشپزخانه خانهی قدیمی آغاز میشود. هر نسلی ادعای «نسخهی اصیل» را دارد، اما راز اصلی در چیزی فراتر از زردچوبه و لیمو عمانی نهفته است.
یک برنامهٔ سادهٔ مدیریت خانه، سوءتفاهمی عمیق میان دو همسایه میسازد. داستان دربارهٔ فاصلهٔ میان کدها و احساسات انسانی است.
در کارگاه کوچک چوببری آقا رحیم، جایی که بوی ارهتراش و چای لاهیجان همیشگی میپیچید، پسر جوانی به نام نیما با تردید و یک آرزوی بزرگ روبرو بود. داستان تلاشی است برای یافتن برکت در میان آلودگی و خستگی، جایی که «از تو حرکت، از خدا برکت» تنها یک ضربالمثل نیست، بلکه نردبانی است برای رسیدن به رویاها.
در ادارهٔ امورِ تأییدِ بیاهمیت، آقای قلمپاککن و همکارانش در صفِ طولانیِ فرمهای خوداظهاری گیر افتادهاند. داستانی طنزآمیز دربارهٔ دیوانسالاریِ خیالی و جستجوی معنا در میانِ برگههای سفید.
در یک دفتر کار معمولی، تیمی کوچک برای حل یک مشکل سادهٔ چاپخانهای گرد هم میآیند، اما پیچیدگیهای غیرمنتظره و شخصیتهای رنگارنگ، جلسه را به یک ماجرای کمدی تبدیل میکنند.
داستان مصور
63 بازدید
شبی به ظاهر معمولی برای آنا، اما با یک تفاوت. زندگی او از این رو به آن رو میشود!
همهی قهوههای شهر را امتحان کردم تا طعمِ همان نگاهِ سردِ تو را پیدا کنم؛ اما فقط فهمیدم که تلخیِ قهوه، شیرینیِ این انتظارِ بیسرانجام را به رخ میکشد.
تصویر AI داستان دنبالهدار
44 بازدید
نامهای از پشت دیوارهای کاله؛ قسمت 1 از رمان دو دیانا، جلد دوم. نویسنده: الکساندر دوما؛ مترجم: دکتر تورج هاشمی.