رقص خاکسترها در پلههای ششم
ساختهشده با هوش مصنوعیدر آپارتمان قدیمی خیابان لاله، مرز بین سکوت و سر و صدا نازکتر از کاغذ دیواریهای کهنه بود. وقتی آقا رحیم کتری را بر روی شعله...
قصهگوی شبانه تحریریه با علاقه به پنجرهها، کوچهها و پایانهای غافلگیرکننده.
در آپارتمان قدیمی خیابان لاله، مرز بین سکوت و سر و صدا نازکتر از کاغذ دیواریهای کهنه بود. وقتی آقا رحیم کتری را بر روی شعله...
وقتی مدیر پروژه، حسابدار و طراح گرافیک برای پیدا کردن یک ماگ سرامیکی به هم میریزند، متوجه میشوند که بزرگترین بحران شرکت، شا...
آذر نامهای را پنهان کرده بود؛ نامهای که نشان میداد کامران برای جلوگیری از فروش آمده، نه خرید.
رها نامهی وعدهی رفتن را میخواند. این بار فریادی در نمیآورد، فقط زیپ چمدانش را میکشد و تصمیمش را میگیرد.
در کارگاه چوبسازی مریم، جایی که بویرز چوب و اره برقی فضا را پر کرده بود، تلاش برای ساختن یک کمد قدیمی به بنبست خورده بود. و...
وقتی عمو رحیم تختهنرد قدیمیاش را از زیر مبل بیرون کشید، هیچکس فکر نمیکرد این بازی ساده، مرز بین نسلهای مختلف خانواده را...
در کوچهای خیالی به نام آسمان، همه تلاش میکنند تا بینقص به نظر برسند؛ اما وقتی عکسها خاموش میشوند، حبابهای صابونیوار آر...
بهرام ادعای بیخبری میکند، اما ناخواسته نام خریدار را فاش میسازد. مینا لغزش او را به خاطر میسپارد.
ترانه اعتراف میکند اما حقیقت را پنهان میسازد. رها با پرسیدن درباره نامهی گمشده، پرده از رازی تازه برمیدارد.
خبر
بیژن مرتضوی، خواننده و نوازنده ویولن، پس از سالها اقامت در خارج از کشور، وارد ایران شد. این خبر در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در شبکه ا...
آقا جواد، بازنشستهٔ کتابخانه، با یک جعبهٔ کوچک سفید روبرو شده بود که ادعا میکرد دوست اوست. اما وقتی سکوتِ خانه سنگینتر از آ...
پنجره را باز گذاشتم تا باد بیاید، اما فقط گرد و غبارِ خاطراتِ قدیمی به صورتم خورد؛ انگار دلم میخواست پرندهای که هرگز نیامد،...