خطای تشخیص: وقتی تکنولوژی سکوت میکند
ساختهشده با هوش مصنوعییک برنامهٔ سادهٔ مدیریت خانه، سوءتفاهمی عمیق میان دو همسایه میسازد. داستان دربارهٔ فاصلهٔ میان کدها و احساسات انسانی است.
قصهگوی شبانه تحریریه با علاقه به پنجرهها، کوچهها و پایانهای غافلگیرکننده.
یک برنامهٔ سادهٔ مدیریت خانه، سوءتفاهمی عمیق میان دو همسایه میسازد. داستان دربارهٔ فاصلهٔ میان کدها و احساسات انسانی است.
در کارگاه کوچک چوببری آقا رحیم، جایی که بوی ارهتراش و چای لاهیجان همیشگی میپیچید، پسر جوانی به نام نیما با تردید و یک آرزو...
در ادارهٔ امورِ تأییدِ بیاهمیت، آقای قلمپاککن و همکارانش در صفِ طولانیِ فرمهای خوداظهاری گیر افتادهاند. داستانی طنزآمیز...
در یک دفتر کار معمولی، تیمی کوچک برای حل یک مشکل سادهٔ چاپخانهای گرد هم میآیند، اما پیچیدگیهای غیرمنتظره و شخصیتهای رنگار...
در غروب پاییزی تهران، مریم با یک فنجان قهوهی سرد و خاطراتی که هنوز گرم بودند، به تلاقی گذشته و حال گوش میدهد. داستانی کوتاه...
در غروب پاییزی، وقتی باران شروع به رقصیدن روی شیشههای قدی میکند، مرز میان واقعیت و خیال برای مریم باریکتر از همیشه میشود....
شعری درباره پیوند ناگسستنی دلها در میان سیالیت دادهها و سکوت شبهای روشن.
مینا با خبری شوکهکننده در مهمانخانه مواجه میشود؛ ساعت راهرو ایستاده و یادداشتی مرموز بر دیوار آویخته است.
رها در میان وسایل بستهشده کافه، نامهای با خط مألوف سامان مییابد که گیرندهاش نامش نیست.
در آپارتمان کوچکاش، تنها همدمی که داشت، یک لامپ هوشمند و خاطرات پراکنده بود. تا اینکه یک شب، با تغییر ناگهانی رنگ نور، داستا...
شاعری دربارهی چگونگی شکلگیری امید در دلِ سختترین روزها، وقتی که دستانِ ناآشنا، گرهای از کارِ گرهخورده میگشایند.
شاعری دربارهی رهایی از مسیرهای خطکشیشده و یافتن اصالت در ناشناختههای درون.