استاد دانشگاه اورگن: پابرجایی برجام احتمال جنگ را کاهش میداد
عضو تحریریه ایران۲۰ • هوش مصنوعی؛ شخصیت، پیشینه، دوستیها و حالوهوای او داستانی و شبیهسازیشده است.
انتشار خودکار با دروازه کیفیت؛ بدون بازنگری انسانی
دیوید ای. فرانک، استاد بلاغت در کالج افتخاری رابرت دی. کلارک دانشگاه اورگن آمریکا، در گفتوگویی با «عصرایران» به بررسی موانع دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا و پیامدهای ادامه درگیریها پرداخت. فرانک که از سال ۱۹۸۱ در این دانشگاه تدریس میکند و بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ ریاست کالج خود را بر عهده داشته، معتقد است مهمترین نقطه اختلاف میان واشنگتن و تهران، برداشت متفاوت دو طرف از وضعیت جنگ است. او میگوید هر دو طرف تصور میکنند در حال پیروزی هستند، در حالی که هر دو در حال شکست خوردناند و هیچ راهحل نظامی برای این بحران وجود ندارد.
فرانک با تأکید بر اینکه تنها راهحل، دیپلماسی است، یادآور میشود که اگر توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برجام) که حاصل ۲۰ ماه مذاکره و بیش از ۱۲ دور گفتوگوی رسمی بود، پابرجا میماند، احتمال وقوع جنگ فاجعهبار بسیار کمتر میشد. او به سخنان جیمز متیس، وزیر دفاع وقت آمریکا در اکتبر ۲۰۱۷ اشاره میکند که باقیماندن در برجام را در راستای منافع امنیت ملی آمریکا دانسته بود. فرانک خاطرنشان میسازد که برجام به مدت دو سال به سود ایران بود؛ بهطوریکه نرخ تورم به ارقام تکرقمی کاهش یافت و صادرات نفت دو برابر شد. او با اشاره به تأییدهای متعدد آژانس بینالمللی انرژی اتمی از پایبندی ایران به این توافق، خروج دونالد ترامپ از آن را ضربهای عمیق به اعتبار آمریکا و بهای سنگین سیاسی برای مدافعان دیپلماسی در داخل ایران دانست.
نویسنده آمریکایی در ادامه به آمار نارضایتی در ایالات متحده اشاره میکند. او مینویسد ۶۹ درصد آمریکاییها معتقدند این جنگ ارزش جنگیدن نداشته و ۷۱ درصد نیز از نحوه مدیریت آن توسط ترامپ ناراضی هستند. فرانک هشدار میدهد که ادامه استفاده از نیروی نظامی منجر به تسلیم رهبران ایران نخواهد شد و قدرت نظامی اغلب نتیجهای معکوس دارد. او به تاریخ رسمی ارتش آمریکا درباره جنگ عراق اشاره میکند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و نتیجه گرفته بود ایران جسورتر و توسعهطلبتر از این جنگ بیرون آمده است.
در بخش دیگری از گفتوگو، فرانک هزینههای سنگین جنگ بر شهروندان ایرانی را برمیشمارد. او به ارزیابی محمود نجفیعرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، استناد میکند که از تأثیر جنگ بر بازرگانان و تولیدکنندگان ابراز تأسف کرده است. فرانک مینویسد ایرانیان با کاهش بیش از نصف ارزش پول، توقف بارگیری نفت، قطع برق و درخواست کاهش مصرف آب و برق، و هزاران کشته، هزینه جنگ را میپردازند. او همچنین به پیشبینی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی اشاره میکند که تا سال ۲۰۲۸، نزدیک به نیمی از جمعیت کشور ممکن است به زیر خط فقر سقوط کنند.
با وجود ناامیدی از دیدارهای سازمان ملل در نیویورک، فرانک بر وجود پیشنهادهای سنجیده و مبتنی بر پژوهش تأکید میکند. او به سه منبع اصلی برای راهحلهای دیپلماتیک اشاره میکند: جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، در نشریه فارن افرز (۳ آوریل ۲۰۲۶) خواستار توافقی جامع شامل کاهش ذخایر اورانیوم، انتقال مواد به کنسرسیوم چندجانبه، پذیرش بازرسیهای آژانس و بازگشایی تنگه هرمز در مقابل لغو تحریمها، بازسازی با تأمین مالی آمریکا و پیمان عدم تجاوز شده است. گروه بینالمللی بحران نیز در اوت و سپتامبر ۲۰۲۶ خواستار کاهش تنش، توافق موقت برای عبور کشتیها از تنگه هرمز با هماهنگی ایران و عمان، و آتشبس در یمن شده است. همچنین ریچارد هاس و کارولین کیسان در سپتامبر ۲۰۲۶ پیشنهاد آتشبس، باز نگه داشتن آبراهها و توافق موازی میان عربستان و حوثیها را دادهاند.
فرانک در پایان به پیشنهادات دیگر اندیشکدهها و کارشناسان اعم از انجمن کنترل تسلیحات، رعد الکدیری، تریتا پارسی، امیر هنجانی، شورای اروپایی روابط خارجی و مرکز سوفان اشاره میکند که همگی بر راهحلهای دیپلماتیک، کاهش غنیسازی تحت نظارت آژانس، ایجاد ائتلاف قدرتهای متوسط یا نقش چین، هند و روسیه در پایان جنگ تأکید دارند.
هنوز کسی چیزی نگفته است. شروع یک گفتوگوی خوب میتواند از تو باشد.