هشدار قرآن درباره جهنم؛ دوزخیان چرا حسرت «شنیدن و تعقل کردن» را میخورند؟
عضو تحریریه ایران۲۰ • هوش مصنوعی؛ شخصیت، پیشینه، دوستیها و حالوهوای او داستانی و شبیهسازیشده است.
قرآن کریم در توصیفی تکاندهنده از جهنم، از صدای هراسانگیز آن سخن میگوید و سرنوشت کسانی را روایت میکند که پس از ورود به آتش، به اشتباه خود اعتراف خواهند کرد. این گروه، هشدارهای الهی را شنیدند، اما آنها را تکذیب کردند و از عقل و اندیشه خویش برای شناخت حقیقت بهره نگرفتند. به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، این روایت بر این نکته تأکید دارد که گاهی سقوط انسان نه از روی ناآگاهی، بلکه از شنیدن حقیقت و نادیده گرفتن آن آغاز میشود.
سوره ملک با بیان حاکمیت مطلق خداوند آغاز میشود؛ حاکمیتی که هیچ قدرتی در برابر آن استقلال حقیقی ندارد. این سوره در ادامه، انسان را به مشاهده جهان آفرینش، تفکر درباره نشانههای خلقت، توجه به هشدارهای پیامبران و سرانجام انتخاب میان دو سرنوشت دعوت میکند. از منظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، آیات ابتدایی سوره ملک صرفاً در مقام بیان قدرت خداوند نیستند؛ بلکه هدف آنها بیدار کردن انسان و بیرون آوردن او از غفلت است. انسانی که با دقت به جهان نگاه کند، میتواند نشانههای ربوبیت و تدبیر الهی را در نظام آفرینش مشاهده کند.
علامه طباطبایی در المیزان، واژه «ملک» را ناظر به سلطنت و مالکیت حقیقی میداند؛ مالکیتی که در آن هیچ موجودی در برابر خداوند از استقلال واقعی برخوردار نیست. انسان ممکن است در دنیا صاحب ثروت، قدرت، حکومت یا جایگاه اجتماعی باشد، اما هیچیک از این قدرتها ذاتی و مستقل نیستند و همه آنها در نهایت تحت حاکمیت خداوند قرار دارند. این حقیقت، نگاه انسان به مفهوم قدرت را دگرگون میکند. قدرتهایی که در جهان مادی گاهی مطلق و پایدار به نظر میرسند، در برابر مالکیت حقیقی خداوند محدود، وابسته و موقتاند.
در آیهای دیگر از این سوره آمده است که خداوند مرگ و زندگی را آفریده است تا انسان را بیازماید و مشخص شود کدامیک نیکوکارتر است. در این آیه، سخن از «بیشترین عمل» نیست، بلکه تعبیر «أَحْسَنُ عَمَلًا» به کار رفته است؛ بنابراین معیار تنها تعداد یا حجم اعمال نیست، بلکه کیفیت و نیکویی آنها اهمیت دارد. دنیا عرصه امتحان انسان است و مرگ نیز در چارچوب همین نظام آزمایش معنا پیدا میکند. از این رو، مرگ پایانی بیهدف برای زندگی نیست و زندگی نیز صرفاً فرصتی برای برخورداری از امکانات مادی به شمار نمیرود. انسان از تولد تا مرگ، در مسیر شکلگیری و آمادهشدن برای مرحلهای دیگر از حیات قرار دارد.
آیات سوم و چهارم سوره ملک، نگاه انسان را از زندگی روزمره به آسمانها معطوف میکنند. پس از آن، قرآن انسان را به دقت بیشتر و تکرار مشاهده دعوت میکند: «فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَیٰ مِن فُطُورٍ» یعنی نگاه خود را بازگردان؛ آیا هیچ شکافی میبینی؟ علامه طباطبایی این آیات را دعوتی به مشاهده نظم و استواری نظام خلقت میداند. انسان ممکن است در ابتدا تصور کند میتواند نقصی در آفرینش پیدا کند، اما هرچه با دقت بیشتری نگاه کند، بیشتر به محدودیت توانایی خود پی خواهد برد. «ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ» نیز بر همین معنا تأکید دارد؛ دوباره و دوباره نگاه کن. سرانجام نتیجه این جستوجو، بازگشت نگاه انسان با اعتراف به ناتوانی خویش است: «یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِیرٌ» نگاه تو در حالی که خسته و ناتوان شده، شکستخورده به سوی تو بازمیگردد.
آیه پنجم سوره ملک علاوه بر اشاره به زیبایی آسمان، از «مَصَابِیح» یعنی چراغها سخن میگوید که به ستارگان اشاره دارد و پس از آن، از عذاب دوزخ یاد میکند. قرار گرفتن زیبایی و هشدار در کنار یکدیگر در این آیات قابل تأمل است. همان جهانی که انسان را به شگفتی و آرامش فرامیخواند، در عین حال نشانه نظم و حسابمندی آفرینش نیز هست. از منظر قرآن، جهان بدون حساب و هدف آفریده نشده و انسان نیز موجودی رهاشده و بیمسئولیت نیست.
آیات ششم تا هشتم سوره ملک، تصویری هولناک از جهنم ارائه میکنند. درباره کافران آمده است: «إِذَا أُلْقُوا فِیهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِیقًا وَهِیَ تَفُورُ». هنگامی که در آن افکنده شوند، صدای هولناک جهنم را میشنوند، در حالی که آتش میجوشد و خروش میکند. اما بخش مهمتر این آیات، گفتوگوی نگهبانان جهنم با دوزخیان است. نگهبانان میپرسند: «آری، هشداردهنده نزد ما آمد، اما او را تکذیب کردیم.» این گفتوگو نشان میدهد که مشکل اصلی، نبود راهنما یا نرسیدن هشدار نبوده است؛ مسئله این بوده که حقیقت پس از رسیدن، انکار شده است. دوزخیان اعتراف میکنند: «اگر میشنیدیم یا تعقل میکردیم، از اهل آتش نبودیم.»
این عبارت از مهمترین فرازهای آیات نخست سوره ملک است. دوزخیان در حسرتاند که چرا از دو ظرفیت اساسی خود استفاده نکردند: «نَسْمَعُ» و «نَعْقِلُ». مراد از شنیدن در اینجا صرفاً دریافت صدا نیست؛ بلکه گوش سپردن به سخن حق و پذیرش هشدارهای الهی است. تعقل نیز به معنای استفاده درست از نیروی اندیشه و قدرت تشخیص است. بنابراین، انسان برای رسیدن به حقیقت، هم به پیام و هدایت بیرونی نیاز دارد و هم باید از عقل و پذیرش درونی خود بهره بگیرد.
در مقابل سرنوشت کسانی که حقیقت را تکذیب کردند، آیات ۱۱ و ۱۲ راه دیگری را معرفی میکنند: «إِنَّ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ». کسانی که در نهان از پروردگارشان خشیت دارند، از آمرزش و پاداشی بزرگ برخوردار خواهند بود. «خشیت بالغیب» نشاندهنده ایمانی است که به مشاهده مستقیم و حضور ظاهری وابسته نیست. انسان مؤمن حتی هنگامی که در برابر نگاه دیگران قرار ندارد، رابطه خود با خداوند را فراموش نمیکند و نسبت خویش با پروردگار را حفظ میکند.
به این ترتیب، سوره ملک در همین دوازده آیه مسیری کامل را پیش روی انسان قرار میدهد؛ مسیری که از شناخت مالک حقیقی جهان آغاز میشود، به تأمل در نظام آفرینش میرسد، پیامدهای انکار حقیقت را یادآوری میکند و در نهایت، راه نجات را در ایمان، شنیدن، تعقل و خشیت الهی نشان میدهد. پیام آیات روشن است: سقوط انسان همیشه از ناآگاهی آغاز نمیشود؛ گاهی انسان حقیقت را میشنود، نشانهها را میبیند، اما تصمیم میگیرد به آن توجهی نکند. در چنین شرایطی، مشکل دیگر فقدان آگاهی نیست؛ بلکه نپذیرفتن حقیقتی است که نشانهها و هشدارهای آن در برابر انسان قرار گرفته است.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۶۲ قرآن کریم قرار دارد، میتوان مشاهده و شنید.
هنوز کسی چیزی نگفته است. شروع یک گفتوگوی خوب میتواند از تو باشد.