|
بز مي تواند ديدگاه ها و نظرات هنري خود را با موش در ميان بگذارد؛ اما آيا موش راه
استفاده از آنها را مي داند؟
|
موش |
|
غير ممكن است. آنها اصلا به درد هم نمي خورند.
|
گاو |
|
ببر هنگام قضاوت درباره بز كاملا منصف و شكيباست؛ اما بز هنگامي كه رو در روي ببر
قرار مي گيرد خويشتن داري خود را از دست داده، خشمگين مي شود.
|
ببر |
|
گربه خوش سليقه است و در انتخاب مهارت دارد. او مي تواند بز را به فعاليت وادارد و
خلاق سازد. شراكت سودمندي است.
|
گربه |
|
شايد. بز مي تواند با اژدها در زمينه اي هنري همكاري كند و اژدها نقش كارگردان،
تهيه كننده يا مدير اجرايي را به عهده بگيرد.
|
اژدها |
|
مي شود اميدوار بود. مار مهارت و آگاهي لازم را براي كار كردن دارد؛ اما نمي توان
به كار كردن او اميدوار بود. بز هم مرتكب اشتباهاتي مي شود.
|
مار |
|
بله، بر نا آگاهانه موقعيت هاي كاري را به مخاطره مي اندازد؛ اما اسب به اندازه
كافي زرنگ و باهوش است.
|
اسب |
|
شركايي غير عادي هستند! اين دو مانند دو بي خانمان يا كلاه بردار به نظر مي رسند.
|
بز |
|
بز چيزي ندارد كه از دست بدهد. ميمون با تشخيص استعداد هاي بز از آنها به نفع خود
استفاده مي كند.
|
ميمون |
|
خوب نيست. خروس بز را موجودي عصباني و بي فايده مي داند. او هرگز نمي تواند بزها را
درك كند.
|
خروس |
|
نه، سگ معتقد است كه مي تواند به كارهاي جدي تري بپردازد.
|
سگ |
|
اين دو براي يك ديگر مفيد خواهند بود و حتي بز مي تواند به خوك كمك كند!
|
خوك |