0%
آرمان

آرمان

مرد مجرد

1 فروردین 1321 (75 ساله)

تاریخ عضویت: 3 اردیبهشت 1388


اطلاعات عمومی
نام نمایشی: آرمان
در یک خط: مهربان و آرام
جنسیت: مرد
وضعیت تأهل: مجرد
تاریخ تولد: 1 فروردین 1321 (75 ساله)
زندگی با: با خانواده
سیگار: نمیکشم
مدل گوشی: آیفون
مدل خودرو: ایرانی
هدف از عضویت: پیدا کردن دوست جدید، پیدا کردن دوستان قدیم، ارتباط با فامیل و دوستان، پیدا کردن دوستان اینترنتی، شرکت در بحث های گروهها و ...
اخلاق: خوش اخلاق، شوخ طبع، دوستانه
درباره من: باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها

می چکد بر فرش خانه

باز می آید صدای چک چک غم

باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده

نمی دانم ، نمی فهمم

کجای قطره های بی کسی زیباست
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند

که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد

کجای ذلتش زیباست

نمی فهمم
کجای اشک یک بابا

که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران

به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده

کجایش بوی عشق و عاشقی دارد

نمی دانم
نمی دانم چرا مردم نمی دانند

که باران عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

کجای مرگ ما زیباست

نمی فهمم
یاد آرم روز باران را

یاد آرم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

می دویدم زیر باران ، از برای نان
مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد

فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود

نمی دانم

کجــــای این لجـــــن زیباست
بشنو از من کودک من

پیش چشم مرد فردا

که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست

و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست
وباران من و تو درد و غم دارد

خدا هم خوب می داند

که این عدل زمینی ، عدل کم دارد



خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم...
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی...؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی...؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی...;

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

-

زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک!،
اشک سردی همچون مروارید
میدود در جام چشمانش،
میچکد بر خاک،
سادگی در چهره اش پیداست!
گاه یک لبخند
میدمد در اسمان گونه هایش گرم،
می شکوفد در بنا گوشش
غنچه آزرم.
گاه ابر تیره اندوه
بر جبینش میگشد دامن
سر فرو می اورد نا شاد،
چون نهالی نرمو نازک تن
در گذار باد

زندگی زیباست:
ساده و مغموم،
چون غزالی در کنار چشمه ای، در خلوت جنگل
مانده از دیدار جفت گمشده محروم
دیده اش از انتظاری جاودان لبریز
در بهاری سرد
مرغ زیبایی نشسته شادمان بر شاخه اندوه
سادگی افتاده همچون شبنمی از دیده مهتاب
در سکون حیرتی خاموش
بر عقیق بوته اعجاب
زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک،
زندگی زیباست...

یاهو آیدی من اینه: wave.man85@yahoo.com
اطلاعات ظاهری
رنگ مو: مشکی
رنگ چشم: مشکی
قد: 180 سانتی متر
وضعیت بدنی: متوسط
دیگران می گویند: خوشتیپم
اطلاعات تحصیلی
میزان تحصیلات: فوق لیسانس
دانشگاه: پلی تکنیک تهران
رشته تحصیلی: مهندسی
در حال حاضر: تمام وقت مشغول به كار هستم
اطلاعات علایق
رنگ مورد علاقه: همه رنگها
موزیکهای مورد علاقه: بستگی به شرایطش داره
آیا به مسائل سیاسی اهمیت می دهید؟ متوسط
آیا مذهبی هستید؟ خیر
آیا سینما می روید؟ خیلی کم
قدم زدن دو نفره را دوست دارید؟ زیاد
سفر دوست دارید؟ زیاد
آيا آدم معاشرتي و پر رفت و آمد هستيد؟ زیاد
چطور لباس می پوشید؟ معمولي
102