0%
هیچ کس

هیچ کس

مرد از تهران

تاریخ عضویت: 22 دی 1391

خدایا! با همه کوچکی ام یک چیز بیشتراز تو دارم و آن خدایی به بزرگی توست .
اطلاعات عمومی
نام نمایشی: هیچ کس
در یک خط: هزاران خنجر در قلبم فرورفته . هیچ کدا م اذیتم نمی کنند و دردی احساس نمیکتم . نمیدانم این چاقوی کوچک که از پشت تو قلبم فرورفته چرا امانم را بریده
جنسیت: مرد
محل تولد: تهران
درباره من: بنویسید بعد مرگم روی سنگ

آنکه اینجا در زیر این سنگ هم آغوش با خاک شده

عاشقی دل خسته بود

عاشقی که عشقش را هیچ گاه فراموش نکرد

عاشقی که عاشق او بود…

بنویسید بعد از مرگم روی سنگ

آن که خاک را نقاب چهره اش کرده

عاشق کسی بود که او را از بحر غم نجات داده

و فرشته ی نجاتش تنها او را یک دوست می دید نه یک معشوق





مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
23