0%
بهروز س
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
مبر ز موي سپيدم گمان به عمر دراز... جوان ز حادثه اي پيــــــر ميشود گاهي...!!!
تبلیغات

روزگاري منو دل ساكن كويي بوديم/ ساكن كوي بت عربده جويي بوديم/ عقل ودین باخته دیوانه ی رویی بودیم/ بسته سلسله ی سلسله مویی بودیم/ کس درآن سلسله غیراز منو دل بند نبود/ یک گرفتار ازاین جمله که هستند نبود/ این همه مشتری و گرمی بازار نداشت/ یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت/ اول انکس که خریدارشدش من بودم/ باعث گرمی بازارشدش من بودم/ عشق من شدسبب خوبی ورعنایی او/ دادرسوایی من شهرت زیبایی او/ بسکه دادم همه جاشرح دلارایی او/ شهر پرگشت زغوغای تماشایی او/ این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد/ کی سربرگ من بی سروسامان دارد..!/ چاره اینست و ندارم به ازاین رای دگر / که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر /....
بیشتر...
اطلاعاتی جهت نمایش موجود نمی باشد.
هدایا
دسته گل زرد
توسط:
فرزین
۳۰ شهریور ۱۳۹۵
دسته گل 2
۱۶ تیر ۱۳۹۵
بفرما پرتغال
۰۸ تیر ۱۳۹۵