0%
آقا هانی ایرانی

آقا هانی ایرانی

مرد مجرد

9 اردیبهشت 1366 (31 ساله)

تاریخ عضویت: 26 مهر 1394

ما دهه شصتی ها شیمیایه روزگار شدیم.! ...

(از زبان مادر دخترک )

هیچ کس من را ندید
مادری که روحش، هر زمان پیش تو بود
کس ندانست که آن روز چه شد
پسر خوبی بود
بدلش انداختم ، سیب را بکند
و منم خنده کنان، پی وصلت بودم
عاشق واقعیت بود پسر
در دلش هر چه که گشتم بجز از عشق نبود
سیب را دست تو داد
تا که دندان زده ا
ادامه...
عماد 🍉بیست❤️مرسی🍉
ادامه
  19 ساعت قبل
سادات س سلام بسيار عالي20
ادامه
  ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
از زبان درخت در ادامه داستان سیب و دخترک:
از زبان درخت؛

صبح روزی نو بود
پسری را دیدم
به چه ذوقی ز تنم بالا رفت
وزن من را کاهید
که به چه دلهره از باغچه زیر تنم؛
سیب را دزدیده.
باغبان را دیدم ؛
از سرشاخه من آن پایین جسم نرمی برداشت
و ز رخسار پر از چین و غمش؛
لبخند
ادامه...
عماد 🍉بیست❤️مرسی🍉
ادامه
  19 ساعت قبل
سادات س 20
ادامه
  ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
ماجرای سیب از زبان یک غریبه که نظاره گر بوده::
پسر از باغچه ی همسایه
سیب قرمز دزدید
دخترک می خندید:
همه می دانستند
که در آن نزدیکی
به جز از باغ پدر
باغچه ای سیب نداشت
پسرک می ترسید
سیب در دلهره ی اینکه مبادا دختر
آخرین دانه ی پنهان شده ی جانش را
نکند باز بخواهد که جَ
ادامه...
عماد 🍉بیست❤️مرسی🍉
ادامه
  19 ساعت قبل
سادات س 20
ادامه
  ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
و اما شرح ماجرا از زبان سیب :
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد
که به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می‌خواست
حرمت باغچه و دختر کم‌سالش را
از پسر پس گیرد
غضب‌آلود به او غیظی کرد
این وسط من بودم
سیب دندان‌زده‌ای که روی خاک افتاد
ادامه...
دو پست قبل شعر از زبان دختر و پسری عاشق است و این شعر از طرف پدر دخترک است در ادامه ماجرای سیب دزدی:::
او به تو خندید و تو نمی‌دانستی
این که او می‌داند
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
از پی‌ات تند دویدم
سیب را دست دخترکم من دیدم
غضب‌آلود نگاهت کردم
بر دلت بغض دوی
ادامه...
عماد 🍉بیست❤️مرسی🍉
ادامه
  19 ساعت قبل
سادات س 20
ادامه
  ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
در جواب پست شعر قبلی :
من به تو خندیدم
چون که می‌دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من
ادامه...
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید

غضب‌آلود به من کرد نگاه
سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال‌هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرارکنان می‌دهد آزارم
و من
ادامه...
گاهی مسیر جاده به بن‌بست می‌رود
گاهی تمام حادثه از دست می‌رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می‌زند
در راه هوشیاری خود، مست می‌رود

گاهی غریبه‌ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می‌رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می‌رود
ادامه...
بازنشر تصویر مربوط به شبکه عشق توسط آقا هانی ایرانی
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
هدیه: |50 بیستک
  ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
سرمد ❣بیگ🍒لایک❣
ادامه
  ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
بازنشر تصویر مربوط به شبکه عشق توسط آقا هانی ایرانی
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
هدیه: |50 بیستک
  ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
سرمد ❣بیگ🍒لایک❣
ادامه
  ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
398
گروهها
هدایا
neda rahavard
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
انا
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
پریسا22
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷