0%
nader

nader

مرد مجرد از اصفهان

25 اردیبهشت 1366 (30 ساله)

تاریخ عضویت: 19 آذر 1391

راهی ندارد جز سقوط !!برگ پائیزی ....!وقتی که میداند درخت ..عشق برگ تازه ای دارد به دل ..!!!

ايمان دارم ...

که قشنـگـترين عشق
نگاه مهربان خداونـد به بنـدگانـش اسـت.
زندگي را به او بسـپار...

و مطمئن باش که تا وقتي که پشتت به خدا گرم است

تمـام هـراس هاي دنيا خـنده داراست
0 نظر

Ali
گفتگوی دو جنین در شکم مادر.
اولی: تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم
اولی: امکان نداره. ما با جفت تغذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیو
ادامه...
انا کریمی 20
ادامه
  5 ساعت قبل
خانمی برای طرح مشکلش به کلیسا رفت. او با کشیش ملاقات کرد و گفت: من دو طوطی ماده دارم که فوق العاده زیبا هستند. اما متاسفانه فقط یک جمله بلدند که بگویند:
ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟ این موضوع آبروی مرا به خطر انداخته، چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشیش که از حرفهای خانم جا خورده ب
ادامه...
0 نظر

چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت:

Thanks charls

هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟

مدتی بعد اپرا
ادامه...
behnam بسيار زيبا و اموزنده
ادامه
  14 ساعت قبل
مهم نیست
چند سالت باشه
هرجا كه مادرت
دستت را رها کند
بي شك
گم میشوی
Yasaman ۲۰
ادامه
  ۲۳ آبان ۱۳۹۶
كُرد ها تمام مرگ ها رو تجربه کرده اند...

مرگ با گلوله
مرگ با زالزله
مرگ دست جمعی
مرگ با اعدام
مرگ با سربریده شدن
مرگ با سرما
مرگ با گرسنگی

اما هرگز از ترس نمردند!

تسلیت #کرمنشاه
0 نظر
عشق به پدر و مادر
>>من عاشق پدر و مادرم هستم!>> >>آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن.>> >>وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.>> >>وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...>> >>به سلامتي همه مادراي دنيا...>> > > >>> >> >> >>پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !>> >> ...
0 نظر
حواسمون باشه
>>يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.> روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند ...
0 نظر
هزارپایی بود که وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
یک لاک پشت حسود...
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقص
ادامه...
0 نظر

:small_blue_diamond:شخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای به پایم بپوشانید،میخواهم در قبر در پایم باشد.
وقتی که پدرش فوت کرد و جسدش را روی تخته شست و شوی گذاشتند تا غسل بدهند، پسر وصیت پدر خود را به به عالم اظهار کرد، ولی عالم ممانعت کرد و گفت: طبق اساس دین ما ، هیچ میت را به جز ک
ادامه...
0 نظر
137
گروهها
هدایا