0%
nader

nader

مرد مجرد از اصفهان

25 اردیبهشت 1366 (29 ساله)

تاریخ عضویت: 19 آذر 1391

راهی ندارد جز سقوط !!برگ پائیزی ....!وقتی که میداند درخت ..عشق برگ تازه ای دارد به دل ..!!!

.پروفسور حسابی:

۲۲ سال درس دادم؛

۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.
(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)

۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!
(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)

۳-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس را
ادامه...
میر شجاع سیدین ممنونم ..............بدرود
ادامه
  ۰۶ فروردین ۱۳۹۶
میر شجاع سیدین ممنونم ..............بدرود
ادامه
  ۰۶ فروردین ۱۳۹۶
یه روز تو پارک نشسته بودم
داشتم تو گوشی تلگراممو چک میکردم
یه پسر 5 یا 6 ساله
امد گفت عمو یه ادامس
میخری
گفتم همرام پول کمه ولی
میخای بشین کنارم الان
دوستم میاد میخرم
گفت باشه نشست
بعد مدتی گفت :عمو داری
چیکار میکنی
گفتم تو فضای مجازی میگردم
گفت اون دیگه چیه عم
ادامه...
میر شجاع سیدین سپاسگذارم از مطالب خوب شما بزرگوار ............بدرود
ادامه
  ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
مردم ژاپن یک ضرب المثل بسیار جالب دارند که اساس توسعه کشورشون قرار گرفته :
اون ضرب المثل میگه:
بخاطر میخی نعلی افتاد
بخاطر نعلی ، اسبی افتاد
بخاطر اسبی ، سواری افتاد
بخاطر سواری ، جنگی شكست خورد
بخاطر شكستی ، مملكتی نابود شد
و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود...
ادامه...
Yasaman 20
ادامه
  ۰۶ فروردین ۱۳۹۶
میر شجاع سیدین سپاسگذارم از مطالب خوب شما بزرگوار ............بدرود
ادامه
  ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
مرگ در سردخانه ی خاموش
روزی یک زندانی در امریکا از زندان گریخت، به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری میشود. در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد.او متوجه می شود که سوار سردخانه قطار شده است. روی تکه کاغذی می نویسد که این مجازات رفتار های بد من است که باید منجمد شوم. و
ادامه...
میر شجاع سیدین سپاسگذارم از مطالب خوب شما بزرگوار ............بدرود
ادامه
  ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است مسابقه شر وع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم سپس استاد رو به دانشجویان کرد و
ادامه...
میر شجاع سیدین سپاسگذارم از مطالب خوب شما بزرگوار ............بدرود
ادامه
  ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
فرشته از خدا پرسید:
مردمانت مسجد می سازند...
نماز می خوانند...
چرا برایشان باران نمی فرستی؟؟!!

خدا پاسخ داد:
گوشه ایی از زمین دخترکی کنار
مادر و برادر مریضش در خانه ای
بی سقف بازی می کند...

تا مخلوقاتم سقفی برایشان نسازند،
آسمان من سقف آنهاست...
پس اجازه بارش نم
ادامه...
حسن مرادی 20
ادامه
  ۲۵ اسفند ۱۳۹۵
قشنگ ترین متن مردونه ای بود که خوندم :


از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد ، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود ، دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید ... تعجب کردم و پرسیدم : داداش واسه کی میخری ؟ما که تازه از حموم در اومدیم ، اونم ا
ادامه...
Yasaman 20
ادامه
  ۲۴ اسفند ۱۳۹۵
م ع ص و م ه ا م ی د و ا ر ی عاللللللییییییی..... بسیار ممنون و سپاسگزاریم. فوق العاده هست مطلبتون..... آدم واقعا اشک توچشاش حلقه میزنه!!!!! :'( برا وووووو خدمته شما بزرگوار /@/ *****لایک***** 2020 ممنون.!
ادامه
  ۲۴ اسفند ۱۳۹۵
پاس دارم آتش جاويد را

يادگار فطــرت جمشيد را

چند روزى مانده بودش تا به عيد

آمد آتش در چنين روزى پديد

بهر او آتش گهى آراستند

از پليدى و سياهى كاستند

پس از آن هر روز در روزى چنين

جشن سورى بوده در ايران زمين

تا كه آتش را پرستارى كنيم

از اهو
ادامه...
0 نظر
شش یا هفت ساله که بودم
دست چک پدرم را با دفتر نقاشی ام اشتباه گرفتم
و تمام صفحاتش را خط خطی کردم
مادرم خیلی هول شده بود
دفترچه را از دست من کشید وبه همراه کت پدرم به حمام برد
آخر شب صدایشان را می شنیدم
حواست کجاست زن
میدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟
می دانی باید مرخصی ب
ادامه...

پاسخ جالب و کوبنده نادرشاه به دربار عثمانی
نادر سپهسالار شاه تهماسب دوم بود و بخاطر شجاعت و جنگاوریش شهره آفاق شده و بسیار محسود شاه تهماسب دوم واقع می‌شد.
در اواخر سلطنت شاه تهماسب هنگامی که نادر مشغول جنگ در صفحات شرق ایران بود، شاه تهماسب جهت نمایش جنگاوریش به عثمانی حمله کرده و شکست سن
ادامه...
130
هدایا