0%
محسن صادقی
۱۹ آذر ۱۳۹۶
تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را
تبلیغات

پیدا کردن دوست جدید، پیدا کردن دوستان قدیم، پیدا کردن دوستان اینترنتی

شوخ طبع، دوستانه، رسمی

من کسیم
که وقتی ی نفرو دوس داشته باشم
واسه بقیه نماز میت میخونم....

صادق..خوب.دنبال حاشيه نيستم
بیشتر...
بلوغ چشمهای آبی من درو کردن نفسهای تکه تکه ی توست
وقتی زیر آوار احساساتم بی اختیار میلرزی.
انار قرمز نیازهای من مدتیست ترک خورده.
بوسه میخواهم بی مقدار.
جنون اندامت را در نبودنت به برکه ی نیازهایم سپرده ام.
آن شب که خدا برجستگیهای صورتی را بر بدنت میتراشید
بهشت لبریز از بهار نارنج
ادامه...
آدا رهگذر بیستی
ادامه
  ۱۳ آبان ۱۳۹۸
حالم خوب است،

هنوز خواب می بینم ابری می آید

و مرا تا سر آغاز روییدن بدرقه می کند

تابستان که بیاید نمی دانم چند ساله می شوم

اما صدای غریبی مرتب می خوانَدم :

تو کی خواهی مرد!؟

به کوری چشم کلاغ؛ عقابها هرگز نمی میرند .

مهم نیست !

تو که آن بید لب
ادامه...
دوستت دارم

اما نمى‌توانى مرا در بند کنى

همچنان که آبشار نتوانست

همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند

و بند آب نتوانست

پس‏ مرا دوست بدار

آنچنان که هستم

و در به بند کشیدن روح و نگاه من

مکوش‏!

مرا بپذیر آنچنان که هستم .
آدا رهگذر بیست
ادامه
  ۱۳ آبان ۱۳۹۸
مرا از همین فاصله‌ دوست بدار
تا به امکان پرنده شدن نزدیک شوم
به تخیل دیدار
به تصور آشنای دیوانگی
کنون که ناگزیرِ فاصله‌ایم
و اگر نبودیم شاید روزی بیدار می‌شدیم
و از اسارت این عشق می‌مردیم
من به آرزوهای نرسیده مومنم
مرا از همین فاصله دوست بدار
کنون که ناگزیرِ فاصله‌ایم
آدا رهگذر بیست
ادامه
  ۱۳ آبان ۱۳۹۸
بازت داشتم از رفتن
با سِحر آوازهای نخوانده
و نرمای ابرهای نباریده
اما... رفتی.

از میان شکسته های آینه
و تکه های آفتاب
بر پلی از رنگین کمان گذشتی، رفتی.

رفتی تا ماه
تا گل سرخ
تا سحر آواز پرنده ای
که از دور تو را می خواند
و من ماندم
در هراس آوازهایی که دیگ
ادامه...
0 نظر
ای صبا گر بگذری
بر کوی مهرافشان دوست
یار ما را گو سلامی،
دل همیشه یاد اوست.
0 نظر
روز تولد تو تکرار می شود...

به تصویر قشنگ تو نگاه میکنم و به تو می‌اندیشم. به محاسبه‌ی زمانِ درازکش روی یک تخت فلزی شاید و به محاسبه‌ی تو که در محاسبه جا نمی‌شوی! جایی آرام، نشسته به صحبت، یا به فکر فرو رفته .به تصویرِِ اکنونِ تو که می اندیشم شادمانم.

برای تو می نویسم. و از اینکه در ای
ادامه...
0 نظر
چشمانت آخرین قایق‌هایی است که عزم سفر دارند

آیا جایی هست؟

که من از پرسه زدن در ایستگا‌ه‌های جنون خسته‌ام

و به جایی نرسیدم

چشمانت آخرین فرصت‌های از دست رفته‌اند

با چه کسی خواهند گریخت

و من... به گریز می‌اندیشم...

چشمانت آخرین چیزی است که از گنجشکان جن
ادامه...
0 نظر
باور کن هیچ کجای دنیا
بوسه
برای اتفاق افتادن نیست
همان طور که تو
برای رفتن نبودی
به خدا راست می گویم
وقتی دست هایت مال من نیست
خط عمر کف دستم
روز به روز کوتاه تر می شود
0 نظر
هدایا
بفرما پرتغال
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
بفرما پرتغال
۱۱ آذر ۱۳۹۳