0%
فرهاد امیری

فرهاد امیری

مرد از تهران

19 تیر 1350 (49 ساله)

تاریخ عضویت: 12 دی 1391

ایران بیستی عزیز - با توجه به درخواستهای زیاد همراهان همیشگی ایران 20 مبنی بر راه اندای مجدد سیستم پرداخت ، امکان پرداخت انلاین در سایت فراهم شده است . لطفا برای شارژ حساب خود به قسمت بالا صفحه موجودی - افزایش اعتباربیستک مراجعه کنید.
خدایا
هر شب به آسمان نگاه می کنم
و می اندیشم...
در این آرامش شب
چه بسیار دلها که
غمگین و پر اضطرابند
خدایا‌ تو آرامش دلشان باش
خدایا
شب مارا با یادت بخیر کن ❤️
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
طیبه 🎀20🎀
ادامه
  ۱۷ مهر ۱۳۹۹
#ارسالی زهرا

#سجاد_صادقی

عشق را چگونه وصف کنم ؟
به چه شکلی به تو نشان بدهم ؟
در گوشم بگو برای خودم
به تو تا کی زمان بدهم ؟
به خودم بگو چه کنم ؟
تب کنم ؟ یا که جان بدهم ؟
یا که بی تفاوت و سرد
به غم سینه ام امان بدهم ؟

من غمم کهنه و ازلی ست
سرنوشتم شکسته دل
ادامه...
سیما 💐20💐
ادامه
  ۲۵ مهر ۱۳۹۹
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
خواب نمیبرد مرا
یار نمیخرد مرا

مرگ نمیدرد مرا
آه...چه بی بها شدم...
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
  ۱۷ مهر ۱۳۹۹
می‌تراوید آفتاب از بوته‌ها
دیدمش در دشت‌های نم زده
مست اندوه تماشا، یارِ باد
مویش افشان، گونه‌اش شبنم زده
لاله‌ای دیدم
لبخندی به دشت
پرتویی در آب روشن ریخته!

#سهراب_سپهری
من می‌خواستم برای یک نفر مهم باشد که روزها چه بر من میگذرد و شب ها چگونه می خوابم...
میخواستم یک نفر رنگ مورد علاقه ام، غذای مورد علاقه ام، کتاب مورد علاقه ام ‌را از من بپرسد و گاهی برای خود شیرین کردن هم که شده رنگ لباسش، رنگ مورد علاقه ی من باشد.
می خواستم همان یک نفر تاریخ تولدم را فراموش ن
ادامه...
و #عشق آمد و با شوق انتخابم کرد
مرا که شهر کر و کور ها جوابم کرد

و عشق چشم مرا بست و مشت من وا شد
و عشق بود که وابسته ی نقابم کرد

و عشق آمد و دستور داد: حاضر شو!
در این کویر نمان چشمه ای مسافر شو!

و عشق بغض مرا از نگاه خیسم خواند
گرفت زندگی ام را و گفت: شاعر شو!

ادامه...
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
  ۱۷ مهر ۱۳۹۹
دلم آرامش میخواهد؛
یک سکوت مطلق!
حتی پرواز پروانه ای
سکوت تنهایی ام را بهم نزند.
صدای پای #تو ؟
شاید...!
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
  ۱۷ مهر ۱۳۹۹
آنجا را نمی دانم‌،
اما اینجا بی #تو،
بدون‌آغوشت
خیابان به خیابان،
برگ به برگ،
#پاییز به شدت دارد اتفاق می افتد.

#مریم_قهرمانلو
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
  ۱۷ مهر ۱۳۹۹
بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم
فرصتی تازه برای گریه پیدا می‌کنم

دوستت دارم...ولی می‌ترسم از رسوا شدن
هرچه از زیباییت گفتند حاشا می‌کنم

من که یک لشکر حریفم نیست تسلیم توام
با رقیبان پیش چشمانت مدارا می‌کنم

از کنارم رفته‌ای اما به یادم مانده ‌است
خاطراتی که دلم را
ادامه...
سما ص 20
ادامه
  ۱۸ مهر ۱۳۹۹
  ۱۷ مهر ۱۳۹۹
نشد که پر بزنم عشق آن حوالی را
ببخش بر من مسکین شکسته‌بالی را

نشد که پای پیاده به درگهت برسم
و تحفه آورم این دستهای خالی را

منی که  چلّه‌نشین غم توام مولا
نشدکه همدل و همره شوم موالی را

نشد عراقِ غمت را بگریم  از دل  و جان
بدل به آه کنم این شکسته‌حالی را

دوبار
ادامه...
180
هدایا