0%
Kaveh Ahangar

Kaveh Ahangar

مرد مجرد از بندرعباس

4 شهریور 1358 (39 ساله)

تاریخ عضویت: 2 دی 1391

تمام نا تمام من با تو تمام می شود

اطلاعات عمومی
نام نمایشی: Kaveh Ahangar
در یک خط: حساس_مهربان_شوخ_جدی_شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر شخصیت من چیزیه که من هستم اما برخورد من بستگی به این داره که تو کی هستی
جنسیت: مرد
دین: اسلام
وضعیت تأهل: مجرد
تاریخ تولد: 4 شهریور 1358 (39 ساله)
محل تولد: بندرعباس
خدمت سربازی: رفته ام
زندگی با: با خانواده
سیگار: میکشم
هدف از عضویت: پیدا کردن دوست جدید، پیدا کردن دوستان اینترنتی، شرکت در بحث های گروهها و ...
اخلاق: خوش اخلاق، جدی، شوخ طبع، دوستانه، خشک، رسمی
درباره من: برای گفتن من شعر هم به گل مانده;نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده;صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا;به پیش درد عظیم دلم خجل مانده;از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست;گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست;سر گرم بخود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست;دیریست که از خانه خرابان جهانم;بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست;در حسرت دیدار تو آواره ترینم;هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست&هیچکس ویرانیم را حس نکرد;وسعت حیرانیم را حس نکرد;در میان خنده های تلخ من;دیده ی بارانیم را حس نکرد;در هجوم لحظه های بیکسی;غربت پنهانیم را حس نکرد;آنکه با آغاز من مانوس بود;لحظه ی پایانیم را حس نکرد&من آن موجم که آرامش ندارم;به آسانی سر سازش ندارم;هميشه در گريز و در گذارم;نمی مانم به يکجا بی قرارم;سفر يعنی من و گستاخی من;هميشه رفتن و هرگز نماندن;هزاران ساحل و ناديده ديدن;به پرسش های بی پاسخ رسيدن&من از تبار دریا از نسل چشمه سارم;رها تر از رهایی حصار بی حصارم;ساحل حصار من نیست;پایان کار من نیست;همدرد و یار من نیست;کسی که یار من نیست در انتظار من نیست;صدای زنده بودن در خروشم;به ساحل چون می یایم خموشم;به هنگامی که دنیا فکر ما نیست;برای مرگ هم در خانه جا نیست;اگر خاموش بنشینم روا نیست;دل از دریا بریدن کار ما نیست;من از تبار دریا از نسل چشمه سارم;رها تر از رهایی حصار بی حصارم&منم که جنگلی بی زمین بودم به جرم کشف گل در اوین بودم;کنارِ هم قفس تنها ترین بودم تو ساکت بودی و من واژه چین بودم;ترانه مال مردم نت به نت پیدا ولی گم بود تمام حسرت من بوی گندم بود;رویا خود بیداریه زخم تو زخمی کاریه کار تو بالا رفتنه رها شدن کار منه;این کار من بود این کارِ من بود , این راه من بود این راه من بود&اینک زیرِ نورافکن اوجِ شعرِ من ، آخرین پرده;قصه قصه ی مردی که غرورش را رها نکرده;هرچه هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود;مثل هیچکس نبود شبیهِ من بود شبیهِ من بود;چون پرنده اگر لرزیدم زیرِ باران اگر ترسیدم;وحشتم را به تو بخشیدم سقوطم را به چشم دیدم;تا فهمیدم چه دل شکن بود این راه من بود این راه من بود;صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم;صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم;زخمِ چینِ پیرهن هدیه ی دوست وقت رفتن بود;هرگز برنگشتم این راه من بود این راه من بود;خوابِ خوبِ بی قفس بودن بی تو رفتن باتو برگشتن;خواب خنده لحظه به لحظه آخرِِ خون تهِ شکنجه;این تمامِ خواب وطن بود این کار من بود این کار من بود;در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم;در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم;ساده بودم شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم;کارم از نو سر زدن بود این راه من بود این راه من بود;من از تو راه برگشتي ندارم تو از من نبض دنيامو گرفتي;تمام جاده ها رو دوره كردم تو قبلا رد پاهامو گرفتي;من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه;تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه;من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه;تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه;مسير جاده بازه روبم اما براي دل بريدن از تو ديره;كسي كه رفتنو باور نداره اگه مرد سفر باشه نميره;من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه;تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه;من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه;تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه;خودم گفتم يه راه رفتني هست خودم گفتم ولي باور نكردم;دارم مي رم كه تو فكرم بموني دارم ميرم دعا كن برنگردم&من دلم تنگ خودم گشته و بس...;من به دنبال هوایی نه چنین آلوده، روزگاری نه چنین افسرده، روزهایی نه چنین پژمرده، روزهاست می گردم تا از اینجا بروم! من به دنبال اتاقی خالی، روزها می گردم کز سر کوچه ی آن جوی آبی، چشمه ای می گذرد، که مرا عصر به عصر به تماشا ببرد;من به دنبال گلیمی ساده، سقفی از چوب و حصیر، سردری افتاده... من به دنبال هوای خنک آزادی ودری پنجره ای باز به یک آبادی، روزهاست می گردم تا از اینجا بروم!&کاش که پیرزنی صاحب یک بز پیر با دو تا مرغ و خروس و سگی بازیگوش، کاش همسایه دیوار به دیوار اتاقم باشد! کاش که توی حیاطش باشد دو سه تایی از درختان بلند، چندتایی نارنج و چناری که کلاغی هر روز به سراغش برود و من هر روز به عشق گل روشان بروم، پنجره را باز کنم!;من به دنبال اتاقی خالی روزهاست می گردم...&تمام نا تمام من با تو تمام میشود&اگر روزی داستانم را نقل کردی:بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد;بگو تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت;بگو دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست;بگو کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد;شاید بد بود اما بدی کسی را نخواست...!&نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟;نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت;ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد;گلویم سوتکی باشد به دست کودک گستاخ و بازیگوش;و او یک ریز و پی در پی دمگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد;و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را&چندیست که آشفته ام ای یار جوانم!;برگرد و از این حال پریشان برهانم;از قصّه ی چشمان تو دل کندن و رفتن;هرگــز نتوانم، نتوانم، نتوانم!!&سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی ; او از نژاد جاده باشد و رفتنی آری روزها گذشت همان شد : او رفت و من شکستم &مثل بهار نیستم که همیشه دلم سبز باشه ، مثل تابستون ,خشک هم نیستم من مثل پاییزم;گاهی خیس ز بارون چشم و گاهی سرد و بی روح ز بی رحمی روزگار . . .;پــس از مرگم ، مرا در گــورستان سگ ها دفــن کنــید;میــخواهم حــداقل، آنجا مــیان بــاوفایان دنــیا باشم&غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها / دل خسته ترینم در این گوشه دنیا;ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من / روزی تو آیی که نمانده اثر از من;تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم;گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد ;پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست;چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست در این ساحل که من افتاده ام خاموش;غمم دریا ، دلم تنهاست& اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست;فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست& من و غم همچون برادر ، دست الفت داده ایم;رشته ی این دوستی محکم کند تنهایی ام;وقتی که تنهایی میاد ، حس می کنم که بی کسم;ثانیه ها نمی گذرن ، هیچ موقع فردا نمیآد;دلم دیگه زندگی رو با اینهمه درد نمیخواد&دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام;وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام;دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام;من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام;کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام& از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس;این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست;میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم;حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم& در قفس تنهاییم تنها یاد توست;که مرا به اوج همه ی دوست داشتنها به پرواز در می آورد& مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم;با خیال او ولی تنهای تنها میروم;در جوابم شاید او حتی نگویدکیستی ;شاید او حتی بگویدلایق من نیستی;مینویسم من که عمری با خیالت زیستم;گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم& مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا;مثل ظلمت تو شب ها / جون به لب موندم و تنها& در برهوت بی کسی ، تنها تو همزاد منی;ای نازتر از خواب شبم ، آیا تو هم یاد منی ؟گر بدانم نیستی ، غمی نیست ز تنهایی / اینکه هستی و تنهایم ، غم دارم& هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید;بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید;من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل;بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید& من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم;ندارم شکوه از بیگانگان از خویش میترسم;ندارم وحشتی از یوز و ببر و حمله ی شیران;از آن گرگی که میپوشد لباس میش میترسم& من دلم میخواهد.. ساعتی غرق درونم باشم !!!عاری از عاطفه ها .. تهی از موج و سراب .. خالی از هر چه فراق .. من نه عاشق هستم ! و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ... من دلم تنگ خودم گشته و بس !!!& هیچ انتظاری از کسی ندارم و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !مسئله خستگی از اعتمادهای شکسته است .& خــدایـا به دل نگیر!اماقبول کن حق با شیطان بود؛;آدمیانت قابل پرستش نبودند...&خسته و دربدر شهر غمم;شبم از هر چه شبه سیاهتره;زندگی زندون سرد کینه هاست;رو دلم زخم هزار تا خنجره;چی میشد اون دستای کوچیک و گرم;رو سرم دست نوازش میکشید;بستر تنهایی و سرد منو;بوسه ی گرمی به آتیش میکشید;چی میشد تو خونه ی کوچیک من;غنچه های گل غم وا نمیشد;چی میشد هیچکسی تنهام نمیزاشت;جز خدا هیچکسی تنها نمیشد;من هنوز در بدر شهر غمم;شبم از هر چه شبه سیاهتره;زندگی زندون سرد کینه هاست رو دلم زخم هزار تا خنجره
اطلاعات ظاهری
رنگ مو: مشکی
رنگ چشم: قهوه ای
قد: 0 سانتی متر
وضعیت بدنی: متوسط
دیگران می گویند: خوشتیپم
اطلاعات تحصیلی
میزان تحصیلات: فوق لیسانس
رشته تحصیلی: برق
نوع رشته: فنی و حرفه ای
در حال حاضر: تمام وقت مشغول به كار هستم
اطلاعات علایق
رنگ مورد علاقه: همه ی رنگها قشنگن جز دو رنگی
موزیکهای مورد علاقه: پاپ-سنتی-کلاسیک و آرام
فیلمهای مورد علاقه: مستند-تاریخی-کمدی-اکشن-رزمی-ترسناک-عاشقانه و رمانتیک
ورزشهای مورد علاقه: بدنسازی-بسکتبال-پیاده روی
کتابهای مورد علاقه: شعر-داستان-رمان-علمی-تاریخی-مذهبی_جنایی_روانشناسی
غذاهای مورد علاقه: قورمه سبزی-قیمه-ماکارونی-لازانیا و هر غذایی که به مزاج و ذائقه م خوش بیاد
آیا به مسائل سیاسی اهمیت می دهید؟ زیاد
آیا مذهبی هستید؟ معمولی
آیا سینما می روید؟ اصلا
قدم زدن دو نفره را دوست دارید؟ زیاد
سفر دوست دارید؟ زیاد
آيا آدم معاشرتي و پر رفت و آمد هستيد؟ زیاد
چطور لباس می پوشید؟ کت و شلوار, معمولي, سنگين, Fashion فشن
فرد رویائی شما: توی رویاست
تست روانشناسی شخصیت
بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
97
موسیقی پروفایل