0%
faraz

faraz

مرد متأهل از تهران

10 مرداد 1354 (42 ساله)

تاریخ عضویت: 12 مرداد 1392

من به تنگ آمده ام، از همه چيز بگذاريد هوارى بزنم ... فريدون مشيرى،

قشنگه حتما بخونید روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای
ادامه...
عالیجناب فرهاد لایک
ادامه
  17 ساعت قبل
مرضیه امین 20
ادامه
  18 ساعت قبل
زندگی موسیقی گنجشک‌هاست زندگی باغ تماشای خداست زندگی یعنی همین پروازها صبح ها لبخندها آوازها ... سلام صبحتون به خیر و شادی امروزتون سراسر عشق و نیکبختی
تمنا تابش سلام روزتون خوش
ادامه
  19 ساعت قبل
zahra سلام. روزتون بخیر و شادی
ادامه
  ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
حق نداری به کسی دل بدهی الا من!
پیش روی تو دو راهست فقط من یا من

عاشقم دست خودم نیست ، به هم می ریزم
که تو هم با دگران خوب شوی هم با من

لااقل عاشق من هم نشدی عاقل باش
لطفا آلوده نکن سهم من است آن دامن

اعتباری به تو و قول و قسمهای تو نیست
باورت کرده ام از ساده دلی اما م
ادامه...
zahra 20
ادامه
  ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
تمنا تابش عالیست
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
شاهد مرگ غم انگيز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نيست از هيچ طرف راه برون شد زشبم
زلف افشان تو گرديده حصارم چه کنم

از ازل ايل وتبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی اين ايل وتبارم چه کنم

من کزين فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به ديدار تو افتد سرو کارم چه کن
ادامه...
zahra 20
ادامه
  ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
تمنا تابش ☘20☘
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
قاصدک هاى پریشان را که با خود، باد برد
با خودم گفتم مرا هم می‌توان از یاد برد


ای که می‌پرسی چرا نامی ز ما باقی نماند
سیل وقتی خانه‌ای را برد، از بنیاد برد


عشق می‌بازم که غیراز باختن در عشق نیست
در نبردی اینچنین هرکس به خاک افتاد،برد


شور شیرین تو را نازم که ب
ادامه...
zahra 20
ادامه
  ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
تمنا تابش بسیارزیبا
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
جاودانگی را دیدم
تعبیر هجای خالی خواب هایم بود
همان چشم ها
همان.....
مرا سوزاند و
خاکسترم را بدست بادسپرد
چندی بعد.....
شقایق
میان خاک استخوانم رویید
چنین سراسر زمین
عشق رویید
و من زاده شدم.
zahra 20
ادامه
  ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
تمنا تابش عالی
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
ای عشق!دل دوباره غبار هوس گرفت
از من گلایه کرد و تو را دادرس گرفت


دل بازهم بهانۀ رفتن گرفت و باز
تا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفت


گفتم به هیچ کس دل خود را نمی دهم
اما دلم برای همان هیـچ کس گرفت


افسردگی ب خسته دلی از زمانه نیست
افسرده آن دلی ست که از همنف
ادامه...
zahra 20
ادامه
  ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
تمنا تابش ☘20☘
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
من از آن تافته های جدابافته نبودم ؛ که هر توهینی را ببخشایم، اما همیشه در آخر کار آن را از یاد می‌بردم. آن کس که تصور می‌کرد که من از او نفرت دارم چون می‌دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می‌گویم غرق در شگفتی می‌شد و نمی‌توانست باور کند. در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا
ادامه...
sama_123 20
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
سلیمه Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ🌟łἷќἔ🏋️20🌟Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
بزرگی, خطاب به معشوقه اش نوشت:

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ..
زیاد نزدیک به هم,
می سوزیم,
و زیاد دور از هم, یخ
می زنیم .
تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی.
کسی که تو از من می خواهی بسازی,
یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت,

من با
ادامه...
سلیمه Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ🌟łἷќἔ🏋️20🌟Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
شهره بارانی 20
ادامه
  ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
صبح است و هوا هوای بارانی تو پروانه شکفــته با گل افشــانی تو با چهچه ی قنـاری و رقص نسیـم عشـــق آمده از دور به مهمانی تو صبح همگی بخیر
sama_123 20
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
سلیمه Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ🌟łἷќἔ🏋️20🌟Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
ادامه
  ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
291
هدایا