0%
فرهاد فرهادی   مدیر  طنزنامه
۱۷ شهریور ۱۳۹۴
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود انتظــارت را میـکشـــــد
تبلیغات

سرتاسر وجود عاشقم را نسيم زرد پائيزي فرا گرفته .

نه درجاده انتظار چشمانم مسافري ديده مي شود و نه چك چك اشك از چشمان خسته و

بي فروغم لحظه اي بند مي آيد انگاركه همه غمهاي دنيا غرق درچشمانم شده اند.

با غروري شكسته و قلبي نازك تر از شيشه در شلوغ ترين مسيرهاي سنگ ايستاده ام ;
ادامه...
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
محمد فرهادی 20
ادامه
  ۰۹ مهر ۱۳۹۴
قصه ها تمام شد ...

جاده ها به پایان رسیدند

زمستان سر شد و بهار آمد
زلیخا به یوسف و یوسف به آغوش کنعانیان بازگشت
و هر چیزی به مقصد خویش

اما ...
تو هنوز همان نامحرمی هستی که فقط دستانت برای شکستن دلم محرم شده بود ...
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
محمد فرهادی 20
ادامه
  ۰۹ مهر ۱۳۹۴




بیشتر از قبل حال همه را می پرسم…



سنگ صبور غم هایشان میشوم….



اشک های روی گونه هایشان را پاک می کنم….



اما…



یک نفر پیدا نمیشود که دست زیر چانه م بگذارد



سرم را بالا بیاورد و بگوید:



حالا تو ب
ادامه...
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
محمد فرهادی 20
ادامه
  ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دودي شده عكس همه

سراسر سياهي و واهمه

دوست داشتن ها چه ارزان شده

دروغ ها درونش پنهان شده

من ميترسم از اين ادمك ها

از دعاي بي ادعاي شاپرك ها

چوپي شدند، شايد ادمك ها

افتاده رنجش به گريبان مترسك ها
قرعه دعا بزن بنام من اي شاپرك
خسته شده ز پرواز هاي
ادامه...
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
محمد فرهادی 20
ادامه
  ۰۹ مهر ۱۳۹۴
باز... محتاج غزل از لب شیرین تو ام

تلخ ، در هم شده ام ، در پی تسکین تو ام

به سرا بوسه ای از جنس غزل بر لب من

یاریم کن تو به یک بوسه که مسکین تو ام

مذهب عشق اگر مذهب خوبان باشد

" کعبه ی عشق ". من عاشق شده ی دین تو ام

در طواف تو به دنبال خدا میگردم

گ
ادامه...
بزن که سوز دل من به ساز میگویی

ز ساز دل چه شنیدی که باز میگویی



نوای ساز تو خواند ترانه توحید

حقیقتی به زبان مجاز میگویی
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
محمد فرهادی 20
ادامه
  ۰۹ مهر ۱۳۹۴
عشق را حوصله کن ، تا به وصالش برسی

وصله یِ دامَنِ او شُو ،که به خالَش برسی

از همه چشم بِشو تا که به چشمش بِشَوی

بی خیالِ همه شو ، تا به خیالش برسی

از زمین پای بِکش ، پای به مقصد نرسد

آسمان را بِطَلب ، تا که به بالَش برسی

هر اَذانی که وَزید ، از سَرِ گُلدستِه
ادامه...
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
شهاب آریامنش چه زیبااااااااا
ادامه
  ۱۹ مهر ۱۳۹۴
گل برگهای مرده ای را باد برد

گل را یکی چید و سپس از یاد برد

در چاراهی دختری گل میفروخت

هرکس که آمد شاخه ای را داد برد

بر سنگِ گور و بر سرِ تاج عروس

هردو یکی غمگین یکی دلشاد برد

در شعر های شاعران عصر دور

در بوستان ، بلبل به گل دلداد برد

هر چند گ
ادامه...
amir ali soli روحش شاد خدايش بيامرزد
ادامه
  ۰۸ آبان ۱۳۹۵
  ۱۴ آذر ۱۳۹۴
باز... محتاج غزل از لب شیرین تو ام

تلخ ، در هم شده ام ، در پی تسکین تو ام

به سرا بوسه ای از جنس غزل بر لب من

یاریم کن تو به یک بوسه که مسکین تو ام

محمد فرهادی 20
ادامه
  ۰۹ مهر ۱۳۹۴
فرزین فیروزه 2000000000000000000
ادامه
  ۰۵ مهر ۱۳۹۴
هدایا
بفرما پرتغال
توسط:
ستایش ا
۰۸ مهر ۱۳۹۴
دسته گل 2
توسط:
بتی
۰۷ مهر ۱۳۹۴
دسته گل 2
توسط:
هلیا
۰۴ مهر ۱۳۹۴