0%
Jinam

Jinam

زن متأهل

28 آبان 1320 (76 ساله)

تاریخ عضویت: 22 فروردین 1391

سبو بشکست ، ساقی۔۔۔! همتی " از غصه می میرم ...

اطلاعات عمومی
نام نمایشی: Jinam
در یک خط: سکوتم مرگ بی حاصل ، تنم انبار غم های دل بی خانمانم ، نمیدانم چرا..! معشوقه ی پاییز و این باد خزانم ...
جنسیت: زن
وضعیت تأهل: متأهل
تاریخ تولد: 28 آبان 1320 (76 ساله)
هدف از عضویت: پیدا کردن دوستان قدیم، شرکت در بحث های گروهها و ...
درباره من: ..

کم کــم
تفــاوت ـ ظریف ِ میان نگه داشتن یک دست ،
و زنــجیر کردن یک روح را ...
یاد خـــواهی گرفت !
این که عشــق تکیه کـــردن نیست ،
و رفــاقت ، اطمینان خـاطر !
و یاد مـــی گیری که ...
بــوسه ها قــرارداد نـــیستند ؛
و هـــدیه ها عهد و پیــمان معنی نمـــی دهند !
و
شکست هایت را خـــواهی پذیرفت ،
ســرت را بالا خـــواهی گرفت ...
با چشــم های باز ،
ظـرافتی زنانه ...
و نه انــدوهی کودکانـه !
و یــاد مـــی گیری که ...
همــه ی راه هایت را هــم امــروز بسازی ...
که خـــاک فــردا بـــرای خیال هــا مطمئـــن نیست ؛
و آیـــنده
امکانی بــرای سقوط به میانه ی نـــزاع ،
در خـــود دارد .
کم کــم یاد مــی گیری که حتــی نور خورشید می سوزاند ،
اگـــر زیاد آفتاب بگیری !
بعــد ...
باغ خــود را مـــی کاری ،
و روحــت را زینت مـــی دهی ...
به جای این که منتــظر کسی باشی تا بــرایت گل بیـاورد !
و یــاد می گیری که
مـــی توانی تحمل کنی ،
که محــکم هستی ،
که خیــلی می ارزی !
و مـــی آموزی و ...
مـــی آموزی .
با هـــر خــداحافظــــی ...
یاد مـــی گیری !

..............💔💔💔💔💔💔💔.................

هنگامی که خواستم دردهایم را بنویسم
مداد سیاهم شکست!
ندانستم چرا؟
دستهایم پر زور شده بود یا مدادم در نوشتن سیاهی ناتوان!
شاید دفترم دیگر جایی ندارد!
سیاه سیاه
تمام سطرها را دردهایم پر کرده اند.
آدمها....
نقاط سیاه سطرهای شکسته....
روزهایم با چاشنی تنهایی میگذرد و من، تنها
برگ برگ زندگی ام را به نظاره نشسته ام،
کاغذهای سپید گم شده اند،
اشک و خون چشمهایم را پر کرده،
سیاهی تمامی ندارد،
مدادم گناهی ندارد،
مشق دردهایم پایانی ندارد.
دیر است ترانه......... دیر است.
دفتری تازه در کار نیست.
آغازی دوباره در راه نیست.
باید رفت.....
نقطه پایان تو مرگ است.
441
هدایا