0%
─═ह♚Šυoгε&

─═ह♚Š`...

مرد مجرد از تهران

18 اردیبهشت 1365 (34 ساله)

تاریخ عضویت: 15 بهمن 1390

هربار كودكانه دست كسى راگرفتم گم شدم ترس من ازگم شدن نيست ازگرفتن دستى است كه بى بهانه رهايم كند.
ایران بیستی عزیز - با توجه به درخواستهای زیاد همراهان همیشگی ایران 20 مبنی بر راه اندای مجدد سیستم پرداخت ، امکان پرداخت انلاین در سایت فراهم شده است . لطفا برای شارژ حساب خود به قسمت بالا صفحه موجودی - افزایش اعتباربیستک مراجعه کنید.
اطلاعات عمومی
نام نمایشی: ─═ह♚Šυoгε&
در یک خط: من زخمهای بی نظیری به تن دارم، اما تو مهربان ترینشان بودی... عمیق ترینشان... عزیز ترینشان... بعد از تو آدم ها... تنها خراشی بودند برمن که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند!!! عشق من..... خنجرت کولاک کرده!!
جنسیت: مرد
وضعیت تأهل: مجرد
تاریخ تولد: 18 اردیبهشت 1365 (34 ساله)
محل تولد: تهران
زندگی با: مجردی
سیگار: میکشم
مدل گوشی: بيتالک:suorenasam
مدل خودرو: id lin: Suorenaaa
هدف از عضویت: پیدا کردن دوست جدید، وقت گذرانی در وب
اخلاق: خوش اخلاق
درباره من: زخمی بر پهلویم هست /روزگار نمک میپاشدو من پیچ و تاب میخورم وهمه گمان میکنند که از شادی میرقصم تولدی دیگر همهء هستی من آیهء تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاهان شکفتن ها و رستن های ابدی آه کشیدم ، آه من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم زندگی شاید یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد زندگی شایدریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو همآغوشی یا عبور گیج رهگذری باشد که کلاه از سر بر میدارد و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید ” صبح بخیر “ زندگی شاید آن لحظه مسدودیست که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد ودر این حسی است که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست دل من که به اندازهء یک عشقست به بهانه های سادهء خوشبختی خود مینگرد به زوال زیبای گل ها در گلدان به نهالی که تو در باغچهء خانه مان کاشته ای و به آواز قناری ها که به اندازهء یک پنجره میخوانند آه… سهم من اینست سهم من ، آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد سهم من پایین رفتن از یک پله مترو کست و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی ان دادن که به من بگوید : ” دستهایت را دوست میدارم “ دستهایم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد ، میدانم ، میدانم ، میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت گوشواری به دو گوشم میآویزم از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم کوچه ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند ، هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد کوچه ای هست که قلب من آن را از محل کودکیم دزدیده ست سفر حجمی در خط زمان و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن حجمی از تصویری آگاه که ز مهمانی یک آینه بر میگردد و بدینسانست که کسی میمیرد و کسی میماند هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد ، مرواریدی صید نخواهد کرد . من پری کوچک غمگینی را میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین مینوازد آرام ، آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
اطلاعات ظاهری
قد: 176 سانتی متر
وضعیت بدنی: متوسط
دیگران می گویند: خوشتیپم
اطلاعات تحصیلی
میزان تحصیلات: فوق دیپلم
دانشگاه: دانشکده خبر تهران
رشته تحصیلی: خبر نگاری
نوع رشته: علوم انسانی
در حال حاضر: تمام وقت مشغول به كار هستم
اطلاعات علایق
رنگ مورد علاقه: ابی
موزیکهای مورد علاقه: داریوش
فیلمهای مورد علاقه: گوزنها . سرباز رایان .اندرورد
آیا به مسائل سیاسی اهمیت می دهید؟ متوسط
آیا مذهبی هستید؟ خیر
آیا سینما می روید؟ خیلی کم
قدم زدن دو نفره را دوست دارید؟ زیاد
سفر دوست دارید؟ زیاد
آيا آدم معاشرتي و پر رفت و آمد هستيد؟ زیاد
چطور لباس می پوشید؟ Fashion فشن
فرد رویائی شما: سورنا
33
گروهها