0%
سزار لبوس

سزار لبوس

مرد مجرد

1 اردیبهشت 1357 (39 ساله)

تاریخ عضویت: 6 آبان 1390

سکوت تنها دوستی است که هرگز خیانت نمی کند

اطلاعات عمومی
نام نمایشی: سزار لبوس
در یک خط: مهربون ودلسوزو.
جنسیت: مرد
وضعیت تأهل: مجرد
تاریخ تولد: 1 اردیبهشت 1357 (39 ساله)
خدمت سربازی: نرفته ام
زندگی با: مجردی
سیگار: نمیکشم
مدل گوشی: Sony tito
مدل خودرو: x33
هدف از عضویت: پیدا کردن دوست جدید، پیدا کردن دوستان قدیم، ارتباط با فامیل و دوستان، پیدا کردن همسر مناسب، وقت گذرانی در وب، پیدا کردن دوستان اینترنتی، شرکت در بحث های گروهها و ...
اخلاق: خوش اخلاق
درباره من: خواســــــتم بگویــــــــــم که کیستـــــــم ... دیـــدم نگفتن بهتر اســــــــت !چه ســــــود آن کــــــه نمی ماند همان بهتـــــــــر که نشناسد مرا...! آن کــــــــس که می مانــــــــــد خود خواهد شــــــــــناخت ...!


خيلي سخته كه آدم در مورد خودش بخواد چيزي بنويسه. نوشته‌اي كه احتمالاً بايد آميزه‌اي از صداقت و اعتراف و غرور باشه در عين حال خودستايي و تعريف از خود هم نباشه. حال روز آدم را بيان كنه و آرزوها و اميدهاش رو هم در اون آورده باشه. اومده:

شناسنامه زندگی
نام:رنج
نام پدر:مشقت
شهرت:اواره
شغل:ولگردی
محل صدور:دنیای فراموش شدگان
شماره شناسنامه:نامعلوم
نام مادر:سلطان غم
نام همسر:گریه
دین:یهودی
محل کار:شرکت نا امیدی
محل سکونت:شهر مکافات
محکومیت:زندگی کردن
جرم:به دنیا امدن
هدف:دنیای اخرت
تاریخ تولد:هزاروسیصدوهیچ
گروه خونی:نفت سیاه
ادرس:خیابان بدبختی
چهارراه تنهایی
کوچه دربدری
بلوک بی نهایت
...
یادمان باشد سر سجاده عشق؛
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطر مان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی




از شوق تو اي شمع طرب بعد هلاكم
جوشد پر پروانه ز هر ذره خاكم
بي‌تابي من عرض نسب‌نامه مستي است
چون موج مي از سلسسلة ريشة تاكم
دود نفس سوخته‌ام طرة يار است
كآن را نبود شانه به جز سينه چاكم
تهمت كش آلايش هستي نتوان شد
چون عكس ز تر دامني آينه پاكم
آهم، شررم، اشكم و داغم، چه توان كرد
چون شمع در اين بزم به صد رنگ هلاكم
اي همت عالي‌نظران دست نگاهي
تا چند برد پستي طالع به مغاكم
گردم چمن رنگ نبالد چه خيال است
عمريست كه در راه تمناي تو خاكم
چون غنچه ز شوق من ديوانه نپرسيد
گل نيز گريبان شده از حسرت چاكم
خاشاك به ساحل رسد از دست رد موج
از تيغ اجل نيست در اين معركه باكم
از بال هما كيست كشد ننگ سعادت
بيدل ز سر ما نشود ساية ما كم
من اكنون ايستاده ام و خود را می نگرم
كه دارم از پس تكه ابرهای نمودين خويش سر می زنم.
طلوع خود را می نگرم
و خود را به نرمی و رضايت،
غرق لذت و اميد،
تسليم او می كنم.
او كه مرا در خود می مكد
و من همچنان ساكت می مانم تا تمام شوم!
نسيم اميد بر چهره ام می وزد و من،
در نشئه ی مطبوع نيست شدن هايم،
غرقه در شكر و اشك،
در انتظار آنم كه از آن پر شوم.
احساس می كنم كه آن چه اكنون در من می جوشد،
سراپايم را فرا می گيرد،
تمام&quotهستن&quot م را لبريز می كند.
همه ی لكه هايی را كه از اثر انگشت طبيعت
بر ديواره های&quotبودن&quot م مانده بود،می زدايد.
مرا در خود می شويد.
ديگرم مي سازد و من،
گرم اين لذت درد آميز تولد خويش،
ساكت مانده ام.
اما نمی دانی!
اين كه در من فرا می رسد به عظمت همه ی اين هستی است،
چه می گويم؟
به عظمت ابديت است.
به عظمت مطلق است و به هراس بی كرانگی!
سنگينی آفرينش را دارد و جلال خدا را
و &quotبودن&quot من،
اين قفس تنگ و ناتوان،
گنجايش آن را ندارد.
احساس می كنم كه در خود فرو می شكنم،
نمی دانم چيست؟ اما بی تابم
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش کار ها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های درد مند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امید ها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک
هميشه طوري زندگي کردم که با همه يکرنگ و صادق باشم و دوست داشتم ديگران هم با خودم همين رفتار رو داشته باشن چون آدمي از باطن ديگران خبر نداره چه بسا کساني هستن که به ظاهر اظهار دوستي ميکنن ولي فقط اظهار.. در صورتيکه در باطن خود حاضرن هر حيله و فريبي بکار ببرن که به دوستشان ضربه بزنن و بيازارن و از اين کار خود هم لذت ميبرن آخه چرا... ؟
من خودم شخصا بخاطر اعتماد بيش از حدي که به دوستام ميکنم بارها ضربه خوردم ولي چيکار ميشه کرد.....؟.
چرا آدم بايد اين خصلت پليد دورويي رو در خود تقويت کنه؟
اخربار
وصیت نامه من {سزارلبوس}
وصـــــیـــــــت نـــامـــه قرن بیست و یکی من

از بوی گلاب بدم می آید ، همون آب معدنی کفایت می کند... ، نگید این رانی هلو دوست داشت ، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه ، من از مورچه ها دل خوشی ندارم !
آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نزارید ! خانوم های فامیل ، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید ، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد ! مردم ، گناه که نکردم !
مراسم ختم م...ن رو تو هیج مسجدی نگیرید ، راستی آخوند هم نیارید واسه فامیل ، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه !!!
توی درایو E عکس دارم ، خوراک اعلامیه ، عکس پرسنلی نزاریداا ، اونا جلب ترهم نمی کنه ! بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر ! یه کاری کنید درایو D بیشتر بترکه !
من اندک آبرویی داشتم در این خانواده !!! یه وقت ساندیس ماندیس دست فامیل ندیداااا ... ساندیس خیلی بده !!! روی خرما ها پودر نارگیل نریزید ، هم شکلش خز میشه ، هم بد مزه میشه ! همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده ! ( پ ن : هنگام تزئین حلوا دست خود را با آب و صابون بشویید ! )
پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه ؟ ترافــــیک !
فیس بوکم رو بلاک نکنید ، وبلاگم را نبندید ،گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه ! به اقوام بگویید از اون تکست های مرگ برام بگن : مثلا هنگام دیدن قبرم بگن : خونه ی نو مبارک ! شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره ! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !! هنگام خاک کردنم یک بیل کوچک کنارم بگذارید ، شاید دلم برایتان تنگ شد !!
و در آخر : بنویـسید بعد مرگـم روی سـنـگ ... با خطـوط نـرم و زیــبا و قشــنگ
او خفته است در این گور سرد ... مرگش را دیده بود در یک پاییز زرد در 20 سالـگـی مــرد و در X سالـگــی بــه خـاک سـپــرده شــد !
اطلاعات ظاهری
قد: 175 سانتی متر
وضعیت بدنی: ورزشی
دیگران می گویند: خوشتیپم
اطلاعات تحصیلی
میزان تحصیلات: دیپلم
در حال حاضر: تمام وقت مشغول به كار هستم
رزومه: ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اینك محل سكونت؟
زمین خاك
آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است
قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك
اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عش
اطلاعات علایق
رنگ مورد علاقه: سبز زرد قهوه ای صورتی آبی سبز زرد
موزیکهای مورد علاقه: خسته تر از صدای من گریه بی صدای تو - حیف که مانده پیش من خاطره ات به جای تو - رفتی و آشنای تو بی تو غریب ماند و بس - قلب شکسته اش ولی پاک و نجیب ماندو بس - طعنه به ماجرا بزن اسم مرا صدا بزن - قلب مرا ستاره کن دل به ستاره ها بزن - تکیه به شانه ا
فیلمهای مورد علاقه: بله - اخرین فیلم من {اخرین رفیق} - زانوهامو بغل کرده بودمو نشته بودم کنار دیوار دیدم یه سایه افتاد روم - سرم رو آوردم بالا.نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم - تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد... - گفت:تنهایی - گفتم:آره - گفت:دوستات کوشن؟ - گ
آیا به مسائل سیاسی اهمیت می دهید؟ کم
آیا مذهبی هستید؟ خیر
آیا سینما می روید؟ خیلی کم
قدم زدن دو نفره را دوست دارید؟ زیاد
سفر دوست دارید؟ زیاد
آيا آدم معاشرتي و پر رفت و آمد هستيد؟ خیلی کم
چطور لباس می پوشید؟ اهمیتی نمیدهم
فرد رویائی شما: تنهاییم
59