0%
(خدایااین مصیبت تاوان کدامین گناه ما بود)  Saba .m

(خدایااین مصیبت تاوان کدامین گناه...

زن مجرد از تهران

10 شهریور 1351 (45 ساله)

تاریخ عضویت: 11 فروردین 1389

داغلار داغێمدێر منیم/ غم اوْیناغێمدێر منیم/ دیندیرمه قان آغلارام/ یامان چاغێمدێر منیم/

اطلاعات عمومی
نام نمایشی: (خدایااین مصیبت تاوان کدامین گناه ما بود) Saba .m
در یک خط: دستانم رابه دستان هیچ کس می سپارم و درد دل می کنم با درختان. دیوانگی هم عالمی دارد
جنسیت: زن
دین: اسلام
وضعیت تأهل: مجرد
تاریخ تولد: 10 شهریور 1351 (45 ساله)
محل تولد: تهران
زندگی با: با خانواده
هدف از عضویت: ارتباط با فامیل و دوستان، پیدا کردن دوستان اینترنتی، شرکت در بحث های گروهها و ...
اخلاق: خوش اخلاق، جدی، دوستانه
درباره من: فرد صادقی هستم از دروغ وریا بیزارم.دوست دارم زمان غم و ناراحتی پیش دوستان و عزیزان باشم که همراهان روزهای خوشی زیاد هستند.بیشتر از خودم به فکر اطرافیانم هستم.طاقت دیدن ناراحتی دیگران را ندارم;به شعر علاقه دارم.ارامش شب را خیلی دوست دارم.;عقیده دارم انسانها با هم برابر هستند .مگر به اعمالشون که بد باشد.ایجاد تفاوت میکند


مادر منم كه بر سر آرامگاه تو
باز آمدم كه شرح غمت باز گويم
;باز آمدم كه با سر مژگان اشكبار
;خاك مزار پاك تو را شستشو كنم



امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم

این اشک های من از سردلتنگی است

دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت

کاش بودی..

امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم

می دانم جای تو خوب است

وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند

آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....

کاش فقط امروز نگاهت را داشتم

خدایا کاش فقط یک بار دیگر

آغوشش را داشتم




اي يامان گونده چاتان هر زمان امداده آنا‍!
اي حياتيم بويو دونياده يئتن داده،آنا!
ياتارام هر گئجه من فيكر و خيالينله سنين
گوره رم گول اوزيوي هر گئجه روياده آنا!
جان ائوينده نئچه آي چكدين آنا زحمتيمي
ياتماييب صبحه قدر، هي چكيبسن ذلتيمي
سوت وئريب كورپه ليگيمدن گوروبسن محنتيمي
وئردين اولادين اوچون عمريني سن باده آنا!

صبح تئزده ن اپوپ سن مني بيدار ائله دين
اوزومه گولدون آنا! عالمي گلزار ائله دين
منه اوز وئرسه كدر,سن اوزيني زار ائله دين
اي اولان جمله مشقتلره آماده آنا!

گر مريض اولسام آنا!جانيني قربان ائله دين
اوزده گولدون,غميني سينه ده پنهان ائله دين
يئتيريب حد كماله مني انسان ائله دين
تئز قوجالتدين اوزيني سن بو تمناده آنا!

بويودوم منده بوگون يار هوادارين اولوم
دولانيم باشينه من همدم وغمخوارين اولوم
خوشدير عمرين بويو,گر ياروپرستارين اولوم
نه ضرر گلسه منه خوشدو بو سئوداده آنا!



حساب و کتاب دنیا رو که ورق میزدم…
از فرمول عدالتش خوشم اومد…
هر چیزی رو “بگیری” که پشتش “آه و التماسه”…!!!
یک چیزی رو باید “پس بدی” که اسمش “تقاصه”…!!!.



چوخ سعي ائلديم دوشميه بلکه ديله درديم

اما نه قيليم چاره کي ديلدن ديله دوشدي

تک قويما گولوم شهرياري گل يئنه يوخلا

بيردن گورسن تاپدي اجل فاصله دوشدي



خودت باش...خود خودت...

به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز.......

به اعتبار هر اشکی هم شانه نباش

آدمی به خودی خود نمی افتد......

از همان سمتی می افتد که تکیه کرده...



غیر از تو ای خــدا به کسی رو نمی زنم

جز در مقام قرب تو زانو نمی زنم

با کشتیِ شکسته ز امواج معصیت

جز در کرانه های تو پهلو نمی زنم

خواهی مرا بری به جهنّم ببر ولی ...

... این را بدان که بانگ هیاهو نمی زنم



با توام ، با توخــــــــدا...
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست...
پاکتی از کلمه...
جعبه ای از لبخند...
نامه ای هم بفرست
کوچه های دل من باز خلوت شده است
قبل از اینکه برسم
دوستــی را بردند
یک نفر گفت به من: باز دیر آمده ای .... دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا ....
یک دل قلابی ...
یک دل خیلی بد... چِقَدر می ارزد؟ ....
من که هرجا رفتم جار زدم : شده این قلب حراج ... بدوید... یک دلِ مجانی
قیمتش یک لبخند.... به همین ارزانــــی
هیچ وقت اما... هیچ کس قلب مرا قرض نکرد...
هیچ کس دل نخرید...
با توام... با تو خـــــدا...
پس بیا...
این دل من ... مال خودت...
من که دیگر رفتم
اما...
ببر این دل را...
دنبال خودت



گفتم: از من مطلب دیده ی گریان تر از این
دل غمگین تر و خونین تر و ویران تر از این

گفت: هر چند دلت خانه به دوش است ولی
دوست دارم که شود بی سروسامان تر از این

گفتمش: حالت دل در غم گیسوی تو چیست؟
دست بر زلف زد و گفت: پریشان تر از این

گفتمش: پیش رخت دیده چه حالت دارد؟
در رخ آینه خندید که حیران تر از این

گفتمش کفر سر زلف تو عالم بگرفت
گفت: درشهر که دیده است مسلمان تر از این

گفتمش: شیوه ی رفتار تو در گلشن چیست؟
سرو را کرد اشارت که خرامان تر از این

گفتمش: با رخ تو ماه چه نسبت دارد؟
گفت حرفی نشنیدیم پریشان تر از این

گفتم: ای دوست لبت را به چه تشبیه کنم؟
جانب گل نظر افکند که خندان تر از این

گفتمش: وقت سخن با تو چسان باید بود؟
جامه از تن بدر آورد که عریان تر از این

گفتم: از هجر تو جان برلب پروانه رسید
گفت جز شمع ندیدیم گران جان تر از این




عاشق نميشوم، دلواپسم نباش

دستاني از تهي، پاهايي از ورم

فکر مرا نکن، امروز بهترم...

حال مرا مپرس، چيزي مهم که نيست...

اين دلشکستگي، اقرار بيکسيست

درگير من مشو، همدم نميشوم

حوا مرا ببخش... آدم نميشوم...

تقصير تو نبود، نه من نه بخت خود

تو عشق خط زدي، من خواستم نشد

درگير عادتم، سرگرم خود شدم

در مرز يک سقوط، ديگر نه تو نه من...

از پشت اين سکوت، از اين نقاب و نقش

حال مرا بفهم، جرم مرا ببخش

امروز بهترم... حوا بيا ببين

دلتنگ من مباش، من مرده ام... همين!

شکل خودم شدم... تلخ و بدون ره

در انتهاي خويش، حال مرا بفهم

شکلي شبيه خود، با چشم گريه سوز

باور نميکنم، آئينه را هنوز...

از پشت اين سکوت، از اين نقاب و نقش

حال مرا بفهم، جرم مرا ببخش

امروز بهترم، حوا بيا ببين

دلتنگ من مباش، من مرده ام... همين




از ندامت سوختم ، يا رب گناهم را ببخش
مو سپيد از غم شدم،روي سياهم را ببخش

ظلم را نشناختم ، ظالم ندنستم كه كيست
گوشه چشمي باز كردم ،اشتباهم را ببخش

ابر رحمت را بفرما ، سايه اي آرد به پيش
اين سر بي سايبان بي پناهم راببخش

از گلويم گر صدايي نابجا آمد برون
توبه كردم، سينه پر اشك وآهم را ببخش

اي زمان برزيگر كوري شدم در كار كشت
كشتزارم را مسوزان وگياهم را ببخش

ديگر اي طوفان غم ، در باغ ما سروي نماند
بيدهاي خشك برگ رنجگاهم راببخش

جلوه هاي باورم يارا حبابي پوچ بود
رنگ جو چشم دوبين كج نگاهم را ببخش



هیچكس با من در این دنیا نبود

هیچكس مانند من تنها نبود

هیچكس دردی زدردم بر نداشت

بلكه دردی نیز بر دردم گذاشت

هیچكس فكر مرا باور نكرد

خطی از شعر مرا از بر نكرد

هیچكس معنای آزادی نگفت

در وجودم رد پایش را نجست

هیچكس آن یار دل خواهم نشد

هیچكس دمساز و همراهم نشد

هیچكس چون من چنین مجنون نبود

در كلاس عاشقی دلخون نبود

هیچكس دردی نكرد از من دوا

جز خدای من خدای من خدا.




هر چه شکفتم تو ندیدی مرا
رفتی و افسوس نچیدی مرا

ماندم و پژمرده شدم ریختم
تا که به دامان تو آویختم

دامن خود را متکان ای عزیز
این منم ای دوست به خاکم مریز

وای مرا ساده سپردی به باد
حیف که نشناخته بردی ز یاد

همسفر بادم از آن پس مدام
میگذرم بی خبر از بام وشام

میرسم اما به تو روزی دگر
پنجره را باز گذاری اگر
اطلاعات ظاهری
قد: 170 سانتی متر
اطلاعات تحصیلی
میزان تحصیلات: لیسانس
رشته تحصیلی: منابع طبیعی
نوع رشته: علوم تجربی
محل های کار:
  • بیکارم
اطلاعات علایق
رنگ مورد علاقه: همه رنگهای خدا بخصوص یک رنگی
موزیکهای مورد علاقه: همه موزیکهای ارام
ورزشهای مورد علاقه: شنا-ژیمناستیک-ورشهای رزمی.
کتابهای مورد علاقه: کتابهای شعر و رومانهایی که بر اساس واقعیت نوشته شده باشند.
آیا به مسائل سیاسی اهمیت می دهید؟ متوسط
آیا مذهبی هستید؟ معمولی
آیا سینما می روید؟ خیلی کم
قدم زدن دو نفره را دوست دارید؟ زیاد
سفر دوست دارید؟ زیاد
آيا آدم معاشرتي و پر رفت و آمد هستيد؟ خیلی کم
چطور لباس می پوشید؟ سنگين
فرد رویائی شما: کسی در رویاهام راه نیافته
تست روانشناسی شخصیت
بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
270
هدایا