داستانک

ایجاد توسط: سپهر یگانه تاریخ ایجاد: ۲۵ دی ۱۳۹۱ تعداد رأی: 13 نظرات: 28 بازدید: 218
فقر و گرسنگیاین داستان کوتاه را در وبلاگی ایتالیایی چاپ شده است. در ضمن این داستان نمره ۸۲ از ۱۰۰ را گرفته .لوئیجی دلاپانته تفنگ شکاری همسایشان را قرض گرفت تا به شکار برود تا شاید با شکاری خانواده ۸ نفره گرسنه خود را سیر کند.از این جمع پسر ۱۰ ساله او آندره آ گفته بود که حاضر است گرسنه بماند و بمیرد ولی از گوشت حیوان شکار شده نخورد و این عقیده خود را دیشب به پدرش گفته بود . ولی لوئیجی چاره ای دیگر نداشت.از میان انبوه درختان جنگل ، رنگ خوشرنگ قهوه ای گوزنی را دید و گوشه ای کوچک از شاخ سفید او را . پس بیدرنگ نشانه گرفت و شلیک کرد و مطمئن از اینکه شکار را زده سگ پشمالو و تنبل خودش به اسم کاتی را باز کرد تا محل شکار را پیدا کند .بدنبال سگش راه افتاد نزدیک محل که شد، قطرات خون را دید و نزدیک و نزدیکتر …اما سگش دیگر جلوتر نمی رفت و لوئیجی از ترس اینکه مبادا اشتباها گراز یا خرسی را زخمی کرده و این دو حیوان اگر زخمی شوند بسیار خطرناکند همانجا ماند تا اینکه صدای ناله ای شنید صدای انسانی زخمی . با شتاب جلوتر رفت و پسرش آندره آ را نیمه جان یافت با کت بلندش به همان رنگ قهوه ای رنگ و کاغذی خون آلود
1
16
شما نیازمند ورود و یا عضویت در سایت می باشید.


نظرسنجی های دیگر این کاربر
همین جوری
آراء: 31 | بازدید: 380 | نظرات: 90 |
حتما بخوانید - انرژیهای مثبت و منفی این مطلب رو خیلی وقت بود...
آراء: 39 | بازدید: 550 | نظرات: 81 |
شهامت گذشتن از گردو ها روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از ...
آراء: 13 | بازدید: 367 | نظرات: 17 |