*_$_*_$_*_عشقولانه_*_$_*_$_*
گروه: *_$_*_$_*_عشقولانه_*_$_*_$_*
رهبر گروه : وحید
تاسیس : 19 فروردین 1391

نظرات (149)

صفحه 1 از 61

2

3

4

5

6

گونش ام آدمـای دلتــــــــــنگ وقتی خیلی بهشون خوش میگذره و میخندند یهو سرشونو برمیگردونند اونوری یکم ثابت میشن یواش یواش چشاشــــــون پر از اشـــــــک میشه
جمعه ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۵:۰۸
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید ديوارهاى شيشه اى
دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او درميان آکواريوم يک ديوار شيشه‌اى قرار داد، که آن ‌را به دو بخش تقسيم مى‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار شيشه‌اى برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد.
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است.
در پايان، دانشمند شيشه بين دو بخش آکواريوم را برداشت ........ ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت.
چـــــــرا ؟
ديوار شيشه‌اى وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که ازديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود.
باورش به وجود ديوار، باورش به محدوديت و باورش به ناتوانى خويش.
اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند

آپلود سنتر عکس رایگان
چهار شنبه ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۱:۳۸
گونش ام در دهکده ی تو خبر از بوی ریا نیست / چون نیست ریا ، هیچکس انگشت نما نیست

ما طالب مهریم و دل از عاطفه لبریز / دل صافتر از تو به خدا هیچ کجا نیست . . .
جمعه ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۶:۱۷
گونش ام با هرکه نشستیم ، دل از او نشکستیم

بر جام می و می کده ، مردانه نشستیم

هرچند که این جام پر از جور و جفا بود

خوردیم ولی حرمت ساقی نشکستیم . .
جمعه ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۶:۱۵
گونش ام


More Flowers Wishes Comments
جمعه ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۶:۱۳
وحید به سلامتی بعضی از ماها که تنهاییم..
نه اینكه نتونستیم با كسی باشیم
نه....

بلكه نخواستیم با هركسی باشیم!!
دوشنبه ۳ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۴۰
نوشین(بانوی اردیبهشت ) تقدیم به دوستان در عشقولانه



More Horse Lovers Comments
يکشنبه ۲ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۷:۲۶
وحید هنوزم که هنوزه ، هستند کسایی که وقتی میخوای بری بیرون

میـپـرسن: ” کجا !؟ “

و بلافاصله بعد از شنیدن جواب ” میــــرم بیرون “

از جانب شما قانع شده و به آرامش خاصی میرسند!
چهار شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۳۴
وحید داشتن مغز ؛
دلیل قطعی بر انسان بودن نیست !

پسته و بادام هم مغز دارند ،
برای انسان بودن باید شعور داشت ... !!!
چهار شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۲۴
Lsahar طنز تلخ پَ نه پَ

پزشکی که سر صحنه تصادف حاضر می‌شود و از فرد صدمه‌دیده می‌پرسد تصادف کردین؟ مردم‌آزار نیست.
هر چند به قول امروزی‌ها، یک موقعیت بامزه «پَ نه پَ» برای سوال شونده ایجاد می‌کند.

فرد مصدوم اگر هوش و حواسش سر جایش باشد، می‌تواند با پزشک شوخی کند و بگوید: پَ، نــه، پَ ما بازیگران سریال هشدار برای کبری ۱۱ هستیم و داریم جلوی دوربین نقش‌آفرینی می‌کنیم!

پزشک چیزی را که دیده است، بازگو می‌کند و منتظر است از بیمارش تایید بگیرد، اما در دنیای لطیفه‌های «پَ نه پَ» فرد بیمار این اجازه را دارد که بابت این سوال به ظاهر بی‌فایده فرد مقابلش را کلی دست بیندازد.

مادری که از دخترش می‌پرسد «داری اشک می‌ریزی؟» مسلما حال و روز دخترش را درک می‌کند. مادر ممکن است از پرسیدن این سوال انگیزه‌های مختلفی داشته باشد.

شاید دارد تعجبش را بیان می‌کند. شاید می‌خواهد با دخترش همدردی کند و بعد از شنیدن کلمه تایید، دختر را در آغوش بکشد، اما در دنیای لطیفه‌های «پَ نه پَ» دختر این مجوز را دارد که مادر را به خاطر پرسیدن این سوال به ظاهر بی‌فایده کلی مسخره کند.

در روز ده‌ها بار موقعیت پَ نه پَ برای همه ما ایجاد می‌شود: وقتی تعمیرکار از صاحب ماشین می‌پرسد «ماشینتون خراب شده؟» وقتی عطرفروش از مشتری‌اش می‌پرسد «دنبال یک عطر خوشبو می‌گردین؟» وقتی پدر از پسرش می‌پرسد: «الان رسیدی خونه؟» و…

در دنیای لطیفه‌های «پَ نه پَ» برای تمام این سوالات، جواب‌های بامزه و کوبنده‌ای طراحی شده است. «پَ نه پَ» یک قاعده کلی دارد: چیزی را که می‌دانی و می‌بینی و متوجه می‌شوی، نپرس.

این قاعده اگر در دنیای واقعی هم اجرا شود، آدم‌ها را تبدیل به یک ربات می‌کند؛ رباتی که بی‌حوصله است و از طریق حرف زدن با نفر مقابلش می‌خواهد فقط و فقط اطلاعات صرف را به او منتقل کند.

کسی که لطیفه‌های «پَ نه پَ» را ساخته به این نکته توجه نکرده که یک مکالمه قرار نیست فقط حاوی عناصر اطلاع‌دهنده باشد.

آدم‌ها از طریق حرف زدن با یکدیگر همدردی می‌کنند و احساسات و عواطفشان را بروز می‌دهند.

بهترین دیالوگ‌های تاریخ سینما آنهایی هستند که لایه‌های درونی اخلاقی و عاطفی شخصیت‌هایشان را افشا می‌کنند.

دیالوگ‌ها برای این نوشته نمی‌شوند که فقط اطلاعات بدهند. گاهی داستان را به پیش می‌برند و‌ گاهی آغازکننده یک بحث هستند.
سه شنبه ۱۴ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۸:۲۶
وحید من
تصوراتم از تو
با " کــــــــاش " گره خورده
تـــو ،
توقعاتت از من
با " بایـــــــــد" ..
سه شنبه ۱۴ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۰:۱۶
... دستان مادرم همه چیز را از خاطر برده اند:

بافتن شبهای بلند زمستان با کلاف آرامش

شستن و رفو کردن پیراهن روز

پختن مربای زردآلوی دوران کودکی من

بستن در به روی تاریکی شب

و آکندن بالش ام از رویاهای زیبا

دستان مادرم همه چیز را از خاطر برده اند

تنها کاری که دستان مادرم به یاد دارند

نوازش است مثل گذشته

لرزان

چهره ام را نوازش می دهد

و حلقه های کبود زیر چشمانم را می زدایند

دیگر بار او مادرم می شود

و من کودکش

دستان مادرم نوازش را از یاد نمی برند

آپلود سنتر عکس رایگان
دوشنبه ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۱:۱۳
وحید دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچکس فکر نکرد که شاید من گلی کاشته باشم.
شنبه ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۳:۳۱
... فردا که برسد

من

از آمدن دوباره ام نمی گويم

نمی گريم

نمی پويم

نمی خندم

با تازيانه عفريتگان به بهشت زمينيان نمی روم

بانگ بيدار باش پيغمبران را به هيچ می گيرم

فردا که برسد

من

ديگر بدهکار افسون ماه نيستم

به اندازه تشنگی هزاران فاصله

فردا که برسد

من

آنقدر ديوانه ام

که بار دگر به تو باز گردم

تويی که آخرين بار فقط گفتی:

چه نگاه غريبی

که وقت رفتن

سبک تر از درد گل مریم بود.
جمعه ۳ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۱:۴۰
نیما میدونم که کاملاً فکر میکنید غیرعقلانیه، ولی چیزی رو که می بینین نمی تونین انکار کنین!! شاید فقط و فقط نتیجه، حاصل انرژی مثبت میلیونها آدمی باشه که انرژیشون رو بدرقه این نامه کردن...
>>دوستان لطفاً این متن رو تا انتها بخونید. یقینا شما قلباً قبول می کنید و این نامه رو شما هم ارسال می کنید.
>>
>>" متن نامه "
>>
>>به نام صاحب شانس
>>
>>"دوست من، با نگاه به این نامه شما ابتدا به یاد خالق عشق باشید و این نامه را زمانی که دریافت
>>
>>می کنید به آنچه دوست دارید دست خواهید پیدا کرد فکر کنید و کسی راکه دوست دارید و میدانید
>>
>>گرفتار است برایش با قلبتان دعا کنید تا مشکلات او از طرف خدا به واسطه شما حل گردد
>>
>>و بعد یک اتفاقی که انتظارش را می کشید و حتی تصورش را نمی کنید برایتان اتفاق خواهد افتاد.
>>
>>"با دعا برای آن دوست، برکت بیشتر برای شما خواهد رسید!"
>>
>>این یک راز است... راز بقاء انرژی...
>>
>>رازی که در فیزیک و متافیزیک به قانون بقاء انرژی شهرت یافته است....
>>
>>این نامه از روی شانش برای خوش شانسی شما فرستاده شده است نسخه اصلی علیرغم اینکه مدعی می شوند درکشورانگلستان می باشد، در ونزوئلا نزد یک دختر دانشجوی مکانیک که نامش ماریا می باشد است و ارسال کننده اصلی آن ماریا می باشد و این نامه توسط یکی از مهندسین ایرانی که در یکی از پروژه های شرکت های ایرانی در آنجا مشغول به کار بود به صورت اتفاقی در یک ایمیل کاری از دوست و همکار ونزوئلائیش دریافت شد و او نیز به همه دوستان خود که تعداد زیادی از آنها نیز در ایران بودند ارسال کرد و دوست به دوست به دست شما رسیده است .
>>این نامه تا کنون طبق اخبار رسمی ماکروسافت، از 15 ماه گذشته تا کنون 49 باردردنیا به 9 زبان چرخیده است. و افرادی که نامشان در این نامه هستند همه دارای هویت واقعی می باشند.
>>شانس برای شما فرستاده شده است. شاید در دور بعد، نام شما هم به عنوان یکی از این افراد در این نامه قید شود. ظرف مدت کمتر از سه روز پس از دریافت این نامه اخبار خوشی را دریافت خواهید نمود.
>>
>>این شوخی نیست. با ارسال آن شما خوش شانسی خواهید آورد. پول نفرستید، کپی ها رابرای اشخاص بفرستید که فکرمیکنید به شانس احتیاج دارند. این نامه را نگه ندارید. این نامه باید ظرف مدت 96 ساعت ازدست شما خارج شود.
>>
>>یک وکیل بلژیکی می گوید: "نود دو هزار یور بابت حق الوکاله ام دریافت نمود ولی احساس می کنم چون این زنجیر را شکستم آن را از دست دادم".
>>
>>درهمین حال دراسکاتلند یوهان کی می گوید: "به دلیل اینکه این نامه را به جریان انداختم 3 روز بعد توانستم در بزرگترین قرعه کشی هدیه بیمه عمر خود را قبل از موعد به ارزش یک میلیون دلار دریافت کنم".
>>
>>در ایران شخصی به نام شیما حیدری می گوید: "زمانی که این نامه به دستم رسید ابتدا زیاد توجهی نکردم. آن روزها من کمی نگران، کم حوصله و وضعیت مالی زیاد مناسبی هم نداشتم و زمانی که این نامه به دستم رسید، حدوداً اوایل ماه آگوست سال 2009 میلادی بود که بعد از مدت ها ایمیلم را باز کردم. زیاد توجهی نکردم اول ، امابعد که این نامه را خواندم برایم جالب بود. حتی تا اینقدر جالب بود که بار انرژی مثبت خاصی برایم داشت. من آن را برای کلیه دوستانم ارسال کردم و دو روز بعد از آن فکر بکر و نویی به سرم زد و اولین کاری که کردم رفتم یک DOMAIN به نام ثبت کردم. همین ایده و
فکر که بعد از دریافت این نامه به ذهنم رسید، منتج به رونق خارق العاده به فعالیت های اقتصادی من شد که الان ارزش میلیونی بالایی دارد و حتی توانستم به خیلی از دوستانم نیز در این رابطه کمک شغلی و مالی کنم و من رو خیلی مشهور و ثروتمند کرد.
>>
>>در این مورد خیلی افراد به این نسخه اعتقاد دارند و برایشان شانس آورده.
>>تینو یک نقاش معروف محلی هلندی می گوید: "من و شاگردانم آرزو می کنیم یکبار دیگر این نامه به دست ما بصورت اتفاقی برسد. چون یکبار که رسید این کار شانس بالایی برای ما داشت و توانستیم از این راه با خیلی از آدمها در مورد کارمان دوست بشویم".
>>
>>این اتفاق برای شما هم خواهد افتاد به شرط آنکه شما هم به نوبه خود آن رابرای دیگران، حداقل برای همه دوستانتان ارسال نمایید.
>>
>>حتماُ 20 کپی بفرستید و ببینید که ظرف مدت 4 روز چه اتفاقی می افتد. این زنجیره از ونزوئلا شروع شد و این نامه از مارایا پیگیری و به ژوهان مرد خیری در آمریکای شمالی نوشته است. او دانشجوی مهندسی مکانیک است و شاغل. ازآنجا که این کپی باید در سراسر جهان بگردد شما باید 20 کپی تهیه نموده و برای دوستان و همکارانتان بفرستید پس از چند روز شما یک سورپریز دریافت خواهید نمود. این یک حقیقت است حتی اگرشما یک شخص خرافاتی نباشید. حداقل به این باور داشته باشید که در آن نام ها و هویت هایی وجود دارد که قابل استناد و دسترسی بوده و
>>می توان با آنها مکاتبه نمود که این موضوع را تصدیق کنند .
>>
>>پال سینگ کارمند اداری یک بانک در نپال این ایمیل رادریافت نموده ولی فراموش کرد که این نامه را باید ظرف مدت 96 ساعت ارسال کند. او شغلش را از دست داد کمی بعد نامه را پیدا کرد و 200 کپی ایمیل ارسال نمود و ظرف مدت چند روز شغل بهتری بدست آورد.
>>بخوانید فقط پاک نکنید. دوست عزیزشما نیز میتوانید به جای کپی، این نامه را به 21 نفر از دوستانتان از طریق پست الکترونیکی ارسال کنید و شانس خود را امتحان کنید (یا کپی کنید و به 30 نفر که احتیاج دارند بدهید.)
>>
>>یک پزشک فرانسوی که دوست نداشت نامش عنوان گردد می گوید: "من هر بار که این نامه به دستم می رسد برای دوستانم مجدداً ارسال می کنم چون اعتقاد دارم خداوند هر چیزی را که وسیله خوبی قرار می دهد و در آن بدی وجود ندارد ما بندگان خوب باید به آن عمل کنیم".
>>
>>به یاد داشته باشید حتی اگر اعتقادی نداشته باشید این نامه بنا به دلایل خاص وعجیبی عمل
>>می کند و برای شما بهترین چیزی را که در قلبتان آرزو می کنید به ثمر می آورد
جمعه ۳ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۳:۳۶
وحید گفتي صدايت ابري است
باران باريد
در به كار بردن ِ تعبيرهاي شاعرانه
احتياط كن
مثلا ممكن است بگويي
در چشمانت درياست
با حال و هواي اين روزهاي من
سيل راه بيافتد
از من گفتن بود
پنج شنبه ۲ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۴:۴۶
نوشین(بانوی اردیبهشت ) تقدیم به هم گروهای گلم در عشقولانه



More Love Comments
جمعه ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۷:۵۰
نیما مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

سوالات را بخوانید

۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟

الف) ۱۱۶ سال

ب ) ۹۹ سال

ج ) ۱۰۰ سال

د ) ۱۵۰ سال

او نمیتواند به این سوال جواب دهد

۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟

الف) برزیل

ب) شیلی

ج) پاناما

د)اکوادور

حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند

۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف) ژانویه

ب) سپتامبر

ج) اکتبر

د) نوامبر

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند

۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟

الف) ادر

ب) آلبرت

ج) جرج

د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟

الف) قناری

ب) کانگارو

ج) توله سگ

د) موش

در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی

خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید

جوابها

۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)

۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه

۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه

۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت

۵ـ توله سگ
جمعه ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۳:۵۸
وحید زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم
همه عمر دمی بود و نمـــــی دانستیم
حسرت رد شدن ثانـــــــیه های کوچــک
فرصــت مغتـمنی بود و نمی دانســـــــتیم
تشنه لب عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یــــــک قدمــــی بود و نمی دانستــــیم......
جمعه ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۰:۵۸
نیما مردی تصمیم گرفت برای آرامش به دریا بره و

تمام گرفتاری هاشو به دریا بسپره...

.

.

.

.

اما...؟!

.

.

.

.

.

.

…هر کاری کرد زنش سوار قایق نشد
پنج شنبه ۲۶ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۰:۵۳
سبحان روایت داریم:دوست دختر باید لاغر باشه تا در موقع ضروری تو کمد جا بشه!!!!!!
چهار شنبه ۲۵ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۳:۴۵
سبحان انسان سه راه دارد:
راه اول از انديشه مي‌گذرد،
اين والاترين راه است.
راه دوم از تقليد مي‌گذرد،
اين آسان‌ترين راه است.
و راه سوم از تجربه
مي‌گذرد
اين تلخ‌ترين راه است.
کنفوسيوس
سه شنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۵:۳۵
نازیلا نمی ارزیدی دیر فهمیدم...
مي خواهم باران ببارد!*#
خيسم کند...
تمام وجودم را بشورد!
بعد بگويمش که دمت گرم!جانم را صفا دادي!خدا صفايت را افزونتر کند...
بعد برگردم و خوشحال راه بروم و فخر بفروشم که هي...!من تميز شدم!مي بينيد!؟
تميز تميز!
و همچنان که راه مي روم، بدانم و آگاه باشم که عجب دروغي!ما هم بلديم پس...سر مردم و خودمان را کلاه گذاشتن!!

ولي دمش گرم بادا همواره اگر اين روزها ببارد!

دوشنبه ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۲:۲۱
وحید بیماری یخچال گرایی چیست ؟؟؟
.
.
.
.
...
.
.
.
.
.
...

.
.
..
.
.
نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند، در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند، چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد.این بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد! ))
دوشنبه ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۳:۵۶
صفحه 1 از 61

2

3

4

5

6

گروه های بروز شده

>>>تقدیم به همه گل های ایران بیست... توی زمون...


>> > >>>گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد>> > >و...


>♥♥♥> >>یه جمع خیلی دوس...


> آمده ایم تا در کنار هم بهترین لحظاتمون رو ت...