!!!!!!@@@مشرق زمین(1)@@@باور کن!
گروه: !!!!!!@@@مشرق زمین(1)@@@باور کن!
رهبر گروه : @ مجید 112 @مشرق زمین...باورکن!!
تاسیس : 19 مهر 1390

نظرات (2831)

صفحه 1 از 1071

2

3

4

5

6

...

107

حسین(متولد اسفند) بیا بگذر ز من ای بهترین عشقم بیا بگذر ز من آهسته تر جانان... که خورده شیشه قلبم مبادا بر دلت زخمی گذارد بیا بگذر زمن سوی رهایی نشنوی هرگز از این لحظه ز من حتی صدایی! بیا بگذر به شرطی که نگاهم را نبینی دیده ام خون است از اشک جدائی اشک من همره راهت ... توشه ای ناقابل است از من... ولیکن دل به تو دادم..... مبادا سر کوی رغیبم جا گذاری... تو بگذر یاد هم از من نکن هرگز ولی بایدبدانم شاد و خوشبختی خنده ات شرط است... بگو بر من که زین پس شاد و خندانی راستی میکنی یادی ز آن روزی... که گفتی میشوی مجنونم و من میشوم لیلی؟؟؟ ولی آن روزها بگذشت روزگار برگشت و من شدم مجنون بی لیلی!!! بیا بگذر زمن ای بهترین لیلی... از این پس رفتنت با مرگ من همراه می گردد... مرگ من پایان این نکبت جهانیست... که در آن دلدادگی جرم ست و عصیان وبر عشاق مهر هرزه را کوبند!!! و تاوانش شود درد و جدائی... مرگ من پایان این دنیای بی عشق ست مرگ من آغاز جنون ست... آری عشق را آغاز خواهم کرد بر همه عالم فریاد خواهم زد که مجنون زنده ست اینجا که مجنون مانده ست اینجا که میمانم نه اینکه دل بخواهد.... عشق میگوید بمان... همه رسم ست که مردم بر سر مجنون سرزنش گویند و هر دم ناروایی.... اگر دنیا همه بر من بگوید این هوس هست..... آنچه بینی نیست جز رویا.. باز با نجوا و آهسته من بگویم.... عاشقم عاشق.... چه دانید از دل مجنون دیوانه....؟؟؟؟؟؟؟ چنان مستانه مستم من بدون هیچ می وباده..... شما هرگز ندانید حال و روز این دل ساده.... برو دیگر خدا را میکنم همراه و یارت مپرس هرگز ز من که خواهم رفتنت یا نه... چو گویم عاشقم عاشق.... اگر گویم بمانی... ظلم کرده ام بر عشق... من از خود هم گذر کردم.... بر این دل هم چه بی رحمم!!! برای شادی عمرت... دعا کردم ...دعا کردم..... برو هرگز نمیخواهم بمانم بر سر خوشبختی ات و راهت هموار میسازم... بیا بگذر زمن ای بهترین عشقم... دلت آرام و آسوده من اینجا منتظر هستم... من اینجا پرچم عشق را افراشته می دارم... و میمانم به تنهایی که رسم عاشقی را بر خلق ثابت گردانم... من اینجا چشم به راهت دوخته....می مانم... برو عشقم...برو عشقم.....خدا...حافظ...و ...همراهت...
چهار شنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۲۳
حسین(متولد اسفند) بیا بگذر ز من ای بهترین عشقم بیا بگذر ز من آهسته تر جانان... که خورده شیشه قلبم مبادا بر دلت زخمی گذارد بیا بگذر زمن سوی رهایی نشنوی هرگز از این لحظه ز من حتی صدایی! بیا بگذر به شرطی که نگاهم را نبینی دیده ام خون است از اشک جدائی اشک من همره راهت ... توشه ای ناقابل است از من... ولیکن دل به تو دادم..... مبادا سر کوی رغیبم جا گذاری... تو بگذر یاد هم از من نکن هرگز ولی بایدبدانم شاد و خوشبختی خنده ات شرط است... بگو بر من که زین پس شاد و خندانی راستی میکنی یادی ز آن روزی... که گفتی میشوی مجنونم و من میشوم لیلی؟؟؟ ولی آن روزها بگذشت روزگار برگشت و من شدم مجنون بی لیلی!!! بیا بگذر زمن ای بهترین لیلی... از این پس رفتنت با مرگ من همراه می گردد... مرگ من پایان این نکبت جهانیست... که در آن دلدادگی جرم ست و عصیان وبر عشاق مهر هرزه را کوبند!!! و تاوانش شود درد و جدائی... مرگ من پایان این دنیای بی عشق ست مرگ من آغاز جنون ست... آری عشق را آغاز خواهم کرد بر همه عالم فریاد خواهم زد که مجنون زنده ست اینجا که مجنون مانده ست اینجا که میمانم نه اینکه دل بخواهد.... عشق میگوید بمان... همه رسم ست که مردم بر سر مجنون سرزنش گویند و هر دم ناروایی.... اگر دنیا همه بر من بگوید این هوس هست..... آنچه بینی نیست جز رویا.. باز با نجوا و آهسته من بگویم.... عاشقم عاشق.... چه دانید از دل مجنون دیوانه....؟؟؟؟؟؟؟ چنان مستانه مستم من بدون هیچ می وباده..... شما هرگز ندانید حال و روز این دل ساده.... برو دیگر خدا را میکنم همراه و یارت مپرس هرگز ز من که خواهم رفتنت یا نه... چو گویم عاشقم عاشق.... اگر گویم بمانی... ظلم کرده ام بر عشق... من از خود هم گذر کردم.... بر این دل هم چه بی رحمم!!! برای شادی عمرت... دعا کردم ...دعا کردم..... برو هرگز نمیخواهم بمانم بر سر خوشبختی ات و راهت هموار میسازم... بیا بگذر زمن ای بهترین عشقم... دلت آرام و آسوده من اینجا منتظر هستم... من اینجا پرچم عشق را افراشته می دارم... و میمانم به تنهایی که رسم عاشقی را بر خلق ثابت گردانم... من اینجا چشم به راهت دوخته....می مانم... برو عشقم...برو عشقم.....خدا...حافظ...و ...همراهت...
چهار شنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۲۳
حمید عباسی یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی! دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست. من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌ کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد... دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام. هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... . شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... . روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم! این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند
پنج شنبه ۵ بهمن ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۷:۲۶
پـــروشـاتـــــ کـــبـیـر یادش بخیر قدیماااااااااااااااااااااااااا اینجا یه مجیدی داشت که همش میگفتم دیونتممممممممممممم دیوونه
پنج شنبه ۲۸ دی ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۰:۰۳
پـــروشـاتـــــ کـــبـیـر یادش بخیر قدیماااااااااااااااااااااااااا اینجا یه مجیدی داشت که همش میگفتم دیونتممممممممممممم دیوونه
پنج شنبه ۲۸ دی ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۰:۰۳
سایه -sayeh چه خون جگری خوردیم برای این گروه ... یادش بخیر
سه شنبه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۵:۴۷
پـــروشـاتـــــ کـــبـیـر ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
پنج شنبه ۹ آذر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۵:۴۴
النا راد وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دلم چه قدر تنگ شده بودددددددددددددددددددددددددددددددددد
جمعه ۳ آذر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۱:۲۴
علی غلامرضا ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام به همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دوستان عزیـــــــــــــــــــــــــــــز و گرامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم یهویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی هوای اینجا رو کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد. اومـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم یه سر بزنم حال دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتان گـــلـــم رو بپرسم و برم . دلم خیلی براتون تنگ شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ @}- @}- @}-
پنج شنبه ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۲:۲۵
پـــروشـاتـــــ کـــبـیـر سپاس دوستان
چهار شنبه ۱۷ آبان ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۳:۵۲
محبوب((به یاد شهره عزیزم)) سلام به همه مشرقي هاي عزيزممممممممممممممممممممممممممممممممممم
چهار شنبه ۱۷ آبان ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۹:۱۲
سایه -sayeh دلم چقدر تنگ شده بودددددددددددددددددددد
دوشنبه ۱۵ آبان ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۲:۰۸
داریوش آپلود سنتر ایران تراک
دوشنبه ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۰:۳۰
Reza 53494484274341199099.gif
آپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس
53494484274341199099.gif
پنج شنبه ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۸:۲۱
تمام ناتمام من باتوتمام می شود یارب چه كسي ميگويد گراني شده؟
دوره ارزانيست
دل ربودن ارزان
دل شكستن ارزان
دوستي ارزان
دشمني ارزان
چه شرافت ارزان
تن عريان ارزان
آبرو قيمت يك تكه نان
ودروغ از همه چيز ارزانتر
قيمت عـــشـق چقدر كم شده كمتر از آب روان
وچه تخفيفي بزرگي خورده قيمت هر انسان
باز هم ميگويي گراني شده؟
پنج شنبه ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۰:۱۰
تمام ناتمام من باتوتمام می شود یارب گريه هم با من دگر نامهرباني مي كند

قلبم اما گريه هايش را نهاني مي كند

اشك ، تنها مونس شبهاي تارم بود و بس

اشك هم با غم ، دگر اما تباني مي كند

بلبلي در زير باران نگاهم لانه داشت

اينك اما جغد شومي ، نغمه خواني مي كند

باغ قبلم از هجوم دردها پائيز شد

غصه هم در آن ، به شادي باغباني مي كند...
پنج شنبه ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۰:۱۰
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید ديوارهاى شيشه اى
دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او درميان آکواريوم يک ديوار شيشه‌اى قرار داد، که آن ‌را به دو بخش تقسيم مى‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار شيشه‌اى برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد.
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است.
در پايان، دانشمند شيشه بين دو بخش آکواريوم را برداشت ........ ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت.
چـــــــرا ؟
ديوار شيشه‌اى وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که ازديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود.
باورش به وجود ديوار، باورش به محدوديت و باورش به ناتوانى خويش.
اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند

آپلود سنتر عکس رایگان
سه شنبه ۱۸ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۷:۴۴
تمام ناتمام من باتوتمام می شود یارب كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند
بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
IMG4UP
يکشنبه ۱۶ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۳:۳۶
تمام ناتمام من باتوتمام می شود یارب IMG4UP
جمعه ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۰:۴۷
Rezai
سازمان فضايي ناسا پیش بینی کرده است که در 23-25 دسامبر 2012(سوم تا پنجم دی 91) و در زمان تراز کائنات ، زمین به مدت 3 روز در تاریکی کامل به سر خواهد برد. دانشمندان پیش بینی تغییرات کائنات ،تاريكي مطلق در کل کره زمین به مدت 3 روز از تاریخ 23 دسامبر 2012 را نموده اند. این پایان جهان نیست ، این هم ترازی جهان ، جایی که خورشید و زمین برای اولین بار هم تراز می شوند. زمین از وضعیت کنونی که بعد سوم است به بعد صفر تغییر نموده و سپس به بعد چهارم تغییر می نماید.در این گذار جهان با تغییر بزرگی روبرو می شود و ما یک جهان جدیدی را خواهیم دید. پیش بینی شده است که این 3 روز تاریکی در روزهای 23، 24، 25 دسامبر 2012(سوم تا پنجم دی ماه 91) اتفاق می افتد، حفظ آرامش ، در آغوش کشیدن یکدیگر ، مناجات ، خواب به مدت 3 روز بهترین راه حل است و متاسفانه افرادی از ترس این موضوع خواهند مرد، آنهایی که بعد از این واقعه زنده می ماند با یک جهان نوین روبرو خواهند شد
بهتر است در ماه دسامبر از مسافرت خودداري فرماييد....
از هم اکنون خوشحال باشید، واز هر لحظه عمر خود لذت ببرید و نگران نباشید و هر روز به درگاه خدا دعا کنید.ُ







NASA predicts total blackout on 23-25 Dec 2012 during alignment of Universe. US scientists predict Universe change, total blackout of planet for 3 days from Dec 23 2012. It is not the end of the world, it is an alignment of the Universe, where the Sun and the earth will align for the first time. The earth will shift from the current third dimension to zero dimension, then shift to the forth dimension. During this transition, the entire Universe will face a big change, and we will see a entire brand new world. The 3 days blackout is predicted to happen on Dec 23, 24, 25....during this time, staying calm is most important, hug each other, pray pray pray, sleep for 3 nights...and those who survive will face a brand new world....for those not prepared, many will die because of fear. Be happy, enjoy every moment now. Don't worry, pray to God everday. There is a lot of talk about what will happen in 2012, but many people don't believe it, and don't want to talk about it for fear of creating fear and panic. We don't know what will happen, but it is worth listening to USA 's NASA talk about preparation. Better avoid travelling during December. Listen to the master's explanation below:


NASA predicts total blackout on 23-25 Dec 2012 during alignment of Universe.

US scientists predict Universe change, total blackout of planet for 3 days from Dec 23 2012. It is not the end of the world, it is an alignment of the Universe, where the Sun and the earth will align for the first time. The earth will shift from the current third dimension to zero dimension, then shift to the forth dimension.

During this transition, the entire Universe will face a big change, and we will see a entire brand new world. The 3 days blackout is predicted to happen on Dec 23, 24, 25.... during this time, staying calm is most important, hug each other, pray pray pray, sleep for 3 nights... and those who survive will face a brand new world.... for those not prepared, many will die because of fear. Be happy..., enjoy every moment now. Don't worry, pray to God everyday.

There is a lot of talk about what will happen in 2012, but many people don't believe it, and don't want to talk about it for fear of creating fear and panic. We don't know what will happen, but it is worth listening to USA's NASA talk about preparation.

Whether it's true or not, better be prepared. No panic, stay calm, just pray. Remember to smile more, love more, forgive more...everyday. Better avoid traveling during December.




ارسال این ايميل به معني تاييد يا تكذيب محتوي آنها نبوده و صرفا جنبه اطلاع رساني دارد
چهار شنبه ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۱:۱۱
تمام ناتمام من باتوتمام می شود یارب می رسد تا خبر چشم تو فردا به زمین / ماه گل می کند از سینه ی مرداب زمین
عطر اندام تو در باد چنان می پیچد / می گذارند پری های خدا پا به زمین
ابرها زمزمه نام تو را می شنوند / می گشایند همه پنجره ها رو به زمین
به هوای تو که حوای منی با صد شوق / از بهشت آمده ام خسته و تنها به زمین
از پس پنجره پلک تو دریا جاری است / از نگاه تو شبی ریخته دریا به زمین
سال ها طول کشیده است در اندوه زمان / تا رسیده است نگاهی ز تو حالا به زمین
خرمن موی چو خورشید تو در باد رهاست / یا طلا ریخته از شانه تو تا به زمین ؟
بی تو در دغدغه مرگ زمین می پوسد / بعد چشمان غزلجوش تو حاشا ... حاشا ... !
IMG4UP
سه شنبه ۱۱ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۰۲
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید این ایمیل را برای اقوام، آشنايان و مبتلایان به بیماری ام اس بفرستید:
سلام
امروز اتفاقی یه نفر رو دیدم عجله داره . سوار ماشینم کردم. گفت ببخشید من 25 ساله اینجا نبودم و نمیدونم کجا تاکسی هست. گفتم کجا بودی گفت هلند. سر صحبت باز شد گفت من چند سال قبل بیماری ام اس گرفتم و به صورت کاملا فلج تو رختخواب افتادم و دارو بهم میدادن که زنده بمونم و قطع امید کرده بودم چون دکترها گفتن این بیماری علاجی ندارد
تا اینکه شنیدم یه دکتر ایتالیایي تونسته یه بهبودهای رو برای این بیماران به وجود بيآره و من زیر نظر اون دکتر ایتالیايی درمان رو انجام دادم و الان یک سال ونیم است که هیچ مشکلی ندارم و امدم که این خبر رو به همشهریام بدم
چون کارخانه هايی که به وسیله تولید داروي ام اس سودهای میلیاردی دارن نمی ذارن این خبر به جایی برسه خواهش می کنم این خبر رو منتشر کنید شاید جان هزاران نفر رو نجات دادید با این پیام این دکتر برای بیماریهای عروقی مثل ام اس، پارکینسون و... درمانهای جدیدی داره خواهش می کنم انتشار دهید
این فرد تا یک ماه دیگه ایران هست و شماره شو به من داد و خانه شو اینجا بهم یاد داد اگر عزیزی دارید با من تماس بگیرید تا شماره اون فرد رو بهتون بدم:
Ghandil1987@*****.com
ممنون.
این هم وب سایت Dr. Zamboni:
http://www.ccsvi.nl/
زبان سایت رو می تونید به انگلیسی تغییر دهید و بعد به فارسی تغییر دهید. می تونید دکتر زامبونی رو هم تو گوگل سرچ کنید اگر انسانها رو دوست دارید این خبر حیاتی رو انتشار دهید.
-------------------------------------------------------------------------------------------
سلام دوستان این ایمیل را من دریافت و حس کردم که عینا برای دوستان بگذارم . از اینکه این خبر موثق هست یا نه قضاوتی نمی کنم ولی اگر درست باشد ممکن است خانواده ای را از نگرانی در بیاورد .ممنون ودر پناه خدا
دوشنبه ۱۰ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۳۲
پـــروشـاتـــــ کـــبـیـر بچه ها مچکرم
دوشنبه ۱۰ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۱:۲۰
Rezai قرار نبوده !!!

تا جایی که فهمیده‌ام قرار نبوده این ‌قدر وقت‌مان را در آخور‌های سرپوشیده‌ی تاریک بگذرانیم به جای چریدنِ زندگی و چهار نعل تاختن در دشت‌های بی‌مرز.
قرار نبوده تا نم باران زد، دست‌پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم.
قرار نبوده اینقدر دور شویم و مصنوعی. ناخن‌های مصنوعی، دندانهای مصنوعی، خنده‌های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه‌های مصنوعی.
حتما‌ً قرار نبوده بزهایی باشیم که سنگ‌نوردی مصنوعی در سالن می‌کنند به جای فتح صخره‌های بکر زمین.
هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این‌چنین با بغل دستی‌های‌مان در رقابت‌های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم جانور بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟
قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاه‌ها و مدرک‌های ما رد بشود … باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نیلبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند…
قرار نبوده این ‌همه در محاصره‌ی سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا،
قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی‌شک این همه کامپیوتر و پشت‌های غوزکرده‌‌ی آدمهای ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده؛
تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟… کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست… این چشم‌ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.
قرار نبوده خروسها دیگر به هیچ‌کار نیایند و ساعت‌های دیجیتال به‌جایشان صبح‌خوانی کنند. آواز جیرجیرک‌های شب‌نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و اینطور شب تا صبح پرپر زدن
اپیدمی نشود.
من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه‌‌ی دار و ندار زندگی‌مان، همه‌ی دغدغه‌ی زنده بودن‌مان.
قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.
قرار نبوده اینطور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره‌ها نخوابیده باشیم.
قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم‌تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.
قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پای‌مان یک‌بار هم بی‌واسطه‌ی کفش
لاستیکی/چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.
قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه‌ی سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم.
چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین‌قدر می‌دانم که این‌همه “قرار نبوده”‌_ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی‌مان را آشفته‌ و سردرگم کرده…آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سردر نمی‌آوریم چرا.
دوشنبه ۱۰ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۸:۵۹
صفحه 1 از 1071

2

3

4

5

6

...

107

گروه های بروز شده

>> > >>>گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد>> > >و...


از روی مهر این گروه رو با پیشنهادات در مورد ک...


>>>تقدیم به همه گل های ایران بیست... توی زمون...


>♥♥♥> >>یه جمع خیلی دوس...