00:00 (+24)☻☺
گروه: 00:00 (+24)☻☺
رهبر گروه : علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید
تاسیس : 19 شهریور 1390
ایران بیستی عزیز - با توجه به درخواستهای زیاد همراهان همیشگی ایران 20 مبنی بر راه اندای مجدد سیستم پرداخت ، امکان پرداخت انلاین در سایت فراهم شده است . لطفا برای شارژ حساب خود به قسمت بالا صفحه موجودی - افزایش اعتباربیستک مراجعه کنید.

نظرات (1066)

صفحه 1 از 21

2

Heli we are waiting for son of man who comes with son of GOD. ما منتظر مهدی موعود هستیم که با عیسی مسیح می آید. lotfan enteshar dahid!
جمعه ۱ اسفند ماه ۱۳۹۳ ساعت:۱۹:۳۴
امیرو بامرام <div style="text-align: center;">بفرمائید ناهار <span><img width="684" height="515" src="http://static.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/n-14-02-6/12/76c287b784fb7d01ed7ace6a08857221-425" alt="" /><br /> <br /> &nbsp;ft<br /> </span></div>
دوشنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۲ ساعت:۱۴:۴۹
امیرو بامرام <div style="text-align: center;">بفرمائید ناهار <span><img width="684" height="515" src="http://static.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/n-14-02-6/12/76c287b784fb7d01ed7ace6a08857221-425" alt="" /><br /> <br /> &nbsp;ft<br /> </span></div>
دوشنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۲ ساعت:۱۴:۴۹
امیرو بامرام <div style="text-align: center;">بفرمائید ناهار <span><img width="684" height="515" src="http://static.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/n-14-02-6/12/76c287b784fb7d01ed7ace6a08857221-425" alt="" /><br /> <br /> &nbsp;ft<br /> </span></div>
دوشنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۲ ساعت:۱۴:۴۹
داریوش آپلود سنتر ایران تراک
دوشنبه ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۹:۱۴
داریوش آپلود سنتر ایران تراک
دوشنبه ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۹:۱۴
داریوش آپلود سنتر ایران تراک
دوشنبه ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۹:۱۳
داریوش آپلود سنتر ایران تراک
دوشنبه ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۹:۱۳
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید ديوارهاى شيشه اى\nدانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او درميان آکواريوم يک ديوار شيشه‌اى قرار داد، که آن ‌را به دو بخش تقسيم مى‌کرد.\nدر يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.\nماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.\nاو براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار شيشه‌اى برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد. \nپس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است.\nدر پايان، دانشمند شيشه بين دو بخش آکواريوم را برداشت ........ ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت.\nچـــــــرا ؟\nديوار شيشه‌اى وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که ازديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود.\n باورش به وجود ديوار، باورش به محدوديت و باورش به ناتوانى خويش.\nاگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند\n\nآپلود سنتر عکس رایگان  
جمعه ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۵۵
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید این ایمیل را برای اقوام، آشنايان و مبتلایان به بیماری ام اس بفرستید:\nسلام\nامروز اتفاقی یه نفر رو دیدم عجله داره . سوار ماشینم کردم. گفت ببخشید من 25 ساله اینجا نبودم و نمیدونم کجا تاکسی هست. گفتم کجا بودی گفت هلند. سر صحبت باز شد گفت من چند سال قبل بیماری ام اس گرفتم و به صورت کاملا فلج تو رختخواب افتادم و دارو بهم میدادن که زنده بمونم و قطع امید کرده بودم چون دکترها گفتن این بیماری علاجی ندارد\nتا اینکه شنیدم یه دکتر ایتالیایي تونسته یه بهبودهای رو برای این بیماران به وجود بيآره و من زیر نظر اون دکتر ایتالیايی درمان رو انجام دادم و الان یک سال ونیم است که هیچ مشکلی ندارم و امدم که این خبر رو به همشهریام بدم\nچون کارخانه هايی که به وسیله تولید داروي ام اس سودهای میلیاردی دارن نمی ذارن این خبر به جایی برسه خواهش می کنم این خبر رو منتشر کنید شاید جان هزاران نفر رو نجات دادید با این پیام این دکتر برای بیماریهای عروقی مثل ام اس، پارکینسون و... درمانهای جدیدی داره خواهش می کنم انتشار دهید\nاین فرد تا یک ماه دیگه ایران هست و شماره شو به من داد و خانه شو اینجا بهم یاد داد اگر عزیزی دارید با من تماس بگیرید تا شماره اون فرد رو بهتون بدم:\nGhandil1987@*****.com\nممنون.\nاین هم وب سایت Dr. Zamboni:\nhttp://www.ccsvi.nl/\nزبان سایت رو می تونید به انگلیسی تغییر دهید و بعد به فارسی تغییر دهید. می تونید دکتر زامبونی رو هم تو گوگل سرچ کنید اگر انسانها رو دوست دارید این خبر حیاتی رو انتشار دهید.\n-------------------------------------------------------------------------------------------\nسلام دوستان این ایمیل را من دریافت و حس کردم که عینا برای دوستان بگذارم . از اینکه این خبر موثق هست یا نه قضاوتی نمی کنم ولی اگر درست باشد ممکن است خانواده ای را از نگرانی در بیاورد .ممنون ودر پناه خدا     
شنبه ۸ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۹:۴۴
*SARDAR* ⊲شايَد آرام تَر مے شُدَم

فقَطـــ وَ فقَطـــ ...

اگــــر مے فهميدے ...

حَرفــــ✖ هايَم بہ هَميـטּ راحَتے كہ مے خوانے ...

⊲ نِوشتہ نَشُده اَند ✖ ... .

نَخَند ツ لَعْنَتــــــے ...

تـُـ♥ــو چہ مے فهمے از دلتنگــــــے ...
شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۰۵
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید بچـه کـه بودیـم ...\nبچه بودیم ار آسمان باران می آمد\nبزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید\n\nبچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن\nبزرگ شدیم هیچکی نمیبینه\nبچه بودیم تو جمع گریه می کردیم \nبزرگ شدیم تو خلوت\nبچه بودیم راحت دلمون نمی شکست \nبزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه\n\nبچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم\nبزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی\nبعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم\n\nبچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن \nبزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که \nاندازه دوست داشتنمون تغییر کنه\n\nکاش هنوزم همه رو \nبه اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم\nبچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم\nيك ساعت بعد از یادمون میرفت\nبزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون\n مونده و آشتی نمی کنیم\nبچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود \n\nبزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه\n\nبچه که بودیم بچه بودیم\nبزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛\nدیگه همون بچه هم نیستیم\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\nآپلود سنتر عکس رایگان 
جمعه ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۱:۱۳
مژگان علوی ...
سه شنبه ۲۸ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۱۴
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید از خدا بار سبکتر نخواهید\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا\n\nآپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا 
جمعه ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۰۶
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید درس زندگى\n \nمعلّم يک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام يک کيسه پلاستيکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هايى که از آن‌ها بدشان می‌آيد، سيب‌زمينى بريزند و با خود به کودکستان بياورند. \n\nفردا بچه‌ها با کيسه‌هاى پلاستيکى به کودکستان آمدند. در کيسه بعضی‌ها دو.بعضی‌ها سه و بعضی ها تا پنج \n \nسيب‌زمينى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا يک هفته هر کجا که می‌روند کيسه پلاستيکى را با خود ببرند. \n\nروزها به همين ترتيب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکايت از بوى ناخوش سيب‌زمينی‌‌هاى گنديده. به علاوه، آن‌هايى که سيب‌زمينى بيشترى در کيسه خود داشتند از حمل اين بار سنگين خسته شده بودند. پس از گذشت يک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. \n\nمعلّم از بچه‌ها پرسيد: «از اين که سيب‌زمينی‌ها را با خود يک هفته حمل می‌کرديد چه احساسى داشتيد؟» بچه‌ها از اين که مجبور بودند سيب‌زمينی‌هاى بدبو و سنگين را همه جا با خود ببرند شکايت داشتند. \n\nآنگاه معلّم منظور اصلى خود از اين بازى را اين چنين توضيح داد: «اين درست شبيه وضعيتى است که شما کينه کینه ادم‌هايى که دوستشان نداريد را در دل خود نگاه می‌داريد و همه جا با خود می‌بريد. بوى بد کينه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنيد. حالا که شما بوى بد سيب‌زمينی‌ها را فقط براى يک هفته نتوانستيد تحمل کنيد پس چطور می‌خواهيد بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنيد؟»\n \n \nنتيجه اخلاقى داستان \nکينه هر کسى را که به دل داريد بيرون بريزيد وگرنه بايد آن را تا آخر عمر با خود حمل کنيد. بخشيدن ديگران بهترين کارى است که می‌توانيد بکنيد. ديگران را دوست بداريد حتى اگر آن‌ها شما را دوست نداشته باشند\n\nآپلود سنتر عکس رایگان 
دوشنبه ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۱۵
داریوش زشت ترین و وحشتناک ترین زن دنیا!
****************************************
دنیس انر در 27 آگوست 1958 در میشیگان امریکا به دنیا آمد. او در کودکی علاقه زیادی به گربه داشت و زمانی که به سن نوجوانی و جوانی رسید علاقه شدیدی به ببر پیدا کرد!

آپلود سنتر ایران تراک

او هم اکنون 52 سال دارد اما چهره عجیب و وحشتناکی پیدا کرده است چرا که در سال های گذشته دست به تغییر چهره خود زده و با جراحی های زیاد و سنگین چهره خود را کاملا شبیه یک ببر کرده است.

آپلود سنتر ایران تراک

هم اکنون او به عنوان یکی از زشت ترین زنان جهان شناخته می شود و هزاران دلار صرف تغییر چهره خود کرده است.
جمعه ۱۰ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۳:۴۰
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید تقدیم به مادرهایییست که هستند و\n \nباید دستشونو بوسید و یا نیستند و باید خاکشونو بوسید\n \nمادر خوبم اگه هستی کنارم دوستت دارم و اگه نیستی \n \nبازم دوستت دارم و یادت گرامی عزیزترینم\n----------------------------------------------------------------------------\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\nاگه مادرتون کنارتونه قدرشو بدونین ودستشو ببوسین \n \nواگه از پیشتون رفته براش طلب مغفرت کنین وازش \n \nبخواین براتون دعا کنه هیچ دعایی موثرتر از دعای مادر\n \nنیست.دوستت دارم خورشید شبهایم\n\nآپلود سنتر عکس رایگان\n\n---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------\nسلام به دوستان عزیز و بزرگوار\nنمیدونم چی بگم ولی صمیمانه از دعای خیرتان تشکر میکنم . مادرم امروز عمل شد و با توجه به اینکه کار بسیار مشکلی بود و در حد معجزه ولی بخاطر دعای دوستان خوبم و اقا امام رضا الحمد الله جواب داد و دعا میکنم تمام مادران بیمار شفا پیدا کنند و همواره سایه مادر بالای سر دوستان بسیار عزیزم باشد.\nممنون و در پناه حق . امیدوارم بتونم روزی جبران کنم ...................................\nضمنا این ایمیل را که دریافت کردم حتما بخونید . مادر من که که انژیو گرافی کرد خونریزی و کیسه شن و البته خدا را شکر میکنم و ممنون دعای دوستان و اقا امام رضا و خداوند بایتعالی خواندم ولی خب فکر کنم این ایمیل بدرد دوستان بخورد .......................................\nعین متن ایمیل.......................................................\n\nپیشاپیش از عزیزان پزشک که این ایمیل رو دریافت میکنند معذرت میخوام و میدونم که همه میدونیم که این رفتار شامل همه نمیشه ولی باز هم مطمئنم که شما هم همکاران زیادی رو میشناسید که این جور اخلاقی دارند .\nبگذرم از حواشی و برسم به متن. حدود دو ماه پیش نیمه‌های شب، یکی از بستگانم مشکلی براش پیش آمد و رفت او\n\nرژانس. و متخصص قلب تجویز کرد: آنژیوگرافی. نتیجه: 20 درصد گرفتگی قلبی. تجویز: درمان دارویی. چند هفته گذشت و قرعه‌ی کار به نام پدر و مادر خودم افتاد. تجویز: آنژیوگرافی. تنها شانس ما این بود که پسرخاله‌ام از آمریکا آمده‌ بود ایران. نسخه ها رو دید و گفت «مشکل که دارد، ولی چرا آنژیوگرافی؟ توی ایران مگر سیتی‌آنژیو ندارید؟». این اصطلاح جدید ِنجات‌بخش را پی گرفتیم و رسیدیم به بیمارستان قلب و دی و بیمارستان ‌خمینی. آمار گرفتیم از این‌طرف و آن‌طرف که فرق‌اش را ببینیم با آنژیوگرافی، که پزشک‌های قلب همگی گفتند «به دقت آنژیوگرافی نیست، نکند گول بخورید ها!». حالا حسن سیتی‌آنژیو این بود که تیغ نمی‌زدند رگ کشاله را پاره کنند و یک دوربین بفرستند توی رگ‌ها. یعنی خون نمی‌پاشید تا سقف اتاق آنژیوگرافی. بعد هم یک کیسه‌ی شن نمی‌گذاشتند روی پای آدم که خون نزند بیرون. یک ماده‌ی رادیواکتیو تزریق می‌شد و با یک دستگاه شبیه ام‌آر‌آی همان کار انجام می‌شد. بدون هیچ ترس و اضطرابی. بدون ریختن یک قطره خون. فقط گیر کرده‌بودیم سر آن «به دقت آنژیوگرافی نیست، گول نخورید ها». حالت واضح و مشترکی که توی چشم‌های همه‌ی آن متخصصین قلب دیدم «جاخوردن بود». نمی‌دانستند از کجا فهمیده‌ایم اسم سیتی‌آنژیو را. به پدرم گفتم بیشتر مشورت کند، که بوی پول دارم حس می‌کنم!! . تحقیق انجام شد و نتیجه جالب بود. «سیتی آنژیو» نه تنها دقت‌اش کم‌تر از آنژیو نبود، که مقایسه‌شان شبیه بود به مقایسه‌ی فلاپی‌دیسک و دی‌وی‌دی. تفاوت تکنولوژی‌ها بالای بیست‌سال بود.دل‌مان قرص شد و هردوشان جمعا با هزینه‌ای حدود هشتصدهزار تومان سیتی‌آنژیو را انجام دادند و شکر خدا مجموع گرفتگی هردوشان روی هم 20 درصد هم نبود. آن شرافت گم‌شده کجاست؟ عرض می‌کنم. هزینه‌ی آنژیوگرافی (که تیغ دارد و ترس و خون) حدود یک تا یک‌ونیم میلیون تومان برای هر نفر است ، و هزینه‌ی سیتی‌آنژیو حدود چهارصدهزار تومان. زمانی که صرف آنژیوگرافی می‌شود با احتساب یک تا دو شب بستری بودن بعد از آن (جدای از وقت‌های پذیرش و نوبت‌دهی و...) حدود دو روز است، و وقتی که صرف سیتی‌آنژیو می‌شود (باز هم جدای از پذیرش و نوبت‌دهی و...) حدود نیم‌ساعت. ترس و اضطراب‌شان را هم مقایسه نکنم که لابد می‌دانید. پس گیر این پزشک‌های متخصص قلب کجاست؟ مشکل خیلی پیچیده نیست. آنژیوگرافی را فقط متخصص قلبی که دوره‌ی مخصوص آنژیوگرافی را دیده‌باشد می‌تواند انجام بدهد، ولی سیتی‌آنژیو را یک رادیولوژیست (که البته او هم باید دوره دیده‌باشد) می‌تواند انجام دهد. یعنی انحصار آنژیوگرافی دست صنف خودشان است و انحصار سیتی‌آنژیو دست دیگران. چون طبیعتا یک مرکز پزشکی ترجیح می‌دهد برای انجام کاری مشابه، حقوق خیلی کم‌تر یک رادیولوژیست را بدهد تا حقوق بالای یک متخصص قلب را. خوب تجارت کثیف متخصصین قلب (که فرق می‌کند با جراح قلب) را که می‌بینید، اما حالا عمق فاجعه کجاست؟ عمق فاجعه این‌جاست که این جماعت نخورده و ندار نیستند. هشت‌شان گرو نه‌شان نیست. خیلی راحت می‌توانند ماهی شصت هفتاد\nمیلیون تومان دربیاورند ( وخیلی هم بیشتر از این‌ها ) . اما باز گداصفتانه چشم‌شان دنبال درصدی است که از هر آنژیوگرافی به‌جیب می‌زنند، بی‌این‌که به فکر سلامتی و راحتی بیمار باشند. حتی گستاخی و دزدی ( که اتفاقا حقیقت معنای دزدی همین‌جاست ) را به‌حدی می‌رسانند که تمام تلاش‌شان را به‌کار می‌گیرند برای پشیمان کردن بیمار از دست‌یابی به راه تشخیص جدیدتر و کم‌هزینه‌تر و آسان‌تر، تازه اگر بگذریم از هماهنگی‌های پلیدشان برای «ناشناخته ماندن» این تکنولوژی. بعد از پدر و دایی‌م هم رفت سراغ چک‌آپ . ده سال پیش آنژیوگرافی کرده ‌بود و حالا باید دوباره تست ورزش می‌داد. مشکل داشت تست‌اش . تجویز: آنژیوگرافی . پیش چهار-پنج‌تا از بهترین متخصصین قلب تهران رفت ( که اگر هر شخصی فکر می‌کند صداش به جایی می‌رسد خواست اسامی را به‌اش می‌دهم ) و همه گفتند آنژیوگرافی . آنقدر چرب‌زبانی و بازاریابی کرده‌ بودند برایش که ما هرچه می‌گفتیم بیا اول برو سیتی‌آنژیو ، - با این‌که می‌ترسید از آنژیوگرافی - قبول نمی‌کرد و استدلال پزشک را پذیرفته ‌بود به این توجیه که اگر رگ‌اش گرفته ‌بود همان ‌جا یک ‌باره برایش بالن می‌زنند یا استنت می‌گذارند و چه و چه . تاکید هم کرده‌بودند «اورژانسی»‌ست و حتا از سفر با ماشین یا هواپیما یا هر وسیله‌ی دیگری منع‌اش کرده‌ بودند و نوبت اضطراری هم بهش داده‌بودند «همین فردا صبح» . به هر زحمتی بود راضی‌ش کردیم برود سیتی‌آنژیو و رفت و نتیجه : گرفتگی جزیی . درمان : یکی دوتا قرص فقط . این فریاد را کجا باید زد ؟؟!!!؟ به کی باید گفت پزشک‌های مملکت تبدیل ‌شده‌اند به حساب‌های بانکی ناطق ؟ جالبی قضیه می‌دانید کجاست ؟ کمی بیشتر تحقیق کردیم ، قیمت دستگاه سیتی‌آنژیو کمتر از سه‌میلیون دلار است. پولی که یعنی هیچ ! ولی فقط سه‌تا توی ایران داریم. چرا؟ چرا؟ چون آن‌ها که باید تایید کنند خودشان متخصص قلب‌اند و بازارشان به‌خطر می‌افتد ..... .\n«... سوگند یاد می‌كنم كه: از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت وبهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم دارم...»\nبگذارید این پیام در راه خود گره گشای مشکل مردم گردد.بگذارید این پیام در راه خود گره گشای مشکل مردم گردد.هموطن رسانه تویی\n همه فوروارد کن . لطفا .  
جمعه ۱۰ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۰:۴۸
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید اصل قورباغه ای
قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟

بيرون مي پرد!درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!

حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.

نتيجه اخلاقي داستان!

زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستانمان ابلهي کنيم وبه گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهيم وناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.

سوال؟
اگر فردا صبح از خواب بيدار شويد وببينيد که بيست کيلو چاق شده ايد نگران نمي شويد؟
البته که مي شويد!سراسيمه به بيمارستان تلفن مي زنيد :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !
اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه،يک کيلو ماه آينده و...آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيد؟نه!با بي خيالي از کنارش مي گذريد.
براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! اين حوادث دفعتا اتفاق نمي افتد يک ذره امروز،يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم :چرا اين اتفاق افتاد؟
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد.هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايد.

اصل قورباغه اي به ما هشدار مي دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می کنید باشيد!

ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :به کجا دارم مي روم؟آيا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر از سال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.

خلاصه کلام

شايد اين نکته رعب انگيز باشد اما واقعيت اين است که هيچ ثباتي در کار نيست يا بايد به جلو پيش برويد يا بلغزيد وپايين بيفتيد.

برگرفته از کتاب ارزشمند آخرين راز شاد زيستن
نوشته آندره متيوس

Uplods.com
جمعه ۳ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۹:۰۲
. . AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان
چهار شنبه ۱ شهریور ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۵:۵۲
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید داستانی بدون کلمات\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nدستانی که کمک میکنند، مقدس تر از لب هائی است که دعا میکنند\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\nآپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس\n\n عید سعید فطر پیشاپیش برهمه دوستان بخصوضص اذری های داغدارمان مبارک باد . خوب است بتونیم به این عزیزان به نحوی شایسته کمک کرده تا کمی از داغ این عزیزان کاسته شود 
شنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۱۹:۱۲
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید من زن می خوام ******

من جزو آن دسته از آدم‌هايي هستم كه به آن‌ها «عيال» مي‌گويند.
البته «مادر» هم هستم.
چند وقت پيش در يك مهماني آقايي از دوستان راديدم ، كه تازگي از همسرش
طلاق گرفته است . مي‌گفت باز مي‌خواهد تجديد فراش كند.

با خود انديشيدم «چه فكر خوبي، راستي كيست كه زن نخواهد؟»

راستش را بخواهيد «من هم زن مي‌خواهم.» چرا؟

جوابش ساده است:
مي‌خواهم دوباره درس خواندن را شروع كنم و منبع درآمدي براي خودم و (در
صورت لزوم) خانواده‌ام ايجاد كنم.
زني مي‌خواهم كه زحمت‌كش باشد و مرا به دانشگاه بفرستد.
و در حالي كه من در آرامش درس مي‌خوانم، از فرزندانمان مراقبت كند.
به درس و مشق و بهداشت آن‌ها برسد. آن‌ها را هميشه تميز و سالم نگه دارد.
به زندگي شخصي و اجتماعي آن‌ها برسد.
آن‌ها را به اماكن اجتماعي (پارك، موزه، باغ وحش) ببرد.
اگر بيمار شدند، از آن‌ها مراقبت كند.
نگذارد بيماري آن‌ها مانع تمركز من شود.
شاغل باشد و درآمد قابل توجهي را به خانه بياورد.
درآمدش را صرف من و فرزندانمان كند.
براي فرزندانمان از كارش بزند.
البته شايد اين كار از درآمدش بكاهد.
اما مشكلي نيست من تاب مياورم.

زني مي‌خواهم كه نيازهاي فردي مرا ارج نهد.
خانه را مرتب و پاكيزه نگه دارد. به بي‌نظمي‌هايم سامان دهد.
لباس‌هايم را بشويد. اتو كند. تا كند. برايم لباس نو بخرد.
وسايل شخصيم را مرتب كند تا راحت پيدايشان كنم.
آشپز چيره‌اي باشد. خريد كند و غذاهاي لذيذ بپزد.
وقتي به مسافرت مي‌روم هم‌راهم باشد.
محيط را براي تفريح و استراحتم آماده كند.
از كار و زندگيش شكايت نكند.
شنونده‌ي خوبي باشد. به حرفهايم گوش دهد.
در مشكلات درسي به من كمك كند. تكاليف درسيم را انجام دهد.
وقتي درسم تمام شد و شغل مناسب پيدا كردم، شغلش را رها كند.
در خانه بماند و از بچه‌ها مراقبت كند.

زني مي‌خواهم كه به زندگي اجتماعي من برسد.
وقتي به مهماني دعوت مي‌شويم بچه‌ها را نياورد.
هروقت مهمان دعوت مي‌كنم با روي گشاده‌پذيراي آن‌ها باشد.
با سكوت محبّت‌آميزش بحث‌ها و گفت‌گوهاي ما را تاييد كند.
بچه‌ها را زودتر بخواباند كه مزاحم من و مهمانانم نشوند.
از مهمانانم پذيرايي كند. ظرف‌هاي خالي را از مقابل ما بردارد.
زني مي‌خواهم كه نيازهاي جنسي مرا درك كند.
حداكثر ********* به من بدهد.
هميشه مطمئن شود كه *******
به نيازهاي جنسي خود شاخ و برگ ندهد.
بي‌ميلي مرا درك كند.

مسووليت كامل كنترل بارداري را بر عهده بگيرد.
من بچه‌ي اضافي نمي‌خواهم.

به من وفادار بماند. بداند كه زندگي پرمشغله‌ي من جايي براي حسادت ندارد.

درك كند كه ممكن است بيش از يك هم‌خوابه اختيار كنم. چون هميشه به اجتماع
نياز دارم.
آزادم بگذارد كه اگر ديگري را مناسب‌تر از او ديدم، او را جایگزين كنم.
بعد از طلاق مسووليت بچه‌ها را بپذيرد.
چون مي‌خواهم زندگي جديدي را شروع كنم وقتي براي بچه داري ندارم.
خودتان قضاوت كنيد. شما جاي من بوديد زن نمي‌خواستيد؟

زن سی *****برجسته نيست
موي مش كرده
ابروي برداشته
لبانِ قرمز نيست
زن لباسِ سفيد
... شب با شكوه عروسي
بوي خوشِ قرمه سبزي
هوسِ شب‌هاي جمعه
قرار‌هايِ تاريكي‌ ، كوچه پشتي‌، تويِ يك ماشين نيست
زن خون ريزي
كمر دردِ ماهانه
پوكي استخوان
يك زنِ پا بماه
حال تهوع
استفراغ
درد‌هاي زايمان
مادر بچه‌ها نيست
زن عصايِ روز‌هاي پيري
پرستار ، وقتِ مريضي
رفيقِ پاي منقل
مزه بيار عرق دوره‌هاي دوستانه نيست
زن
وجود دارد
روح دارد
قدرت
جسارت
پا به پاي يك مرد ، زور دارد
عشق
اشك
نياز
محبت
يك دنيا آرزو دارد
زن ... هميشه ... همه جا ... حضور دارد
و اگر تمام اينها يادت رفت
تنها يك چيز را به خاطر داشته باش
كه هنوز هيچ مردي پيدا نشده
كه بخواهد در ايران
جايِ يك زن باشد
----------------------------------------------------
آپلود عكس , آپلود رايگان عكس , آپلود تصوير , آپلود فايل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا

شرمنده من با ستاره تا جایی که تونستم یک حرف های که مناسب ندیدم سانسور کردم چون خجالت می کشم انها را به نمایش بگذارم
در پناه حق
جمعه ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۲:۳۳
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید به نظرم این شعر (احمدک) که در وصف همنوع سروده شده خیلی زیباست. البته متاسفانه این سروده در چندین وبلاگ مختلف به نام اشخاص مختلف ثبت شده ولی با توجه به مستندات موجود این شعر سروده مرحوم مهندس علی اصغر اصفهانی، متخلص به سلیم می باشد که آنرا در سال ۱۳۳۴ در کرمان سروده اند. ایشان از معلمان کرمانی و نیز از شعرای معاصر و برجسته کرمان می باشند که چندین شعر از ایشان در کتاب تذکره شعرای کرمان چاپ شده است. این شعر فقر و غنا و تبعیض طبقاتی در جامعه را بخوبی بیان کرده که بسیار تامل برانگیز است. امیدوارم از خوندنش لذت ببرید ...

مثنـوی احمـدک

معلم چو آمد، به ناگه کلاس؛
چوشهری فروخفته خاموش شد
سخن های ناگفته در مغزها
به لب نارسیده فراموش شد

معلم ز کار مداوم مدام
غضبناک و فرسوده و خسته بود
جوان بود و در عنفوان در شباب
جوانی از او رخت بر بسته بود

سکوت کلاس غم آلود را
صدای رسای معلم شکست
زجا احمدک جست و بند دلش
از این بی خبر بانگ ناگه گسست

"بیا احمدک درس دیروز را
بخوان تا بدانم که سعدی چه گفت"
ولی احمدک درس ناخوانده بود
به جز آنچه دیروز از وی شنفت

عرق چون شتابان سرشک ستم
خطوط خجالت به رویش نگاشت
لباس پر از وصله و ژنده اش
به روی تن لاغرش لرزه داشت

زبانش به لکنت بیفتاد و گفت
"بنی آدم اعضای یکدیگرند"
وجودش به یکباره فریاد کرد
"که در آفرینش ز یک گوهرند"

در اقلیم ما رنج بر مردمان
زبان و دلش گفت بی اختیار
"چو عضوی به درد آورد روزگار"
"دگر عضوها را نماند قرار"

"تو کز…، تو کز…" وای یادش نبود
جهان پیش چشمش سیه پوش شد
نگاهی ز سنگینی از روی شرم
به پایین بیفکند و خاموش شد

در اعماق مغزش به جز درد و رنج
نمی کرد پیدا کلامی دگر
در آن عمر کوتاه او خاطرش
نمی داد جز آن پیامی دگر

ز چشم معلم شراری جهید
نماینده آتش خشم او
درونش پر از نفرت و کینه گشت
غضب می درخشید در چشم او

"چرا احمدِ کودنِ بی شعور،"
معلم بگفتا به لحنی گران
"نخواندی چنین درس آسان بگو"
"مگر چیست فرق تو با دیگران؟"

عرق از جبین، احمدک پاک کرد
خدایا چه می گوید آموزگار
نمی داند آیا که در این دیار
بود فرق مابین دار و ندار؟

چه گوید؟ بگوید حقایق بلند؟
به شرحی که از چشم خود بیم داشت
بگوید که فرق است مابین او
و آنکس که بی حد زر و سیم داشت؟

به آهستگی احمد بی نوا
چنین زیر لب گفت با قلب چاک
"که آنان به دامان مادر خوشند
و من بی وجودش نهم سر به خاک

به آنها جز از روی مهر و خوشی
نگفته کسی تاکنون یک سخن
ندارند کاری به جز خورد و خواب
به مال پدر تکیه دارند و من

من از روی اجبار و از ترس مرگ
کشیدم از آن درس بگذشته دست
کنم با پدر پینه دوزی و کار
ببین دست پر پینه ام شاهد است"

سخن های او را معلم برید
هنوز او سخن های بسیار داشت
دلی از ستم کاری ظالمان
نژند و ستمدیده و زار داشت ؟

معلم بکوبید پا بر زمین
و این پیک قلب پر از کینه است
"به من چه که مادر ز کف داده ای ؟"
"به من چه که دستت پر از پینه است ؟!"

رود یک نفر پیش ناظم که او
به همراه خود یک فلک آورد
نماید پر از پینه پاهای او
ز چوبی که بهر کتک آورد !

دل احمد آزرده و ریش گشت
چو او این سخن از معلم شنفت
ز چشمان او کورسویی جهید
به یاد آمدش شعر سعدی و گفت :

ببین، یادم آمد، دمی صبر کن
تامــل، خــدا را، تامــل، دمـی ...
"تو کز محنت دیگران بی غمی"
"نشاید که نامت نهند آدمی!"
سه شنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۰:۵۳
علی اشک مرد کوه را آب میکند بیاد برادرم حمید سخن روز*******************************************************
ميگويي: باران را دوست دارم؛ ولي تا باران مي بارد چترت را باز ميکني!*******************
ميگويي: خورشيد را دوست دارم؛ ولي با آفتاب به سايه ميگريزي!********************
ميگويي: باد را دوست دارم؛ باد هم که مي وزد پنجره ات را مي بندي!*********************
اين است که ترس برم ميدارد ... چون ميگويي مرا هم دوست داري!!!!!!؟*************************

آپلود سنتر ایران تراک

من تو را بخاطر انچه در ذهنم هستی دوست دارم
يکشنبه ۲۲ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۲۲:۴۳
سهیل صادقی آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد
به یاد من باش.که من همیشه به یاد توام
از طرف بهترین دوست تو: خدا
(سوره بقره آیه 152)
يکشنبه ۲۲ مرداد ماه ۱۳۹۱ ساعت:۰۱:۵۱
صفحه 1 از 21

2

گروه های بروز شده

>> > >>>گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد>> > >و...


>>>تقدیم به همه گل های ایران بیست... توی زمون...


> آمده ایم تا در کنار هم بهترین لحظاتمون رو ت...


>♥♥♥> >>یه جمع خیلی دوس...