ایران بیستی عزیز - با توجه به درخواستهای زیاد همراهان همیشگی ایران 20 مبنی بر راه اندای مجدد سیستم پرداخت ، امکان پرداخت انلاین در سایت فراهم شده است . لطفا برای شارژ حساب خود به قسمت بالا صفحه موجودی - افزایش اعتباربیستک مراجعه کنید.

يادداشتي از ميرحسين موسوي به مناسبت ماه محرم: بر ماست كه كاري زينبي كنيم

ارسال توسط: شهریار بهرامی تاریخ ارسال: ۰۱ دی ۱۳۸۸ دسته بندی: پیش فرض نظرات: 0 بازدید: 269


كلمه : ميرحسين موسوي، به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم، با نگارش يادداشتي ضمن مرور كوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسين (ع) زماني به پا خاست كه بازمانده‌ي دستاوردهاي نهضت نياي خود را در معرض تندبادهاي تماميت‌طلبي تشنگان قدرت يافت. حسين (ع) مي‌دانست كه در اين راه چه رنج‌هاي بزرگي در انتظار اوست: مفتيان مزدبگير، او را به خروج از دين و ايجاد فتنه متهم خواهند كرد.»

نخست وزير دوران دفاع مقدس در همين نوشته تاكيد مي‌كند كه «دين و دين‌داري در اين روزها دوران سختي را مي‌گذراند» و «دين‌گريزي هنگامي زمينه‌ي گسترش پيدا مي‌كند كه ديني كه ترويج مي‌شود، با بديهي‌ترين اصول اخلاقي مثل صداقت و پرهيز از دروغ در تضاد باشد.»

موسوي اين پرسش را مطرح مي‌كند كه «در چنين شرايطي، يك جوان چگونه مي‌تواند تشخيص دهد اين‌همه ظلم و خشونت و نفرت كه از سوي صاحبان تريبون‌هاي رسمي، آمرانه به عنوان اسلام معرفي مي‌شود، ربطي به اسلام ندارد؟»

موسوي از همراهان سبزانديش خود درخواست كرده است «كه در اين دوران بحران‌زده، كاري زينبي كنيم و پيام راستين دين را با چهره‌ي فطرت‌پسندانه‌ي آن به تشنگان حقيقت برسانيم. بر ماست كه ياد بگيريم و به ديگران نيز ياد بدهيم كه عمل نادرست مدعيان دينداري به حساب دين گذاشته نشود. بر ماست كه ماجراي راستين انقلابي كه در اين ديار به نام دين برپا شد را براي نسلي كه آنچه مي‌داند يا از طريق رسانه‌هاي تحريف‌گر رسمي و يا از طريق روايت‌گران ناهمدل با آن است، بازگو كنيم و در اين بازگويي از نقد منصفانه‌ي گذشته نهراسيم و در عين حال، از نفي دستاوردهاي بزرگ آن پرهيز كنيم.»

وي در پايان توصيه كرده است كه همراهان جنبش سبز با شركت در مجالس بزرگداشت حماسه‌ي حسيني، به حفظ نهادهاي مدني سنتي كمك كنند.

به گزارش كلمه، متن كامل يادداشت ميرحسين موسوي به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التي كنتم توعدون (فصلت، ۳۰)

اينك بار ديگر در ماه محرم هستيم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتي كه قرن‌ها پيش براي بازگرداندن انسان به جايگاه والايي كه در آفرينش او درآميخته شده برپاشد و درخشان‌ترين نمونه‌ي انساني زمان و زمانه، فرياد برپايي حق و افشاي باطل را با همه رنج‌هايي كه در انتظارش بود، بر سكوت ذلت‌بار ترجيح داد. حسين (ع) زماني به پا خاست كه بازمانده‌ي دستاوردهاي نهضت نياي خود را در معرض تندبادهاي تماميت‌طلبي تشنگان قدرت يافت و ذبح دين در پاي برج و باروي كاخ ستمگري و خودكامگي مشاهده كرد. حسين (ع) مي‌ديد كه باطل را لباس حق مي‌پوشانند و حق را باطل جلوه مي‌دهند. حسين (ع) مي‌ديد كه اين بار اراده‌ي قدرت‌طلبان، نه تنها دستيابي به تماميت قدرت، بلكه نگه‌داشت آن به هر قيمت و با تكيه بر زر و زور و تزوير است، كه اينجا خود دين است كه هدف آماج خودكامگان قرار گرفته، كه ديگر سكوت نيست كه مي‌تواند به بقاي كورسوي نور ايمان كمك كند، كه زمانه‌ي ايستادگي در مقابل همه‌ي كساني است كه به نام جانشيني پيامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دين و دينداري زده اند تا دمي بيش بر مسند قدرت تكيه زنند.

حسين (ع) مي‌دانست كه ملات سنگ‌هاي كاخ قدرت، دروغ است و فرياد حقيقت‌خواهي است كه به زوال آن مي‌انجامد. حسين (ع) مي‌دانست كه در اين راه چه رنج‌هاي بزرگي در انتظار اوست: مفتيان مزدبگير، او را به خروج از دين و ايجاد فتنه متهم خواهند كرد، خاندان پيامبر (ص) را در محاصره‌ي تنگناها و بي‌حرمتي‌هاي پياپي قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهي انتخاب ميان زندگي ذلت‌بار يا ايستادگي براي حق‌خواهي قرار خواهند داد؛ و او ايستادن را برگزيد. حسين (ع) سكوت را شكست تا دين نياي خويش را از هلاكت نجات دهد و رهبري قيامي را برعهده گرفت كه نه در هواي قدرت و شهرت، كه در كوشش براي راست كردن كجي‌ها و پاك كردن پليدي‌ها هويت مي‌يافت. و چنين شد كه آزادزنان و آزادمرداني كه پس از او آمدند، از هر مذهب و ديني كه بودند، حسين (ع) را سرمشق جاودانه‌ي آزادي‌خواهي دانستند.

قرن‌ها بعد، انقلابي اسلامي در سرزميني با فرهنگ و تمدني ديرينه و مردماني كه در شناخت مصالح خود در جهاني دگرگون‌شده در اين بخش از دنيا، پيشتاز بودن خود را پيش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملي شدن نفت و قيام پانزده خرداد و توليد گفتمان آزادي‌خواهي، عدالت و استقلال‌طلبي براي پيشرفت و دستيابي به جامعه‌اي كه در آن انسان‌ها به آسايش مادي و سعادت معنوي برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همه‌ي ما به ياد داريم كه سيل خروشان معترضان در روزهاي تاسوعا و عاشوراي سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامي مستبد را درهم پيچيد كه همه راه‌هاي اصلاح را بسته، امكان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههاي مسالمت‌آميز را از ميان برده و در واپسين سالهاي عمر خود، دچار خيالبافي‌هايي شده بود كه بيش از هرچيز ناشي از دور ماندن از واقعيت هاي موجود در جامعه بود.

حاكمان مستبد آنچنان در حلقه‌ي محدود متملقان و ثناگويان خود محصور بودند كه بجاي آن كه صداي ترك‌خوردن‌هاي فزاينده‌ي مشروعيت حاكميت خود را بشنوند، در اوهام خويش به دنبال شنيدن صداي حمايت از قدرت‌هاي ماورايي بودند، غافل از آن كه بزرگترين سرمايه‌ي هر كشور، پشتيباني مردم آن از دولتمردان از طريق مشاركت آزادانه و آگاهانه‌ي آنهاست، غافل از آن كه اعتبار را بايد در ارتقاي زندگي روزمره‌ي مردم جستجو كرد،و غافل از آن كه اقتدار را از راه قلوب مردم بايد يافت، نه از طريق رزمايش‌ها و نمايش زرادخانه‌ها. و چنين شد كه مردمان اين ديار روي از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترين انقلاب مسالمت‌آميز مردمي قرن، پديدار شد.

ميليون‌ها مردمي كه در روزهاي تاسوعا و عاشورا به ميدان آمدند، خواسته‌هاي بيش از صدساله‌ي خويش را در نداي مردي بازشناختند كه پايمردي‌اش در راه را آزموده بودند. در راهپيمايي‌هاي آن روزها، هركس با باور و ايمان و رنگ و بوي خود حضور مي يافت، بيگانه‌هاي ديروز به ديرآشنايان امروز تبديل مي‌شدند، خودخواهي‌ها به ديگرخواهي، و من‌ها به ما. از فرداي پيروزي در شوق ساختن و آباد كردن ويرانه‌اي كه پيش چشمانشان بود، دست در دست يكديگر دادند به مهر. حتي آنگاه كه اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاك اجدادي‌شان دفاع كردند. و كيست كه از ياد ببرد كه همه‌جاي ايران، ميدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، كارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنه‌ي تلاش و جهاد براي پاسداشت از اين سرزمين شد. و كيست كه از ياد ببرد در زماني كه به ناچار تن به صلح داده شد، همين مردم رنج‌ديده اما پايدار، در مقابل چندچهرگاني كه به دامان و ياري متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم كردند و بدين‌گونه نشان دادند كه تصميم براي ترك جنگ، نه از روي بزدلي و بي‌اعتقادي، كه از سر درايت و آينده‌بيني است. نشان دادند كه خطاي رهبرانشان را با ايمان به صداقت آنان بخشودني مي‌دانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمي‌كاهد، كه محبوبيتشان را در قلوب مردم بيشتر مي‌كند. نشان دادند كه ديني را كه براي جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنماي عمل خويش قرار داده اند. نشان دادند كه در نزد آنان، باور ديني به منزله‌ي راهنمايي است كه در تندبادهاي پر شن و خاك روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزديك مي‌سازد. از همين رو بود كه هرگاه خود را از راه دور مي‌ديدند، براي تصحيح مسير اقدام كردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همين هوشياري دارد.

اما صد افسوس كه اقتدارگراياني كه انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود مي‌دانند، اين بار به اين خواسته‌هاي برحق وقعي ننهادند. اقتدارگرايان كه با تمامي امكانات و رسانه‌ها در مقابل خواست اكثريت صف‌آرايي كرده بودند، زهرآگين‌ترين تيرهاي تهمت و افترا را به سينه‌ي مردمي كه خواهان تغيير بودند، رها كردند، هنگامي كه به علت استقبال و حضور بي‌سابقه‌ي مردم از شيوه‌هاي معمولشان براي تقلب و تخلف در روند رأي‌گيري طرفي نبستند، چاره را در كودتاي انتخاباتي ديدند: شمارش آرا را كنار نهادند، پيروزي‌شان را اعلام و ابلاغ كردند، به ستادهاي مخالفانشان يورش بردند و به دستگيري چهره‌هاي فعال پرداختند. و آنگاه كه مردم خشمگين و سرخورده براي اعتراضي آرام و مسالمت‌جويانه به خيابان‌ها ريختند تا مطالبه‌ي حق مسلم‌شان در احترام به رأي‌هايشان كنند، ريختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهاي خونين كوي دانشگاه و كهريزك و مانند آن را آفريدند.

به ياد داريد كه در عاشوراي سال گذشته با عزاداران معترض چه كردند: آنها را از پل‌ها به پايين انداختند، با ماشين از روي پيكر بي‌دفاع آنان گذشتند، سينه‌ي مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بي‌شرمانه عكس‌العمل مردم خشمگين را با نمايش ناقص و گزينشي در رسانه‌هايشان، شورش دست‌نشانده‌هاي استكبار ناميدند و فرياد وا اسلاما سر دادند! آيا آن كس كه ماشين پليس دوبار از روي او رد شد، آمريكايي بود يا كساني كه از روي پل به پايين پرتاب شدند دست‌نشانده‌ي آمريكا و اسرائيل؟ يا كساني كه در ظهر عاشورا حسين حسين گويان مورد تير مستقيم گرفتند از لشگر يزيد و عمروعاص و ابن‌زياد؟ پس از آن هم به دستگيري تعداد زيادي زن و مرد از بهترين فرزندان اين انقلاب و آّب و خاك پرداختند تا فريادها را در گلو خفه كنند. غافل از آنكه خشم فروخورده‌ي مردم آگاه و مظلوم بسيار خطرناك‌تر از فريادهاي تظلم‌خواهي آنها خواهد بود.

همراهان سبز‌انديش. دين و دين‌داري در اين روزها دوران سختي را مي‌گذراند و بسياري از شما در اين روزها مي‌پرسيد چگونه مي‌توان با اين همه سياه‌كاري‌ها كه به نام دين انجام مي‌شود، جوانان روشن ضمير اين مرز و بوم را از امواج پي‌در‌پي دين‌گريزي نجات داد؟ پاسخ اين همراه كوچك شما اين است كه دين‌گريزي هنگامي زمينه‌ي گسترش پيدا مي‌كند كه ديني كه ترويج مي‌شود با بديهي‌ترين اصول اخلاقي مثل صداقت و پرهيز از دروغ در تضاد باشد، به نام دين‌داري دست به جنايات هولناك زده شود، تهمت و دروغ براي از ميدان به‌در كردن معترضين از تريبونهاي مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز كه مستحب تلقي شود، با بخشنامه همه‌ي منابر و مساجد براي رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضين بسيج شود و چشم به احقاق حقوق كارگران و معلمان در همين مكانهاي مقدس بسته شود و شكافهاي طبقاتي و فساد و فحشاي بي‌سابقه ناشي از فقر و طلاق و بيكاري، پديده‌هاي عادي تلقي شوند؛ و در چنين شرايطي، يك جوان چگونه مي‌تواند تشخيص دهد اين‌همه ظلم و خشونت و نفرت كه از سوي صاحبان تريبون‌هاي رسمي، آمرانه به عنوان اسلام معرفي مي‌شود، ربطي به اسلام ندارد. و او كه شاهد مظلوم انبوه مشكلات اقتصادي و فرهنگي و حضور گسترده‌ي دروغ در همه‌ي صحنه‌هاست، چگونه باور كند حفظ نظام در حفظ ارزش‌هاي اخلاقي و اسلامي و منافع ملي، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قيمت، استوار است؟ او اكنون به جاي چهره‌ي اصلي دين كه چهره‌ي محبت رحماني است، با چهره‌ي عبوسي كه جز خشونت‌ورزي و تحكم، زبان ديگري ندارد، روبه‌روست. او شاهد است كه چگونه حقوق مردم بدان‌گونه كه در قانون اساسي آمده، ناديده گرفته مي‌شود، و تفكيك قوا كه مانع بزرگي بر سر راه پيدايش انباشت قدرت غيرپاسخگوست، به طور مرتب نقض مي‌شود، و استقلال قضا و قاضي و دادگاه توسط مسئولان امنيتي از ميان مي‌رود، و مجلس كه بايد در رأس امور باشد، تحت امر قرار مي‌گيرد، ماجراجويي‌هاي بي‌خردانه در سياست خارجي باب مي‌شود، و نظاميان به جاي انجام وظايف قانوني خود سر از عرصه‌هاي سوداگري و مال‌اندوزي در مي‌آورند، و هيچ صداي مخالفي تحمل نمي‌شود. و زندانها پر از زنان و مرداني است كه اين نگاه حاكم بر دولتمداران را بر نمي‌تابند.

بر ماست كه در اين دوران بحران‌زده، كاري زينبي كنيم و پيام راستين دين را با چهره‌ي فطرت‌پسندانه‌ي آن به تشنگان حقيقت برسانيم. بر ماست كه ياد بگيريم و به ديگران نيز ياد بدهيم كه عمل نادرست مدعيان دينداري به حساب دين گذاشته نشود. بر ماست كه ماجراي راستين انقلابي را كه در اين ديار به نام دين برپا شد، براي نسلي كه آنچه مي‌داند يا از طريق رسانه‌هاي تحريف‌گر رسمي و يا از طريق روايت‌گران ناهمدل با آن است، بازگو كنيم و در اين بازگويي، از نقد منصفانه‌ي گذشته نهراسيم و در عين حال، از نفي دستاوردهاي بزرگ آن پرهيز كنيم. بر ماست كه همچون زينب (س) با بازگويي حقيقت، ملات كاخ دروغ را زائل كنيم. بر ماست كه همچون تمامي خاندان حسين (ع)، زنده نگه داشتن ياد شهداي گران‌قدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظيفه‌ي هميشگي خود بدانيم، و بر ماست كه در اين ماه پرخاطره، با برپايي مراسم و شركت در مجالس بزرگداشت حماسه‌ي حسيني، به حفظ نهادهاي مدني سنتي كمك كنيم.

0
0

محبوب ترین مقالات پیش فرض
بازدید: 4073
نظرات: 45
0
43
بازدید: 4641
نظرات: 31
0
40
بازدید: 4136
نظرات: 44
0
39
بازدید: 3799
نظرات: 37
0
32
بازدید: 2201
نظرات: 28
0
29
بازدید: 2717
نظرات: 24
0
25
بازدید: 2921
نظرات: 26
0
20
بازدید: 3068
نظرات: 17
0
18
بازدید: 3235
نظرات: 15
0
18
بازدید: 2090
نظرات: 17
0
17
بازدید: 2291
نظرات: 27
0
17
بازدید: 1541
نظرات: 24
0
14