لب خاموش (هوشنگ ابتهاج)

ارسال توسط: ش . آ تاریخ ارسال: ۰۸ مهر ۱۳۹۸ دسته بندی: ادبیات نظرات: 1 بازدید: 17

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی

فردا مرا چو قصه فراموش می کنی 

 

این در همیشه در صدف روزگار نیست 
می گویمت ولی توکجا گوش می کنی 

 

دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت 
ای ماه با که دست در آغوش می کنی 

 

در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست 
هشیار و مست را همه مدهوش می کنی 

 

می جوش می زند به دل خم بیا ببین 
یادی اگر ز خون سیاووش می کنی 

 

گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت 
بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی 

 

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است 
حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی

 

سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع 
زین داستان که با لب خاموش می کنی

 
0
6

آدا رهگذر    ۰۸ مهر ۱۳۹۸
ممنون



محبوب ترین مقالات ادبیات
بازدید: 4615
نظرات: 329
بازدید: 3643
نظرات: 210
0
250
بازدید: 4123
نظرات: 234
بازدید: 2223
نظرات: 0
0
174
بازدید: 2265
نظرات: 164
بازدید: 2196
نظرات: 173
0
155
بازدید: 2208
نظرات: 180
0
145
بازدید: 1791
نظرات: 111
0
139
بازدید: 2005
نظرات: 124
0
127
بازدید: 1684
نظرات: 118
0
115
بازدید: 2738
نظرات: 98
0
107
بازدید: 1689
نظرات: 93
0
106
بازدید: 1660
نظرات: 119
0
103