حج

ارسال توسط: محمدرئیس تاریخ ارسال: ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ دسته بندی: اجتماعی نظرات: 9 بازدید: 35

عبدالله مبارک به حج رفته بود در خواب دید فرشته ایی به او گفت از ششصد هزار حاجی کسی حاجی نیست مگر علی بن موفق کفشگری در دمشق که به حج نیامده است عبدالله به دمشق رفت و علی بن موفق را دید پاره دوزی میکند پرسید چه کردی با این که امسال به حج نرفتی از میان همه حجاج فقط حج تو پذیرفته شد گفت سی سال بود مرا ارزوی حج بود و از پاره دوزی سیصددرهم جمع کردم امسال عزم حج کردم همسرم حامله بود از خانه همسایه بوی طعام می آمد مرا گفت برو پاره ای از آن طعام بستان من رفتم همسایه گفت هفت شبانه روز بود که اطفالش هیچ نخورده بودند امروز خری مرده دیدم پاره ای از ان جدا کردم و از ان طعام ساختم این غذا بر شما حلال نمی باشد وقتی این موضوع را شنیدم آتشی در جان من افتاد آن سیصد در هم برداشتم و به او دادم و گفتم خرج فرزندانت کن که حج من این است

0
11


پربیننده ترین ویدئوها اجتماعی
02:19
۲۱ شهریور ۱۳۹۸ | 6 نظر | 77 مشاهده
02:26
۱۵ شهریور ۱۳۹۸ | 2 نظر | 56 مشاهده
01:00
۲۴ شهریور ۱۳۹۸ | 6 نظر | 45 مشاهده
دانیال    ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
🍎 ĿĪҠƐ 🍎

آنجل ف    ۲۱ شهریور ۱۳۹۸
🦆قشنگه🙏🏻بیست🎭

مختار    ۲۱ شهریور ۱۳۹۸
🍜 ℓιкє 🍜

محمدرئیس    ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
درود

سوسن    ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
🍂✍️لایک✍🍂

محمدرئیس    ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
سپاس

فوزیه    ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
20 @};-بیست

سما ص    ۰۳ شهریور ۱۳۹۸
20

nader    ۰۳ شهریور ۱۳۹۸
20



محبوب ترین مقالات اجتماعی
بازدید: 2517
نظرات: 116
0
262
بازدید: 3980
نظرات: 84
0
224
بازدید: 1998
نظرات: 64
0
211