پیشگیری از بیکاری و زندگی کاری

ارسال توسط: ساعد تاریخ ارسال: ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ دسته بندی: اجتماعی نظرات: 10 بازدید: 21

             پيشگيری از بيکاری و زندگی کاری
                    ************************************************
بیکاری که عامل اصلی فکر و خیال ، بیگاری که کار بی مزد میباشد هر دو بیماری زا هستند و فشار روانی و تنشهای روحی ایجاد می نمایند لذا سلامت و آرامش فرد و احیانا آرامش جامعه را به خطر می اندازند . بنابراین برای کاهش روند بیکاری باید اقدامات پیشگیرانه و روشهای علمی بکار برده شود که موارد اشاره شدۀ زیر میتواند از جملۀ آن اقدامات باشد .
- استعداد یابی و تست علاقه در مقاطع مختلف تحصیلی
- هدایت و سوق دادن دانش آموز یا دانشجو به سمت رشتۀ مورد علاقه
- گسترش مراکز فنّی حرفه ای و هنری
- عدم اشاعۀ فرهنگ مدرک گرائی
- جلوگیری از توسعۀ مراکز سرگرمی و مدرک دهی
- تبدیل کانونهای تیز هوش سازی و مراکز به اصطلاح غیر انتفاعی به مراکز آموزشی ملّی
- ایجاد انگیره و فراهم نمودن زمینه های کاری
- بالا بردن روحیّۀ همکاری و فرهنگ کار اشتراکی
- تلاش و سرمایه گذاریهای دولتی و ملّی معطوف به کار آفرینی
- سرمایه گذاری در جهت اجرای طرحهای مولّد
- برداشتن جدّی موانع سر راه تولید
- ایجاد بستر های مناسب و هموار کردن جادّه های منتهی به تولید
- حمایت والدین بشکلهای اصولی در جهت تقویت روحیّۀ خوداتّکائی و استقلال عمل و باز کردن درهای امید به خود ارتقائی به روی فرزندان
- کاشت و برداشت همچنین ساخت و پرداخت
-تحقیق و پژوهش همچنین استفاده از نیروهای بالقوّۀ بیکار
- صادرات با برنامۀ محصولات داخلی با کیفیّت بالا و قابل رقابت ، در مقابل واردات محصولات انباشتۀ بنجل خارجی
 - حمایت همه جانبه از صنایع داخلی و داشتن تعصّب ملّی در عدم استقبال از خرید کالاهای بی کلاس خارجی
در زمینۀ تاًثیر انگیزه روی اراده و تاًثیر اراده در بکار گیری حدّاکثر توان برای کاریابی ، مثالی از زندگی کاری و تحصیلی خودم می آورم .
در خانواده ای فقیر به دنیا آمدم و دوران کودکی و دبستان را تا آنجائیکه یادم هست با فلاکت و سختی سپری نمودم . در اوّلین تابستان سال اوّل مدرسه برای ارضای علاقۀ کودکی به داشتن اسباب بازی ، چون نخواستم هزینه ای تحمیل خانواده شود اقدام به ساختن وسیله ای سه چرخه مانند از تخته و بلبرینگ نمودم و استفاده از آن برایم لذت بخش بود تا اینکه روزی پسر همسایه از روی حسادت آن را شکسته واز کار انداخت این عمل وی بشدّت مرا ناراحت و عصبانی کرد طوریکه باعث شد اورا تنبیه نمایم شکایت و گله مندی مادر این پسر ناخلف به گرامی یاد مرحوم پدرم ، منجر به کتک کاری جانانۀ من بدون سئوال از طرف پدرم شد . تأثیر منفی این جریان در ذهن من موجب شد تا قید اسباب بازی را بزنم و از خیر آن بگذرم و تصمیم بگیرم دیگر تابستانها توی خانه نمانم و به این خاطر در تابستان سالهای دوّم و سوّم مدرسه در یک فروشگاه و تولیدی کفش مشغول به کار شدم گرچه کار من در تهیّۀ کفشها سخت بود ولی تحمّل میکردم آنچه به مذاق من خوش نیامد و مرا از ادامۀ کار در سالهای بعد منصرف کرد دو مورد بود یکی انتظار بیگاری بین خانه و مغازه و دیگری برخورد های ایذائی شاگرد های دائمی فروشگاه بود . بعنوان مثال ، روزی پاشنه کفش را در نقطه ای از رادیو که اتّصال به بدنه داشت و خیلی قدیمی بود قرار داده و از من برداشتن آن را در خواست کردند واز برق گرفتگی من ، برای خود ایجاد تفریح نمودند چنین بی فرهنگی و نارسائی در محیط کار با مزد ناچیز برای من آزار دهنده شد و تصمیم به ترک این محیط کاری گرفتم و در یک خیّاط خانه مشغول بکارشدم و چون دستمزد آنجا نیز ناچیز بود در تابستان سالهای پنجم و ششّم مدرسه ، طی قراردادی با یکی از قنّادیها ، شروع به کار فروش باقلوا در قالب سینی نمودم که اینکار ، هم عایدی خوب داشت و هم استقلال عمل بمن میداد روزهائی بود که دو سینی باقلوا می فروختم و خیلی راضی بودم . در تابستان سال اوّل دبیرستان به فروش شیرینی های مخصوص در کنار باقلوا پرداختم و درآمدی جوابگوی خرج تحصیل و حتّی کمک به خانواده کسب نمودم . در سالهای دوّم و سوّم دبیرستان ، اقدام به فروش میوه و تره بار نمودم که اینکار درآمد خیلی خوب داشت و خرج کامل سال تحصیلی دبیرستان را تأمین میکرد امّا از بخت بد در یک روز پرخریدار ،  بخاطر وارد شدن یکی از مقامات کشوری به داخل محدودۀ شهر ، پلیس به من اخطار داد و من متوجّه نشدم لذا مورد غضب یکی از پاسبانها قرار گرفته خود و همچنین ارّابه ام روانۀ جوی کنار خیابان شدیم از همان لحظه به دلیل نفرت از این رخداد ، اینکار را با تمام درآمد خوبش کنار گذاشتم و بقیّۀ آن سال و سال چهارم دبیرستان با کمیسیون داران کار کردم که اجرت چندان مطلوبی نداشت بنابراین در سال پنجم در ادارۀ دخانیّات در واحد انگ نویسی بسته های توتون مشغول کار شدم و در سال ششّم دبیرستان ضمن آماده شدن برای کنکور سراسری با شهرداری در رابطه با اخذ عوارض میوه و تره بار همکاری نمودم در این مقطع برای خواهرم خواستگاری پیداشد که محلّ کارش شیراز بود و من برای تحقیق در مورد وضعیّت کاری و شخصیّت اجتماعی خواستگار ناچار بودم محلّ شرکت در کنکور را شیراز انتخاب نمایم مسافرت من به شیراز دو شبانه روز طول کشید و چون خیلی خسته به جلسۀ آزمون رفتم نتیجه ای نگرفتم و یکسال پشت کنکور ماندم و ضمن کار در کارخانۀ قند در قسمت کنترل سانتریفیوژ ها ، تلاش و پشتکار خود را برای آمادگی کنکور مضاعف نمودم و به دانشگاه تبریز راه یافتم و چون رشتۀ قبولی ، دلخواهم نبود سال بعد تغییر رشته دادم . در برهۀ تحصیل در دانشگاه هم وام دریافت میکردم و هم کار تدریس داشتم و براحتی میتوانستم حتّی به خانواده نیز کمک نمایم  . بعد از اتمام دانشگاه به استخدام یک شرکت معتبر دولتی طیّ قبولی از آزمون استخدامی در آمدم و به دورۀ تخصّصی برق قدرت دانشگاه صنعتی شریف معرّفی شدم طولی نکشید که در لیست قبولی های آزمون استخدامی شرکت مخابرات نیز به مصاحبۀ اعزام به دورۀ تخصّصی دیجیتال در آمریکا دعوت شده و امتیاز بالائی را کسب نمودم ولی به احترام عدم رضایت مادرم این موقعیّت ممتاز را بی خیال شدم و دورۀ دانشگاه صنعتی شریف را ادامه دادم و در واحد های مختلف شرکت استخدامی با قبول مسئولیّتهای مختلف تعمیراتی و مدیریّتی کارم را با تعهّد شروع کردم در نهایت بخاطر کار در محیط فشارقوی و دارای استرس ، دچار نارسائی قلبی عروقی شده و چندین بار دچار حملۀ قلبی شدم ودر اثر این حمله ها یک سوّم سلّولهای ماهیچه ای قلبم دچارآسیب شدند آنژیوپلاستی های مکرّر جواب نداده تن به جرّاحی قلب باز دادم و از بابت مشکلات قلبی راحت شده بودم که در یک حادثۀ سقوط به چاله سرویس مکانیکی  دو تا از مهره های کمرم شکسته و ضربۀ شدیدی به قلبم وارد شد و چون مهره های شکسته ، نخاع را تحت فشار قرار میدادند چاره ای جز عمل جرّاحی ، طبق نظر پزشک متخصّص جرّاحی مغز و اعصاب نداشتم به اعقاد پزشک معالج احتمال فلج از دوپا یا سکتۀ مغزی میرفت لذا این عمل با تعهّد من به قبول کردن تمام ریسک از جانب قلب و بیهوشی نهایتا انجام شد و شش ماه استراحت در بستر با ملاحظات احتیاطی تجویز گردید ولی من بعد از فقط یکماه استراحت مطلق بستر را ترک نموده و در جلسۀ آزمون کارشناسی ارشد مهندسی مواد و متالورژی که رشتۀ بسیار مورد علاقه و غیر مرتبط با رشتۀ اصلی ام بود و قبلا با تلاش زیاد آمادگی لازم را پیدا کرده بودم حاضر شدم و با سختی و رنج فراوان ، چهار ساعت زمان جلسه را تحمّل کردم و در دانشگاه تبریز قبول شدم امّا بعد از ثبت نام و سپری کردن حدود سه ماه ، بدلیل درد های شدید کمر موفق به ادامۀ دوره نشده و انصراف دادم لیکن با انصرافم موافقت نشد و بنا به اصرار ریاست محترم دانشکده هنوز هم دانشجوی این رشته باقی مانده ام تا اگر بهبودی کامل حاصل شد ادامه دهم .

                        **********************************

0
8


سما ص    10 ساعت قبل
سلام لحظه ها ناب و پر از دلخوشی ...

مرجان    23 ساعت قبل
🎅🌟لایک🌟🎅

سما ص    ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
سلام عصر دلپذیر و پر از شادی جناب ساعد...

شکوفه    ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
💖🌲 l̈ïk̈ë 🌲💖

دانیال    ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
🍎 ĿĪҠƐ 🍎

کژال آ    ۲۴ مرداد ۱۳۹۸
🕋🌈ϐιɢ lικε🌈🕋

سما ص    ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
سلام عصر شاد و دلنشین جناب ساعد...

ترانه پاییزی    ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
20

azita farah    ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
*****20

شهره بارانی(بانوی سکوت)    ۲۲ مرداد ۱۳۹۸
20



محبوب ترین مقالات اجتماعی
بازدید: 2496
نظرات: 116
0
262
بازدید: 3963
نظرات: 84
0
224
بازدید: 1984
نظرات: 64
0
211