بی ستاره شده ام ، درد از این بالاتر !؟

ارسال توسط: دُخت زردکوه همنشین دل تاریخ ارسال: ۰۱ مرداد ۱۳۹۷ دسته بندی: تاریخ، فرهنگ و هنر»شعر و داستان نظرات: 6 بازدید: 335

 Ù†ÛŒØ³ØªÛŒ فکر من و حال و هوایم بکنی

نیستی فکر من و حال و هوایم بکنی 

نیستی ، منتظرم باز صدایم بکنی !

 از بدون چمدان رفتن تو پیدا بود 

خواستی در به در خاطره هایم بکنی 

 گفته بودم بروی بعد تو من رفتنی ام 

رفته ای بر تن خود رخت عزایم بکنی ؟!

 من زمین گیر شدم تا تو به پرواز رسی 

رسمش این نیست در این خاک رهایم بکنی 

بی ستاره شده ام ، درد از این بالاتر !؟

خسته از زندگی‌ام ، چون و چرایم بکنی

 به تو نه ، این سخنم را به خدا میگویم

وقت آن نیست از این درد جدایم بکنی؟! 

 

مسعود بابائی 

0
8

آدم ا    ۱۶ مرداد ۱۳۹۷
☘☘ℒike☘☘

سادات س    ۱۴ مرداد ۱۳۹۷
20

وحید نادر    ۰۶ مرداد ۱۳۹۷
20

گفته ها ناگفته ها    ۰۲ مرداد ۱۳۹۷
20

nader    ۰۲ مرداد ۱۳۹۷
20

محبوب ترین مقالات تاریخ، فرهنگ و هنر»شعر و داستان
بازدید: 1879
نظرات: 111
0
249
بازدید: 1824
نظرات: 91
0
247
بازدید: 1665
نظرات: 103
0
246
بازدید: 1473
نظرات: 83
0
229
بازدید: 1644
نظرات: 83
بازدید: 1449
نظرات: 79
0
219
بازدید: 2071
نظرات: 101
بازدید: 1376
نظرات: 49
0
204
بازدید: 3060
نظرات: 66
0
204
بازدید: 1610
نظرات: 60
0
203
بازدید: 2206
نظرات: 160
0
150
بازدید: 1590
نظرات: 166
0
145