خاطرات کودکی

ارسال توسط: سیده م م تاریخ ارسال: ۰۲ مرداد ۱۳۹۶ دسته بندی: تحصیل و یادگیری نظرات: 3 بازدید: 460

خاطرات كودكي زيباترند

يادگاران كهن مانا ترند

درسهاي سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ

روبه مكارو دزد دشت وباغ

روز مهماني كوكب خانم است

سفره پر از بوي نان گندم است

كاكلي گنجشككي با هوش بود

فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد

ريز علي پيراهن از تن ميدريد

تا درون نيمكت جا ميشديم

ما پرازتصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي زپاكي داشتيم

يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هايش درد داشت

گرمي دستان ما از آه بود

برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ

خش خش جارو ي   با پا روي برگ

همكلاسيهاي من يادم كنيد

بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسيهاي درد ورنج وكار

بچه هاي جامه هاي وصله دار

بچه هاي دكه خوراك سرد

كودكان كوچه اما مرد مرد

كاش هرگز زنگ تفريحي نبود

جمع بودن بودوتفريقي نبود

كاش ميشد باز كوچك ميشديم

لا اقل يك روز كودك ميشديم

ياد آن آموزگار ساده پوش

ياد آن گچها كه بودش روي دوش

اي معلم ياد وهم نامت بخير

ياد درس آب وبابايت بخير

اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشقها را خط بزن

0
5

پویا پویا    ۱۶ آبان ۱۳۹۶
2020

زاهد    ۲۸ مرداد ۱۳۹۶
▓▒░20لایک20░▒▓

وحید نادر    ۰۳ مرداد ۱۳۹۶
20



محبوب ترین مقالات تحصیل و یادگیری
بازدید: 1404
نظرات: 59
0
208
بازدید: 1554
نظرات: 128
0
181
بازدید: 1670
نظرات: 102
0
166