طایفه نارویی نصرتی.شجره نامه من:)

ارسال توسط: الهه جون سرشار از محبت الهی تاریخ ارسال: ۱۷ شهریور ۱۳۹۴ دسته بندی: زندگی و خانواده»خانواده نظرات: 18 بازدید: 8693
 

گذشته ی هر قوم چراغ راه اینده آن است و تاریخ که دریچه هایی به سوی افق وسیع گذشته ها در برابر دیدگان ما می گشاید . از آن جایی که همه افراد بشر در تمام ادوار، در سرنوشت یکدیگر تآثیر متقابل و مستقیم داشته و دارند ره آورده های تاریخ ، میراث مشترک تمام انسانهاست . پس سرگذشت یک قوم ، ارزش خاص خودش را برای ان قوم دارد . هیچ ملتی مزایا و خوبی هایی را که امروز از ان برخوردار است به بهای گسستن و بیگانه شدن از تاریخ گذشته خویش بدست نیاورده است ، واقعیت این است که مناسبات اجتماعی و زندگی اقوام در دوران گذشته برای نسل کنونی جذاب و از بسیاری از جهات در خور تحقیق و تفحص و اندیشه است و در عین حال که حاوی مضامین اخلاقی و اجتماعی در باب نگرش اقوام گوناگون به جهان پیرامون خود و مسائل آن است اندیشه های ساده و عمیق ونکته های باریک در خود نهفته دارد . اما ، با آمیخته شدن زندگی عشایر بانگرش امروزی به زندگی باعث شده است که متاسفانه بسیاری از آداب و عادات و سنتهای خود را کمرنگ ببیند و به ناچار با زندگی که پیوسته رو به سوی مدرنیته است سازش کند و داشته های فولکولوریک را در جنبه های خصوصی تفکر خویش نگاه کند ، زیرا مردم بلوچستان آداب و سنن خوب و منحصر بفرد خود را در گذشته از دل بستگی های مهم آنها بوده به همراه دیگر خصوصیات عالی بفراموشی سپرده اند ، پس ، چه خوب است که فرهنگ گذشتگان را نمونه ای از میراث فرهنگ یهر قوم است به صلابت و همت به عنوان سنبلی برای زندگی ایندگان که از گذشتگان به میراث مانده است به دست فراموشی نسپاریم و در جهت رشد تعالی آن ، با تلاش مضاعف کوشش کنیم .    

 

  نارویی یا نهرویی، از طایفه‌های  بلوچستان می‌باشند.

  بر اساس نظر کلنل پاتینجر که در سال ۱۸۱۰ میلادی از بلوچستان دیدن کرده‌است، نارویی‌ها را نژاد قد بلند، فعال و دارای قدرت جسمانی فوق العاده معرفی نموده‌است. او می‌گوید آنان در برابر تغییرات اقلیمی سازگار و از مرگ نیز نمی‌ترسند و در هنگام جنگ در نهایت رشادت می‌جنگند. در زمان پاتینجر، محراب خان رخشانی رئیس طایفه نارویی در سيستان  بوده‌است. سرپرسی سایکس با استناد منابع محلی و روایتی اين طایفه، را نهرویی می‌خواند و معتقد است که اجداد آنان پس از جنگ  نهروان به منطقه بلوچستان کوچ کرده‌اند.   

يكي از بزرگان طايفه نارويي سردار ملكشاه خان نارويي نصرتي 

  

بلوچستان 

منظور از بلوچستان سرزمينهايي هستند كه در سه كشو ايران ، افغانستان و پاكستان قرار گرفته اند و زادگاه اصلي بلوچها هستند. بلوچستان ايران در جنوب شرقي ايران، شامل قسمت اعظم استان سيستان و بلوچستان است. از شمال به سيستان، از مشرق به مرزهاي ايران ـ افغانستان، و ايران ـ پاكستان، از جنوب به درياي عمان و از مغرب به استانهاي هرمزگان و كرمان محدود، و به غيراز شهرستان زابل که تعداد بسیار اندکی بلوچ در آن ساکنند مشتمل بر همه شهرستانهاي استان است .خلاصه در سمت جنوب از بندر عباس تا کراچی به دریای مکران (عمان) ودر شرق به رود سند ودر شمال به استانهای هلمند ،نیمروز و زابلستان در افغانستان و خراسان و و انتهای شمالی کویر لوت ودرغرب ،بوشهر و استان فارس در ایران منتهی می شود. زبان بلوچی از خانواده زبانهای ایرانی (فارسی ، تاجیکی ،پشتو ، آسی، کردی ،تاتی، تالشی و نیز در کنار سایرگویشهای کنونی افغانستان ،پاکستان و دیگر کشورها است.در ایران علاوه برسیستان و بلوچستان در خراسان (تربت حیدریه، جوین سرخص،سبزوار،ترشیز،قائن،بیرجند و نیشابور )کرمان لارستان وفیروز آباد فارس و ترکمن صحرا،تکلم می شود(مقدمه فقه الغه،ارانسکی،ص294-312-313 ) در پاکستان نیز در ایلات بلوچستان و نواحی جنوبی ایلالت سرحد و جنوب غربی پنجاپ و کرانه راست رودسند و از شمال به دیر غازی خان و مظفرگر تکلم می شود ودر نواحی جنوبی افغانستان در استانهای نیمروز،زابل،مناطق بیابانی ریگستان،دشت مرکخ و ناحیه فراه نیز رایج است،اقلیت قابل توجهی در استان ماری(مرو) کشور ترکمنستا ن در مسیر سفلای رود مرغاب زندگی می کنند همچنین در شبه جزیره عربستان ، بصره عراق،کویت ، امارات متحده عربی،بحرین ،قطر،عمان،و سه کشور آفریقایی تانزانیا ،کنیا،اوگاندا،زندگی وبه زبان بلوچی سخن می گویند(مقدمه فقه اللغه ایرانی ،ارانسکی). از ديگر ويژگي هاي قوم بلوچ 1-ميارداري:mayar)) يكي ديگر از ويژگيهاي قوم بلوچ ميارداري است شخص با ميار يعني شخص امانت دار،عيب پوش، حقيقت طلب و مدافع. تعریف ميار: يعني شخصی که جهت حفاظت از جان ومال خود نزد مياردار(نگهدارنده ميار) قرار ميگيرد مردمان بلوچ در حفظ ميار خود آنقدر جدي و سختگير هستند چه بسا اتفاق افتاده جان خود و يا جان تعداد زيادي از بستگان خويش را نيز جهت حفظ ميار ازدست داده اند. مياراز نظر لغوي با كلمه مرام تشابهت زيادي دارد ازطرفي واژه مرام بمعني مقصود ، هدف، آرمان و مطلب مي باشد. شخص با مرام يعني شخص با هدف و دور انديش . مردمان بلوچ با حفظ ميار مي خواهند اين نكته را ثابت كنند كه افرادي هدفدار ، دور انديش ، نوع دوست و حقيقت طلب هستند چنانچه كوچكترين كوتاهي در امانت داري يا ميارداري را بی حرمتی به اصالت و غيرت قوم يا طايفه مي دانند و بر اين عقيده كه كوتاهي در حفظ مياراز شان و منزلت و غيرت بلوچي او كاسته مي شود. 2-وفاداري درجان ومال: يعني اينكه اگرخود را ميار او قرار دادي و يا مال خود را به امانت او سپردي يا درسفر همراه اوشدي و يا درهمسايگي او قرار داشتي چنانچه فرد يا افراد غريبه اي قصد تعرض ، اهانت ، جنگ ويا تصرف در امورات شما را داشته باشند ايشان با جان و دل و با همت و پشتكار بدون هيچگونه ترس و واهمه اي از دخالت ديگران بر عليه تو ايستادگي و دفاع خواهند كرد حتي اگر در سفركوتاهي بااو دوست شده باشي. از طرفي در اين ميان از افراد زيرآب زن ، و شيطان صفت،كه ازدر دوستي بر آيند تاقصد خيانت و تصرف در امورات او را داشته با شند تا منافع خويش را حفظ نمايند آن وقت است كه غيرت بلوچي طغيان كرده و با عوامل شيطان صفت، منافق ، و زيرآبزن به شدت برخورد و تا مرز مرگ پيش مي رود. 3- تعبد و خلوص نيت:مردمان بلوچ در هرپيشه و شغلي كه انتخاب نمايند سعي براين دارند تا با خلوص نيت صرفا جهت رفع نيازهاي زندگي و موفقيت در زندگي بكوشند ودر اين راستا بر آنچه كه از دين و اسلام حكم فرما است واقف و رضايتمندي خالق خويش را خواستارند.در معامله و خريد و فروش از دروغ و دزدي بالاخص در امورات مشاركتي جدا پرهيز مي كنند و سعي براين دارند تا حق كسي ضايع نگردد.به كمترين درآمد قانع و خرسندند واز مال و ثروت زياد نيز مفتخر نيستند و آن را بيشتر صرف مخارج زندگي و كمك به نزديكان مي نمايند. به تجملات منازل مسكوني كمتر توجه و سعي بر ساده زيستن را بيشتر خواهانند.از كار كردن جهت امرار معاش و تامين مخارج زندگي هيچ ابايي ندارند و در سخت ترين شرايط براي كمترين در آمد نيز تلاش مي نمايند. زنان بلوچ دوشادوش مردان در نمازگزاري و تربيت فرزندان نسبت به تعليم دين نقش عمده اي ايفا مي كنند بطوري كه در هنگام نماز صبح معمولا قبل از مردان خانواده از خواب بيدار شده واسباب نماز را براي مرد و فرزندان فراهم نموده و در نماز و دعاو نيايش و قرآن خواندن اهتمام تمام مي ورزند. * الهم افتح لناابواب رحمتك  

 

يكي از بزرگان طايفه نارويي سردار محمد شريف خان نارويي نصرتي

    تاریخچه ایل ناروئی 

  با توجه به تحقیقات انجام گرفته از ایل ناروئی که نویسندگان و مورخین مختلفی از همه کشورها در مورد ان نظریاتی داده اند حاکی از این است که ، این ایل در سرزمین ایران پهناور از رشته کوههای البرز و بندر عباس و کرمان مکران نواحی از پاکستان و سیستان و نواحی از افغانستان و هرات که زیر نظر امپراطوری ایران بوده زندگی می کردند و یکی از طوایف قدیمی و بزرگ بلوچ به شمار می آیند . و در حال حاضر هم در اکثر این نقاط پراکنده و مشغول زندگی هستند . جهت آگاهی به تعدادی از انها اشاره می شود که خالی از لطف نیست .   بعد از مرگ احمد شاه ابدالی در دوره زندیه افغانستان نیز دچار هرج و مرج می شود که ناشی از درگیری بین وارثان احمد شاه ابدلی برای جانشینی وی بود در این در گیری ها گروهی از قبیله ناروئی که خواستگاه آنها در ناحیه ای به نام نارویا یا نهرو بوده است (برقعی ، 12 : 1365 ) هجرت را بر ماندن در زیر سلطه پشتون های ابدالی ترجیح داد و نتوانستند تسلط سیاسی و نظامی آنها را بر خود تحمل نمایند لذا دست به مهاجرت به طرف سیستان و مکران ایران بلوچستان زدند . بخشی از آنها در سیستان ماندگار شدند . گروهی مسیر خود را به طرف بم ، کرمان و جیرفت ، بندر عباس ادامه دادند و در این مسیر سکنی گزیدند که در زیر رده های فامیلی ایل ناروئی که در حال حاضر در همین مسیر یعنی زاهدان – زابل -  نصرت آباد – گراغه – سبز پوشان – چاه رحمان – چاه حسینعلی – نوک آباد– حصاروئیه –  گرگ حیدر آباد –  بم - فهرج – نرماشیر- جیرفت–  کرمان – کهنوج – و منطقه بشاکرد زندگی می کنند از باقیمانده همان ها می باشند و گروهی دیگر را ه خود را به طرف مکران ایران بلوچستان یعنی بمپور و بزمان و ایرانشهر و نیکشهر ادامه دادند در کنار قلعه بمپور که مقر ملکشاه عالم بود سکنی گزیدند . در یکی از روزها که ملکشاه عالم برای تفریح و شکار به خارج از قلعه رفته بود سعید خان ناروئی با همکاری شیخ مهراب با کودتایی آرام قلعه را به تصرف خود در اوردند و پس از ان سران ملک را به قلعه راه ندادند که در نتیجه تعدادی از آنها به سراوان رفتند گروهی به فنوج و ملکشاه عالم نیز ملک آباد بمپور را برای سکنی ترجیح داد و تا اخر عمر در آنجا به عزلت و عبادت پرداخت . با تصرف قلعه بمپور و ورود ناروئی ها به مکران ایران بلوچستان حوادث مهمی در این منطقه بوجود آمده ( کتاب شناخت تاریخی بلوچستان دوره ی قاجار و قبل از ان نوشته محمد رضا ناصری نیا صفحه 149 )

 

    ضرب المثل های بلوچی

 

  -ناتپاکین گس ء مشک هشک بنت: مشک آب خانه ای که اهل آن(زن وشوهر) همدل نباشند خشک می شود -چارپادی پسا جوان کن و دوپادی ماسا: پدر چهارپا را درست انتخاب کن و مادر دوپا را -بز لاپ که سیر بوت شنک دورء دنت: شکم بز که سیرشد بزغاله می اندازد بیشتر درمورد افراد کم ظرفیت می آید. -بابو اگه بابوی بوتین مامه اون گو میشانه نبوت: پدر اگر پدر خوبی بود مادر گوسفندان را به چرا نمی برد -آپ په آپ راه مولد په گلامه: آب برای آبراه و کنیز برای غلام - چرپین دست هرکس وتی گیوارء مشیت:مردی که دستش چرب شد آن را فرق سر خویشاوندان بمالد از آنها زن بگیرد - ماس نیست په ماتوء گریت: مادرش نیست برای پدر زن گریه می کند -گندگین جنین عمرا کم ء کنت: زن بد عمر شوهر را کم می کند -کلمانتا گشتنت شپی تی آروسنت گشت منی دلا نلگیت: به دختر ترشیده روگفتند امشب عروسی تو است گفت باور نمی کنم -کلمانتا گشتنت زاماس ودیئنت گشت یا نصیب :به دختر ترشیده رو گفتند نامزدت پیداست گفت یا نصیب -ماس ءی بدل ماتو ءنبیت پس ءی بدل ناکو ءنبیت: جای مادر را زن پدر نمی گیرد و جای پدر را عمو نمی گیرد - گولو شه وتی میا جپیت-گوساله از میخ بند خود می پرد -گوالگ په ششتنا اسپیت ء نبیت: جوال با شستن سفید نمی شود - جوانین توما په گندگین دگارا تاوان مکن: تخم خوب را برای زمین شوره زار ازبین نبر -آسک اگه تیزینت ماس و پس تیزینت: آهو اگر تندرو است پدر و مادر تندروی داشته -اکل مند وتی اسپ ء توسیپ ء کنت – بی اکل وتی جنأ -کم اکل وتی جندا توسیپ ء کنت مرد عاقل اسب خود را تعریف می کند بی عقل زنش را و کم عقل خودش را تعریف می کند -دسگ شه ما جاها سندیت که بارگنت: نخ از جایی کنده می شود که باریک است -مرد په نام ء و نامرد په نان ء مریت: مرد برای یافتن نام و نامرد برای پیداکردن نان می میرد -سال که سککنت بله صلاه و حق ءنت : گرچه خشکسالی است ولی تعارف حق است -بازین هبر دیوان ء تام ء بارت: صحبت زیاد مزه مجلس را ازبین می برد - شه مرتگین شیرا زندگین روباه گهترنت: از شیر مرده روباه زنده بهتر است - شه لیده ها رات مانیت شه داچیا هره :از شیرمردان مردان خوب و از شیرزنان زنان خوب بجا می ماند -هشتر که نجکیت زانانی نپروشنت: کسی که دل به انجام کاری ندارد نباید بزور به او اجبارکرد -تاسی آپ بور سد سال وپاکن: اگر در منزل کسی یک لیوان آب خوردی تا آخر عمر براو وفادار باشی -هم ما په ستکن ته په ربکه: ما صداقت داریم تو دنبال حیله ای - پشت به کوها جته:پشتش به کوه زده است( دارای پارتی و پشتیبان قوی است) - لاپ په آپ ء پرء نبیت: شکم با آب پر نمی شود (به فکر نان باش که خربزه آب است) -شه بی کچکیء شگال کددن کرتننت: از بی سگی شغال به دنبال داشتن است) -شه هوکء پته: از خوک یک تار موی (یعنی از دریا قطره ای) 

 

  شجره نامه ايل نارويي  

 

 

 

    قوم بلوچ  

  درباره اقوام بلوچ و ساکنان آن روایتها و نظرات متعددی موجود است درباره حقیقت بعضی ازآنها به نوعی تردید است.   درمعنای کلمه بلوچ اختلاف نظر های زیادی و جود داردپرفسورلینسون(rowlinson) می گوید بلوچ از واژه بلوس گرفته شده است که این اسم یکی از پادشاهان بابلی است که در تورات نیز به آن اشاره شده است.براهی واژه بلوچ را تاج خروس نامیده است (brohi1980:15-20) و به این دلیل که بلوچها در جنگها کلاهخودهایی برسر می گذاشتند که به شکل تاج خروس بود و یا مندیلی که برسر می نهادند.   درباره ریشه بلوچها نیزنظرات زیادی مطرح شده که دونظریه از آنها طرفداران بیشتری دارد تعدادی براین عقیده اند که بلوچها آریایی تبارند و تعدادی می گویند ریشه سامی داشته و منشعب از اعراب می باشند بعضی از نخبگان امروزی ریشه اعراب بودن را ترجیح نمی دهند مثلا عطاء الله منگل ازنویسندگان و سیاسیون بلوچستان پاکستان ریشه عربی بلوچها را افسانه ای بیش نمی داند و یا جان محمد بلوچ نویسنده پاکستانی دیگر بیشتر برهمریشه بودن زبان فارسی و بلوچی تاکید نموده است(احمدی :107-108)کامبوزیا نیز که مدتی درمیان بلوچها بوده درمورد همریشگی زبان فارسی و بلوچی اظهارنظر نموده است (کامبوزیا ،بلوچستان وعلل خرابی آن)- محمد سردارخان یکی دیگر از نویسندگان بلوچ معتقد است که در عهد کیانیان و ساسانیان بلوچها جزو ارتش ایران بوده اند که مقارن ظهور اسلام از شمال و شمال غرب به علت مخالفت با ساسانیان به جنوب ایران رانده شدند(احمدی 112) فردوسی نیز همین مسئله را درباره کوچ بلوچ ها از البرزبه مکران و سند ابراز می دارد(کامبوزیا بلوچستان و علل خرابی آن) به هر حال تاریخ و شواهد حاکی از آن است که بلوچها در زمان هخامنشی تا اواخر دوره ساسانی (قرن ششم قبل از میلاد تا ظهور اسلام) در نواحی شمال و بعد از آن درجنوب شرقی ایران سکنی گزیدند- طبری نیز در کتاب تاریخ طبری مکران فعلی را بخشی از سرزمین اردشیر بابکان می داند(طبری1362 :584)- براهی نیز در تاریخچه بلوچستان می گوید بلوچها در قرن هفتم میلادی در دره های مشرف به کوههای کرمان می زیسته اند تا اینکه در قرن دهم میلادی شمال و غرب کرمان رانیز اشغال نموده اند بلوچ در دوره غزنوی با حمله غزنویان مجبور به مهاجرت شده اند ومناطق مسکونی آنها تا سند و پنجاپ رسیده است - هوگز نیز درباره اعراب بودن بلوچها درکتاب خود چنین نوشته است جدبلوچها به نام میرحمرا پسر عبدالمهتاب در زمان امام حسین(ع) می زیسته درسال 61بعد از هجرت به علت جنگهای داخلی به منطقه کرمان مهاجرت نموده و پس از مدتی سکونت در آنجا به ناحیه مکران آمده و پس از حمله مغول به طرف هند و پنجاپ مهاجرت نموده اند.   بیشترین مهاجرت بلوچ ها را در زمان غزنویان و همچنین زمان حمله مغول هادانسته اند(براهی 1980:35)-(غراب1364:28)   با توجه به اينكه در سرزمينهاي اقوام بلوچ درزمان های گذشته تعلیم علم بطور رسمي وجود نداشته و حاكمان آن زمان نيز به امر آموزش وتعليم توجه چنداني نداشته اند و بيشترغرق در فرمانروايي بوده اند اما درميان اقوام بلوچ مرداني وجود داشته اند تا اين تاريخچه و يا غيرت بلوچي را به روشهاي مختلفي ازقبيل اشعار بلوچي و يا داستان ،حفظ و آن را سینه به سینه به نسلهاي بعد از خود انتقال بدهند تا اينكه به تدريج سواد داراني در اين ميان آنها را بصورت مكتوب در آورده اند اگرچه تاريخ دقيق و قوي بعضي از حوادث ممكن است ترديد داشته باشد اما واقعيت امر اين است كه اين حوادث حتما وجود داشته اند. اما قبل از اينكه به آثار تاريخي يك قوم بپردازيم نكته بسيار مهمي را براي شما خوانندگان عزيز باز گو مي كنيم و آن اينكه هرقوم و قبيله اي در هرزماني كه وجود داشته و دارد عزت ، بزرگي يا شهرت آن قبيله فقط به خاطر شناخت افراد قبيله در ميان خود و اقوام ديگرمي باشد چرا كه تمامي انسانها مخلوق خدايند و در برابر خالق خود حقوق مساوي دارند و هيچ يك برديگري مقدم نيست درست است درنزد خداوند تعدادي افراد محبوب تر ازبقيه هستند و اين بخاطر ايمان و تقوای افراد ميباشد نه قوم وقبيله آن ، شايد تعدادي از غلامان در نزد خداوند ازتعدادي حاكمان محبوبتر باشندكه اين خود نشانگر عدل خالق برمخلوق خود است. براي تفهيم بيشتر به آياتي از قرآن مجيد اشاره ميكنيم. سوره حجرات آيه 12 (يا ايهاالناس انا خلقنكم من ذكر و انثي و جعلنكم شعوبا و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقكم ان الله عليم خبير) معني : اي مردم ما شمارا از يك مرد و زن آفريديم و شمارا تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست)گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است.   در باره اخلاق و سنن بلوچ هاگفته شده است: بلوچ مردي است آزاد، جنگجو،شجاع و مهمان نواز،ديندار ، راستگو،درست كار و كاركن.   تاريخ نويسان در رابطه با خوبيها و آئين هاي بلوچ چنين گفته اند:بلوچها مردماني سختكوش،مهمان نواز،درستكار،غيرتمند،شكيبا ،بي عاطفه، و غالبا در امور مذهبي متعصب،و از خصايص ديگر بلوچ زودخشمي بودن آن است كه براي فراهم كردن حداقل زندگي بايد مدام با دشواريها در مبارزه باشند و امانت داري و درستكاري بلوچها همواره ضرب المثل بوده است.   درباره ظواهر بلوچهاگفته شده است : بلوچها افراد ورزيده ، قدبلند،چشم سياه و يا گندم گون مي باشند.صدها سال قبل ازميلا دمي گويند بلوچها از حلب به سوي شرق حركت كردند آنها مالدار و كوچي بوده اند و جايي كه علوفه فراوان و يا سرسبزي وجود داشته سكني گزيد ه اند كه يكي از اين محلات برزكوه يا البرز بوده است كه بعدها از آنجا به طرف جنوب مسكن گزيدند.بلوچها در امورات خير و برسرجاي نشاندن گستاخان همواره دوشادوش ساير اقوام سهم گرفته اند.

 

  يكي از بزرگان طايفه نارويي چنگيز نارويي نصرتي 

  

      پراكندگي سکونت بلوچ ها 

در مورد پراكندگي سكونت بلوچ ها بايد گفت به طور كلي بين ايران ، پاكستان و افغانستان  ، هندوستان  تقسيم شده اند. وفعال ترين اقوام بلوچ  40 در صد پاكستان وبيش از 30درصد در افغانستان خصوصا استانهاي نيمروز ، هلمند،فراه و قندهار زندگي مي كنند. همچنين جنوب عراق بويژه وادی البلوش بصره و نیز بصورت پراکنده در اروپا خصوصا لندن و استکهلم و آمريکای شمالي بويزه تورنتو  ، منطقه مرو در ترکمنستان کشور های عربی علی الخصوص عمان ،شرق آفريقا نيز سكني گزيده اند و همه ساله در اروپا کنفرانسی در لندن برگزار می کنند همچنين در دانشگاه ملي سوئد دكتراي زبان بلوچي در اروپا توسط اين دانشگاه داده مي شود ونيزكنفرانسهايي مشابه كنفرانس لندن برگزار مي گردد. در مناطق بلوچ نشين(درسه بلوچستان) غيراز بلوچ ها از جمله سيستاني ها (در ايران) ، پشتون ها (در افغانستان) ، پنجابي ها ، نارويي ها ، براهويي ها (در پاكستان) نيز سكونت دارند . تعداد قابل توجهي از بلوچ ها در خارج از بلوچستان در شيخ نشين هاي جنوب خليج فارس بخصوص عمان همچنين درجاي ديگر ايران مانند تهران ، كرج ، مازندران ، خراسان، بم ،كرمان  ،  كهنوج ، بندر عباس سكونت دارند. بيشتر بلوچ ها تا اواسط قرن هيجدهم ميلادي در داخل مرزهاي ايران زندگي مي كردند ، تقسيم بلوچستان بين ايران و هندوستان تحت سلطه انگليس در دهه 1870 م. و در پي سياست هاي امپرياليستي بريتانيا صورت گرفت .

 

   يكي از بزرگان طايفه نارويي سردار موسي خان نارويي نصرتي 

              

بلي آنان كه از اين پيش بودند                        چنين بستند راه ترك و تازي      

ازآن اين داستان گفتم كه امروز                         بداني قدرو بر هيچش نبازي

به پاس هر وجب خاكي از اين ملك            چه بسيار ست آن سرها كه رفته 

زمستي بر سر هر قطعه زين خاك                   خداداند چه افسرها كه رفته 

 

   

مطالبي در باره سردار ملكشاه خان نارويي نصرتي 

  بزرگ خاندان مرحوم ملكشاه خان نارويي نصرتي شخصيتي كه در نهايت رشادت و حس وطن پرستي از مرز و بوم اين كشور به دفاع برخواست و در بدترين شرايط در مقابل بيگانگان همراه با برادرش سردار محمد شريف خان نارويي نصرتي ايستاد او و برادرش همواره در راستاي حفظ و امنيت منطقه همراه با ديگر افراد ايل با جانفشانيهاي خود و افراد ايلش نگذاشت افراد شرور به اهداف شوم خود برسند تاريخ گواه اين ادعاست . وي بيش از هفتاد سال خدمت صادقانه در منطقه انجام داد. در حاليكه دولت مركزي دچار ضعف و ناتواني شده بود در زمان رضا شاه شخصي بنام نصرا... خان عامري كه دست به آدم كشي و راهزني و شرارت در منطقه بين خور و بيابانك در كوير جندق نزديك قم منطقه را به آشوب كشيده و ناگزير بنا به در خواست شوكت الملك از سردار عليشاه خان و پسرانش به خصوص سردار ملكشاه خان براي سركوبي ايشان در خواست كمك كرد كه سردار عليشاه خان ، سردار ملكشاه خان و تعداد 18 نفر از بهترين يارانش را براي سركوبي اين جاني به منطقه اعزام نمود با شتر به مدت 15 روز در راه بودند پس از استقرار در آنجا و شناسايي منطقه بنا به رسم جوانمردي پيكي به طرف محل سكونت آنها فرستاده و از خانواده اين شرور به خصوص مادر آن در خواست كردند كه پسرس خود را تسليم نمايد تا شايد مورد عفو قرار گيرد سردار چنين مي گويد : « كه اگر او تسليم شود من قول مي دهم براي وي در خواست عفو نمايم » ولي مادر نصرا..... خان طي سه مرحله به اين در خواست توجهي نمي كند و با كنايه چنين مي گويد : « بلوچ كار تو نيست پسرم را دستگير كني ، مثل شما زياد آمده اند اما نتوانسته اند فرزندم را دستگير كنند » در جواب سردار مي گويد « به حرف من گوش نكردي مادر ولي فردا خبر پسرت را برات مي آورم » در اين زمان سردار نيروهايش را به دو دسته تقسيم مي كند يك گروه را به رهبري خود و گروه ديگري را به سرپرستي خان محمد (رحيم ) به طرف مقر وي حمله ور مي شوند و از دو جناح ، و پس از چند ساعت در گيري در همان مر حله اول برادر نصرا... خان و تعدادي از نيروهايش كشته مي شوند ، پس از چند روز در گيري اكثر نيروهاي نصرا... خان به هلاكت مي رسند و سردار جنازه نصرا... خان را به آباديي كه محل زندگي مادرش بود مي آورد و مادرش با ديدن اين صحنه شروع به گريه و زاري مي كند و مي گويد : « من نمي دانستم كه شما مي توانيد بچه هاي مرا شكست دهيد و ندامت و پشيماني از چهره وي نمايان بود در نتيجه در عمليات روز بعد از اين ماجرا نصرا... خان خود را تسليم سردار مي نمايد . و سردار طبق قولي كه به شوكت الملك داده است نصرا... خان را به وي تحويل مي دهد و شوكت الملك به پاس اين خدمت زمينهاي منطقه عباس آباد شهر تهران را به وي هديه مي كند اما سردار قبول  نمي كند و با حسن نيت كامل مي گويد كه جايي كه در آن زندگي مي كنم را ترجيح مي دهم و در همانجا مي مانم و پس از آن نيروهايش را به طرف نصرت آباد اعزام مي كند و خود نيز به دنبال آنها بر مي گردد . 

 

  يكي از بزرگان طايفه نارويي سردار خداداد خان نارويي نصرتي 

  نبرد حماسی سردار علیشاه خان ناروئی نصرتی با نیروهای انگلیسی در شمال منطقه نصرت آباد 

در جریان درگیری بین انگلیسی ها و آلمانها در نزدیگی محل سردار نشین طایفه ناروئی یعنی نصرت آباد انجام گرفت هیچ کمکی ناروئی ها به انگلیسی ها نکردند به همین دلیل انگلیسی ها پس از ختم قائله آلمان برای اینکه نصرت آباد نقطه حساس و راه ابریشم بین استان کرمان و انتهای راه آهن هند بود و آنها می خواستند این منطقه را تحت نظارت خود داشته باشند و تصمیم گرفتند ناروئی ها را از انجا کوچانده و طایفه دیگری را جاگزین آنها کنند به همین سبب یک اکیپ از نیروهای کمپانی هند شرقی به همراهی تعدادی از طوایف ساکن در نزدیکی مرز نصرت آباد آماده و از ناروئی ها خواستند تا نصرت اباد را تخلیه و به گروه رقیب واگذار نمایند اما ناروئی ها پس از کشته شدن یکی از افراد ایلشان بنام (دایی خان ) به دست مهاجمین به مقاومت پرداختند و در آخر با وساطت سران طوایف سردار علیشاه خان پدر مرحوم ملکشاه خان مبنی بر اینکه مزاحمتی برای انگلیسی ها فراهم نکنند در منطقه ماندگار شدند هنوز چندی از این قضیه نگذشته بود که سردارعلیشاه خان در فرصتی مناسب با گروهی از هم پیمانان خود از طایفه اسماعیل زهی ها متحد شدند و با کاروانی از یک طایفه ای که در قتل دایی خان دست داشتندحمله نمودند و ضمن کشتن تعدادی از آنها تمام مال و تجاره آنها را به غنیمت گرفت متعاقب این قضیه انگلیسی ها گروهی از سربازان خود را برای سرکوبی ناروئی ها به نصرت آباد اعزام کردند که در محلی بنام گوراندی و مردار کوه ناروئی ها به سر انها ریختند در این درگیری هر چندفرزند علیشاه خان بنام شیر محمد خان و دونفر از برادران جما ء خان اسماعیل زهی کشته شدند ولی از گروه مهاجمین تنها یک سرباز سیک موفق به فرار شد که وی نیز در دره شمی در که بعدها به سیک رود مشهور گردید به قتل رسید . 

  واگذاري املاك نصرت آباد به طايفه نارويي 

        تعدادي از رزمندگان طایفه نارويي در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل 

       

نقش ایل ناروئی در مرزبندی

طبق روایات بعد از اینکه انگلیسی ها می خواهند از استان سیستان و بلوچستان خارج شوند و حکومت مرکزی هم که ضعیف بود میل نادری را برای مرز پاکستان و ایران انتخاب می کنند که این امر باعث مخالفت سرداران بلوچ در منطقه می گردد از جمله این سرداران ملکشاه خان ناروئی نصرتی بود که با آنها مخالفت کرد و دستور مقابله با انها را صادر کرد و در پی این موضوع مهر ا..... خان ریگی هم از این عمل ناشایست انگلیسی ها ناراحت شد و با همکاری سران و بزرگان منطقه و سردار ملکشاه خان به مقابله با آنها پرداخت که در گیری ها تا منطقه بگ و پیران ادامه پیدا کرد و با موفقیت چشمگیری همراه بود و سردار ملکشاه خان ناروئی نصرتی میل های مرزی را از برگ تا پیران و لار را بادستان خود میله گذاری نمود و قسمت بعدی آن را به طرف میرجاوه بود سردار مهر ا...... خان ریگی میله گذاری نمود و نیروهای انگلیسی و پاکستانی نتوانستند به هدف شوم خود برسند و در حال حاضر این میله گذاری را در جای خود قراردادند و از آن پس تغییری نکردند که تاریخ گواه این مدعاست حتی از افراد ی که در آن زمان همراه سردار بوده اند می توان به سنجر خان ناروئی اشاره کرد که در قید حیاط می باشد .  

حاتم نارویی 

        

                        سوابق خدمتی حاتم نارویی  

حاتم نارویی كه از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و برادر دو شهید انقلاب اسلامی است به واسطه فعالیتهای انقلابی در سیستان و بلوچستان پیش از پیروزی انقلاب با رهبر معظم انقلاب آشنا شد.فعالیت به عنوان سپاهی ترویج طی سالهای 1348 تا 49 در مناطق مختلف بلوچستان بویژه چابهار و سرباز، معاونت اداری و مسوولیت خانه های فرهنگ روستایی اداره تعاون روستایی ایرانشهر، نیكشهر، سرباز و چابهار طی سالهای 50 تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی از جمله سوابق استاندار جدید است.مبارزات انقلابی علیه رژیم ستم شاهی و مسوولتهایی همچون بخشدار، موسس و مسوول بنیاد 15 خرداد، موسس و مسوول كمیته امداد امام خمینی (ره) و فرمانده سپاه فهرج طی سالهای 58 تا 62 از دیگر سوابق استاندار جدید سیستان و بلوچستان است .در رزومه كاری استاندار جدید سیستان و بلوچستان، كارشناس و مسوول در شركتهای سهامی زراعی و مدیر كلی بازرگانی استان كرمان با حكم عسگر اولادی وزیر وقت بازرگانی طی سالهای 62 تا 63 دیده می شود.نمایندگی مردم شهرستان بم در دوره دوم مجلس شورای اسلامی و عضو كمیسیون بازرگانی از دیگر سوابق استاندار سیستان و بلوچستان است.قائم مقام مدیر عامل و عضو هیات مدیره و معاون بازرگانی سازمان تعاون روستایی كشور و مشاور كشاورزی ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان كشور از سال 67 به بعد نیز در كارنامه حاتم نارویی وجود دارد. استاندار جدید سیستان و بلوچستان كه در آن زمان هنگام كمك رسانی به زلزله زدگان استان گیلان و در یكی از ماموریتها بر اثر وقوع حادثه دچار صدمات زیادی شد از سال 73 به مدت پنج سال قائم مقام معاون امور مجلس وزارت بازرگانی و عضو هیات مدیره سازمان قند و شكر كشور و رییس هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری همین سازمان بوده است.نمایندگی مجلس و عضویت در كمیسیون آب، كشاورزی و منابع طبیعی از حوزه انتخابیه بم در دوره ششم مجلس شورای اسلامی دیگر مسوولیتهای وی محسوب می شود.نارویی به رغم انصراف از كاندیداتوری مجلس در دوره هفتم برای بازسازی مناطق زلزله زده بم تلاشهای زیادی كرد و از سال 83 به عنوان مشاور رییس سازمان صدا و سیما در امور ایثارگران و همزمان مشاور رییس و عضو هیئت بازرسی دیوان محاسبات كشور انجام وظیفه كرده است.وی از 86 نیز به عنوان رییس هیات بازرسی ویژه وزارت رفاه و تامین اجتماعی تا زمان ادغام و آغاز كار وزارت تعاون ،كار و رفاه اجتماعی فعالیت كرده است.  

         يكي از بزرگان طايفه نارويي آقاخان نارويي نصرتي 

 

  

     يكي از بزرگان طايفه نارويي جمعه نارويي نصرتي

 

      تیره های ایل نارویی نصرتی 

تعدادي از شهدای طایفه نارويي نصرتی در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل  

 

یکی از بزرگان طایفه ناروئی  

    مطالبی درباره نصرت آباد

موقعيت طبيعي : بخش نصرت آباد در طول جغرافيايي 59 درجه 59 دقيقه و عرض جغرافيايي 29 درجه و 53 دقيقه با ارتفاع متوسط 1112 متر از سطح دريا در شمال غربي زاهدان و در كيلومتر 105 جاده آسفالته زاهدان – بم و داراي چندين دهستان ، روستا به نامهاي چاه رحمان ، حصاروئيه – گراغه و چاه حسينعلي و روستاهاي تابعشان جزء حوزه نفوذ شهري نصرت آباد مي باشد. 2 – موقعيت آب و هوايي : نصرت آباد داراي آب و هوايي گرم و خشك است كه از جمله رودخانه هاي آن ميتواند رودخانه فصلي آبشور كه از 2 كيلومتري غرب آن ميگذرد – حداكثر درجه حرارت در تابستانها به بالاي 42 درجه سانتيگراد و در زمستانها حداقل دما به حدود 3 درجه سانتيگراد زير صفر و ميزان متوسط باران ساليانه آن به 93 ميلي متر می رسد.. 3 – مهمترين ارتفاعات و ناهمواريهاي بخش نصرت آباد : نصرت آباد داراي ارتفاعاتي است كه از جمله ملوسان در شمال نصرت آباد با ارتفاع حدود 2150 متر و هول در جنوب غرب نصرت آباد با ارتفاع حدود 2400 متر می باشد. و ناهمواريهاي بلبل آب در غرب نصرت آباد و اومار در شمال غربي نصرت آباد قرار دارند. 4 – موقعيت زيستگاهي : در اطراف روستای گرگ غرب نصرت آباد منطقه شكار ممنوع بلبل آب – اومار دشت حصاروئيه يكي از زيستگاههاي موجود پرندگان بومي مانند كبك و حيواناتي مانند قوچ و ميش و آهوي وحشي مي باشد . همچنين پستاندراني چون روباه ، شغال و كفتار و خرگوش نيز در آنجا يافت مي شود. 5 – جاذبه هاي گردشگري : آب سرد ، دريا معروف به ( شور يا نيل ) كه در 10 كيلومتري جنوب غربي نصرت آباد واقع شده است و جزء آبهای معدنی ثبت شده کشور است. برای امراض پوستی مفید می باشد. 2 – آب گرم معروف به ( كُچ ) كه در 5 كيلومتري شمال غربي نصرت آباد واقع شده است 3 – آب گرم معروف به ( چِليتكي ) در 5 كيلومتري نرسيده به تنگه اومار 4 – آب سرد معروف به ( غلامان ) در 25 كيلومتري شرق نصرت آباد واقع شده در دامنه کوه ملوسان 5- زیارت سیدمحمود :که در مجاورت قبرستان جدید شهر نصرت آباد واقع شده که قدمت آن بیش از 2 قرن می باشد. 6- صنایع دستی : صنایع دستی نصرت آباد از زمان بسیار قدیم در خانواده های عشایر به صورت پراکنده رواج داشته و با توجه به علاقه ای که مردم این منطقه داشته اند در سال 1365 به صورت متمرکز در مرکز بخش ،مرکز آموزش صنایع دستی تأسیس شده و هم اکنون هنرجویانی در این مرکز مشغول آموزش می باشند. صنایع دستی بخش نصرت آباد عبارتند از : آموزش گلیم بافی- البسه محلی- سوزن دوزی- سکه دوزی- گلسازی- معرق کاری- و مکرومه بافی آثارهاي تاريخي بخش نصرت آباد : 1 - كاروان سرا نصرت آباد : اين كاروانسرا حدود 4 كيلومتري شمال غرب نصرت آباد واقع شده است . اين كاروانسرا با توجه به نقشه و تكنيك هاي معماري مي توان آنرا متعلق به عصر صفويه دانست. 2 - قلعه نادري : اين قلعه حدود 5/4 كيلومتر شمال غرب نصرت آباد واقع شده است . اين قلعه مخروبه را با توجه به نقشه و تكنيك هاي معماري مي توان آنرا متعلق به اوايل عصر صفويه دانست. 3 - تپه هاي سنجر آباد : اين تپه ها در 5/2 كيلومتري شمال نصرت آباد در روستاي سنجر آباد قرار دارند كه قدمت آن بيش از 2 قرن مي باشد. 4 - قبرستان قديمي : قبرستان قديمي در شهر نصرت آباد در محله محمد آباد واقع است . قدمت آن بيش از دو قرن مي باشد. 5 - خانه مسكوني نظر خان : اين منزل مسكوني در محله محمد آباد واقع شده در يك زميني حدود 700 متر مربع داراي يك راهروي و چندين اتاق تودرتو كه قدمتش به سالهاي 1320 الي 1340 برميگردد. 6 - دهانة باغي : در غرب دهستان گراغه واقع شده كه داراي ساختماني مي باشد كه از نظر تاريخي به عصر پهلوي بر ميگردد و داراي آب و هواي خنك مي باشد كه بيشتر اوقات در بهار و عيد نوروز ميزبان مهمانان نوروزي است. 7 – محوطه باستانی چهل كوره : چهل كوره در غرب دهستان گراغه واقع شده . معدن مس دارد كه معتمدين منطقه گراغه تاريخ دقيقي از چهل كوره در دست ندارند. 9 - پاسگاه نيروي انتظامي (حوزه ) : در مركز شهر نصرت آباد در خيابان امام خميني (ره) واقع شده است. با چندين اتاق و دالن ها و سرباز خانه كه تاريخ ساخت آن به قول معتمدين به سالهاي 1320 بر ميگردد. 10 - ساختمان پاسگاه انگلیسها (داخل شهر ) : این ساختمان در مجاورت خانه مسکونی نظرخان واقع شده . این بنا با اتاقهای تودرتو شامل سربازخانه ، بازداشتگاه ، استبل می باشد. عوامل تزئینی بنا از خشت و گل و تزئینات آن غالباً ساده و مختصر بوده که تاریخ ساخت آن به اواسط عصر قاجار می باشد. 11- قبرستان قدیمی (گراغه) : این قبرستان در مجاورت قبرستان جدید روستای گراغه قراردارد و قدمت آن به بیش از 3 قرن می رسد. 12- پاسگاه انگلیسها (گراغه) : این پاسگاه در ورودی روستای گراغه و در مجاورت قبرستان قدیمی روستا قرار دارد و قدمت آن به سالهای 1320 الی 1330 میرسد. 13- ساختمان پاسگاه کهورک : 14- ساختمان شرکت نفت فعلی : 15- تپه های باستانی گراغه : تپه های باستانی گراغه در ورودی روستای گراغه واقع شده که این تپه ها به گفته معتمدین منطقه گراغه بیش از 2 قرن قدمت دارند.

      یکی از بزرگان طایفه ناروئی 

 

شهیده مطهره نارویی

فرزند: نوراحمد تاریخ تولد: ٧٨/٠٧/٠١ محل تولد :ایرانشهر- بزمان  سن:١٢سال شغل: محصل( اول راهنمایی) محل تحصیل: چابهار مدرسه راهنمایی حجاب تاریخ شهادت: ٨٩/٩/٢۴  (تاسوعای حسینی) محل شهادت : چابهار 

 

 

کاروانسرای نصرت آباد

در مسیر زاهدان به بم قرار دارد و معماری بنا به دوران صوفیه تعلق دارد از خصوصیات بارز آن قرینه سازی و چهار ایوانی بودن آن است. در عصر صوفیه از سازه های معماری تحت عنوان کاروان سرا، رباط،  میل در مناطق بیابانی حد فاصل شهرهای بزرگ ساخته شده که کاروان سرای نصرت آباد یکی از انهاست. این کاروان سرا در سه کیلو متری شمال غربی نصرت آباد واقع  شده است پلان آن تقریبا به صورت مربع بوده است که در هر راس ان یک برج نگهبانی با قطر حدود 4/5 متر قرار دارد .ورودی این بنا در مرکز جبهه جنوبی قرار گرفته که مستقیما به حیاط مرکزی منتهی می گردد. در پیرامون حیاط مرکزی مجموعه از فضاهای معماری همهنند اتاق های استراحت مسافران و محل های نگهداری احشام و چهار پایان و تیمار انها ساخته شده است.

 

 

0
20

سروش آریا    ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
اطلاعات مکفی و خوبی بود .....ممنون 20000

mehdi jafary    ۲۱ شهریور ۱۳۹۴
20

alireza    ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
20

محمدرئیس    ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
بسیار عالیو کامل ممنون از اطلاع رسانیتون خانم شبنم

احمد مهرورز    ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
20

حمید خان    ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
بسیار جالبه برای من که علاقه به تاریخ دارم .کوشش شما درشناسندن منطقه وقوم بلوچ قابل ستایشه .کاش میشد ازنزدیک با اونا آشنا شد.

حمید خان    ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
بسیار جالبه برای من که علاقه به تاریخ دارم .کوشش شما درشناسندن منطقه وقوم بلوچ قابل ستایشه .کاش میشد ازنزدیک با اونا آشنا شد.

Amir Ali    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
2000000000000

h    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
20

میر شجاع سیدین    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
ممنونمممممممممممممممممممممممممممم

حامد ج    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
20

k-bodagey    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
20

دنیا آس    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
2020ممنونم

دیوه ت کورد    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
سپاس

fattah bahrani    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
این شعر را در عصر جمعه در غروبی نمناک در تاریخ 22/3/93 سرودم و به دوستم تقدیم می کنم باد می آید با یــــــــــاد تــو من در انتـــــظارم شــــب رفت و تو رفتی از کــنارم من شاخــــه بیــــدم و تو پیــچک پیــــــــچیـــــده بـــه دور روزگـــارم از فتاح بحرانی : پیچیده به دور روز گارم www. fbahrani.blogsky.com

مریم امینی    ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
عالی بود همشو خوندم دعوتم زدم



محبوب ترین مقالات زندگی و خانواده»خانواده
بازدید: 5591
نظرات: 325
بازدید: 4490
نظرات: 214
0
219
بازدید: 2872
نظرات: 230
0
216
بازدید: 1593
نظرات: 78
0
201
بازدید: 3381
نظرات: 173
0
193
بازدید: 2667
نظرات: 156
بازدید: 2931
نظرات: 161
0
165
بازدید: 2520
نظرات: 149
0
165
بازدید: 2499
نظرات: 136
0
155