فردوسی ...نژاد پرست بزرگ

ارسال توسط: ارنستو چگوارا تاریخ ارسال: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ دسته بندی: تاریخ، فرهنگ و هنر»تاریخ ایران و جهان نظرات: 5 بازدید: 6921

توهین فحش مسدود!

فردوسی و اشعار نژاد پرستی ضد عرب - تورک- کرد- بلوچ!! بخونیم با منبع و فایل پی دی اف !! و شماره صفحه!

این مقدمه سوالاتی را در ذهن ما به وجود می آورد كه آیا فردوسی شاعر ملی و حماسی ما ایرانیان است آیا می توانیم وی را حكیم بنامیم و اصولا واژه حكیم به چه كسانی اطلاق می شده ؟؟؟؟

توهین فردوسی به نژادهای مختلف! غیر پارس!

1- ترك ستیزی

که کس را ز ترکان نباشد خرد!
-------- صفحه 824 ---------------
که ترکان بدیدن پری چهر اند!
بجنگ از هنر پاک بی بهره اند
-------839-------------
زترکان بر آورد ایزد دمار!
همه رنجشنا سر به سر گشت خوار
-----------893----------------
بزرگان ترکان افراسیاب
زگفتن بکردند مژگان پرآب
که ما سربه سر مر تورا بنداه ایم!
به فرمان و زایت سر افکنده ایم!

خوار کردن پادشاه توران! افراسیاب و زنش سودابه و همچنین
اسفندیار که در واقع آلپ ارتونگو هست ( تورانی و ترک بودن!) همیشه هم بد گفته شده ازشون !!
----------925-----------
بفرمان کنم ان ز ترکان تهی !
ز گنج نیاکان ما هر چه هست!
------------933------------

زناکار هر آنکس بدو پیشرو!
زناکار دیده جوانان نو!
دسست درد نکنه واقعا 
----------- 935-------------
که این ترک بدساز مردم فریب
نبیند همی از بلندی نشیب!
-----------984
ز ارجاسب ان ترک پلید سترگ!
کجا پیکرش؟ پیکر پیر گرگ!
صفحه 1110

نه ترک و نه جادو نه شیر و پلنگ
به گیتی بماناد یل سرفراز!
------------صفحه 1182--------------
به صد ترک بیچاره و بد نژاد!
که نام پدرشان ندارید یاد!
----------389-----------

توهین به نژاد ترك و نفرت از تركها در بسیاری از بیت های شاهنامه وجود دارد

2 – توهین به اعراب

شكست دولت ساسانی از اعراب مسلملن باعث شده فردوسی عقده و كینه بسیار بزرگی از اعراب به دل داشته باشد و علت این شكست را نه در جامعه منحط ساسانی و ظلم و ستم فراوان بر مردم ایران و طلوع روشنایی بخش اسلام بلكه در مسائل نژادی جستجو می كند

ندارن به دل بیم از تازیان
که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوراند و هم سوسمار!

----------- 1979-------------

به دژخیم فرمود تا گردنش زند، پس به آتش بسوزد تنش

هر آنکس کجا یافتی از عرب! نماندی که با کس گشادی دو لب

زدودست اودورکردی دوکتف! جهان ما ند از کار او در شگفت!

عرابی،"ذوالاکتاف"کردش لقب! چو او مُهره بگشاد، کتفِ عرب

----------------------- صفحه 1534----------------

3 - بلوچ كشی در شاهنامه

او از بلوچ كشی انوشیروان به نیكی یاد كرده و گفته

سراسر بشمشیر بگذاشتند ستم کردن ِ"لوچ" برداشتند

بشد ایمن از رنج ایشان جهان "بلوچی" نماند آشکار و نهان!

همه رنج ها خوار بگذاشتند در و کوه را، خانه پنداشتند!

ازاینان فراوان و اندک نماند! زن و مرد و جنگی و کودک نماند!

------------------صفحه 1771--------------------

4 – كرد ستیزی و كرد كشی

كرد كشی اردشیر بابکان مؤسس سلسلۀ ساسانیان با شبیخون لشکر"پارسی"، بر کُردان که نسبت تعدادشان"یک به سی"بوده است، چنین به انجام می رساند و با افتخار از ان یاد می كند:

چو شب نیمه بگذ شت و تاریک شد جهاندار با کُرد نزدیک شد

برآهیخت شمشیرو اندر نهاد گیا را ز خون بر سر افسر نهاد!

همه دشت از ایشان سر و دست گشت بروی زمین ،کُرد بر، پَست گشت!

بی اندازه، زیشان گرفتار شد "سترگی و نا بخردی "خوار شد

همه بوم-هاشان بتاراج داد! سپه را همه "بدره "و "تاج" داد

-----------صفحه 1466--------------

تازه صفحه 1772 د رمورد به خاک و خون کشیدن گیلان توسط انوشیروان دادگر!! و کشته شدن مرد و زن و همه البته بعد بلوچشتان دقیقا میاد سراغ گیل و دیلم

زگیلان تباهی فزونست از این ز نفرین، پراکنده گشت، آفرین

از آن جا یگه سوی گیلان کشید چو رنج آمد از گیل و دیلم پدید...

چنین گفت کای- در ، ز خُردوبزرگ نباید که ماند پی ِشیر گرگ

چنان شد ز کشتن همه بوم رَست که از خون همه روی کشور بشُست

زبس کُشتن و غارت و سوختن خروش آمد و نا لۀ مرد و زن

زکشته به هرسویکی توده بود گیاها، بمغز سرآلوده بود

بد نبا ل این عدالت گستری و دادگری شاهانۀ انوشیروان :

زگیلان هرآنکس که جنگی بُدند هشیوار و ،باداد، و سنگی بدند

ببستند یکسر همه دست خویش! زنان از پس و کودک خُرد پیش

اگر شاه را دل ز گیلان بخَست ببُریم سرها زتن- ها بدَ ست

دل شاه خشنود گردد مگر چو بیند بریده یکی توده سر

برایشان ببخشود شاه جهان گذشته شد،اندر دل او نهان

نوا خواست از گیل و دیلم دو صد کزان پس نگیرد کسی راه بد
وحکیم ؟؟ ما فراموش میکند که زمانی گفته بود:

میازار موری که دانه کِش است که جان داردو جان شیرین خوش است

شخصی که آزارش به مورچه ای هم نمی رسید با پهلوانان پوشالی قوم خیالی اش زمین و زمان را فتح کرده و همه را به جز پارسیان پست و خوار شمرده آیا می توانیم او را حکیم و کتابش را کتاب مقدس بنامیم و یا مانند عده ای نژاد پرست آن را به جای قرآن بر سفره هفت سین بگذاریم!!!
متاسفم از اینکه یا بار رفتم سر مزارش!!!
چقدر در جهل بودیم الان خوندم و خیلی بدم اومد !
حالا میشه فهمید که پایه همه جوک های قومیتی رو انگلیس نذاشته خود فردوسی بناشو گذاشته !!!!
http://p30download.com/fa/entry/34478
1
4

مجيد مردانپور    ۱۹ شهریور ۱۳۹۴
تا كور شود هرآنكه نتواند ديد

ارنستو چگوارا    ۳۰ بهمن ۱۳۹۳
.........

ارنستو چگوارا    ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
توی سکوتت خیلی حرفه

دیوه ت کورد    ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
سکووووووووووووووووووووت میکنم



بازدید: 1462
نظرات: 81
0
225
بازدید: 3180
نظرات: 45
0
200
بازدید: 1735
نظرات: 63
0
194
بازدید: 2899
نظرات: 120
بازدید: 1703
نظرات: 97
0
106
بازدید: 2082
نظرات: 83
بازدید: 2205
نظرات: 72
0
95
بازدید: 1259
نظرات: 108
0
82