توطئه ای به اسم "خدا": از خرافات تا اشراق(اوشو)

ارسال توسط: Nasim1982 تاریخ ارسال: ۱۴ تیر ۱۳۸۹ دسته بندی: ادبیات نظرات: 16 بازدید: 10009

 

محتوای کتاب


توطئه ای به اسم "خدا": از خرافات تا اشراق

مقدمه ی مترجم

پیشگفتار

فصل اول

خدا مرده است و انسان آزاد است..... برای چه؟

آیا خدا واقعاٌ مرده است؟

آیا برای انسان ممکن است که بدون خدا زندگی کند؟

برای تمام چیزهایی که به مفهموم خدا تکیه دارند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

اینک آن آیه: در نخستین دیدار، سیگن از سکیتو پرسید: "ازکجا می آیی؟"

آیا یک خداوند برهمه چیز توانا فقط بیانی پنهان از اراده ی انسان برای قدرت است؟

و اینک.... مراقبه.

فصل دوم

خدا اهانتی به انسان است

چه کسی این کائنات را آغازید؟

اگر خدایی وجود نداشته باشد، آیا محلی برای نیایش در مذهب وجود دارد؟

اینک آن آیه: زمانی که سکیتو دستورات را از مرشدش سیگن دریافت کرد.

فردریش نیچه: ضد مسیح.

مراقبه



فصل سوم

خدا فقط مانند فردا است

درد عمیق یک وجود خارجی بودن، مربوط است به تاثیر مذاهب خدا-مدار.

آیا تک خدایی یک گام الزامی در تکامل انسان است؟

خدا: تنها امید و مرکز توجه تمامی انتظارات آنان

اینک آن آیه: سکیتو گفت، "چنین هوشمندی متعلق به هیچ کسی نیست."

همه آن ظرفیت را دارند.

اینک: مراقبه.



فصل چهارم

خدا یک دروغ است

آیا جهان هستی را هوشمند و عاشقانه خواندن، همان خداوند خواندن آن نیست؟

عادت ذهن به تبدیل رازها به خرافات

جهان هستی براساس فرهنگنامه های شما نیست.

اینک آن آیه: "آزادی چیست؟"

"من یک انسان نیستم، من دینامیت هستم!"

اینک: مراقبه

فصل پنجم

خدا احساس عدم امنیت شما است

تفاوت بین ادیان خدامدار و مذاهب بدون خدا.

هیچ چیز __ فقط خودت!

آیه: ذهن آن حکیم بزرگ هندی با صمیمیت ارتباط یافت.

از هندوستان تا چین.

نیچه فراموش کرده که خدا مرده است.

اینک: مراقبه: ساکت باشید.

فصل ششم

آن گناهکار اولیه، خدا است.

خدا، درواقع ضد شیطان نیست: ضد طبیعی بودن است.

به نظر می رسد که فکر خدا از احساس این برمی خیزد که چیزی از ما عظیم تر وجود دارد.

آیه: علت و معلول هردو بطور الزامی از آن واقعیت عظیم ناشی می شوند.

مراقبه" ساکت باشید....

فصل هفتم

خدا کاسبی کشیشان است

چرا برای اینکه مستقل فکر کنیم اینهمه مقاومت وجود دارد؟

چه کسی خدا را اختراع کرد؟

آیا درک می کنید که یک برده از برده دار خود آزادتر است؟

آیه: ما تزو پرسید: "به کجا می روی؟"

تثلیث نیچه : خوش رویی، شهامت و عشق به زندگی.

اینک، مراقبه.
3
3

kianosh mohammadi    ۰۹ خرداد ۱۳۹۴
یه روز می خواستم برم مشهد ولی پول کرایه رو نداشتم تو حیاط نشستم دیدم چند تیکه آهن به هم چسپید و خود به خود یه ماشین درست شد سوارش شدم رفتم مشهد .آیا این داستان رو باور می کنید تا من باور کنم جهان خود به خود با یه انفجار درست شده.

kianosh mohammadi    ۰۹ خرداد ۱۳۹۴
با توجه به این گفته ها خدا هست یا نه ؟ حالیم نشد دوست عزیز

سعید سهیلی    ۱۱ بهمن ۱۳۹۳
بس کن این چرتو پرتهارو تو هم برو توبه کن تا وقت داری

behzad    ۰۷ بهمن ۱۳۹۳
باسلام لطفا مطالبی که به اشتراک میزارین یه باربخونین ببینید محتوی آن چی 
لطفاً اگر ممگنه این مطلبتونو حذف کنین

parisa h    ۳۰ آذر ۱۳۹۳
این چه مدل معرفی کردن یه نظریه س؟اول خودتون درک کنید مطلبو بعد به اشتراک بذارین


مهسان    ۰۸ آذر ۱۳۹۳
una ye ghalati kardan shoma ghostaresh nadid

سیما عزیزی    ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
شرک به خدا به گفته حضرت علی (ع) از صدای پای راه رفتن یک مورچه در دل تاریکی شب بر روی سنگ ظریفتر و ارومتره مواظب حرفایی که زده و میزنید باشید مبادا جز مشرکان قرار بگیرید

نسیم باران    ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
چه لزومی داره این چرت و پرت ها اینجا گذاشته شه؟

nastooh sh    ۰۳ اسفند ۱۳۹۲
خب حالا چه کار کنیم ؟

شمیم.عاشق دخترم هستم    ۱۷ آبان ۱۳۹۲
بابااین حرفاگناه داره ننویسیداین چرت وپرتارو ترخدا



محبوب ترین مقالات ادبیات
بازدید: 4615
نظرات: 329
بازدید: 3643
نظرات: 210
0
250
بازدید: 4123
نظرات: 234
بازدید: 2223
نظرات: 0
0
174
بازدید: 2265
نظرات: 164
بازدید: 2196
نظرات: 173
0
155
بازدید: 2208
نظرات: 180
0
145
بازدید: 1791
نظرات: 111
0
139
بازدید: 2005
نظرات: 124
0
127
بازدید: 1684
نظرات: 118
0
115
بازدید: 2738
نظرات: 98
0
107
بازدید: 1689
نظرات: 93
0
106
بازدید: 1660
نظرات: 119
0
103