ایران بیستی عزیز - با توجه به درخواستهای زیاد همراهان همیشگی ایران 20 مبنی بر راه اندای مجدد سیستم پرداخت ، امکان پرداخت انلاین در سایت فراهم شده است . لطفا برای شارژ حساب خود به قسمت بالا صفحه موجودی - افزایش اعتباربیستک مراجعه کنید.

منو ببخشید که همش تقصیر منه !!!

ارسال توسط: شادي (^_^) تاریخ ارسال: ۲۷ دی ۱۳۹۲ دسته بندی: تاریخ، فرهنگ و هنر»شعر و داستان نظرات: 89 بازدید: 2178
مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش
می کند و در می آورد،
 من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او راحت تر می شود
. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند...

(تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم.)

مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست
 موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش،
 چیزی دم دستم نیس...ت احتمالاً فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را
از کنار صندلی به سمت من می آورد...

(تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم.)

اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم
شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت
 از 100سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد.
با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم
اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد...

(تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم.)

پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند
، به اندازه 8 نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد. کسی
که باید جایش عوض کند، بایستد، جا خالی بدهد، راه بدهد و من هستم...

(تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم.)

راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند
. سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه 180 درجه به سمت شیشه بگیرم.
 مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است. خودم را به نشنیدن می زنم
. موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود.
چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد
به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند،
 البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم.

(تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم.)

و من هر روز هر ساعت هر دقیقه همچنان مقصر شناخته می شوم !
به هزار و یک دلیلی که نمی دانم چیست!


http://avazak.ir/Java/line/Avazak.ir-Line25.gif
http://avazak.ir/Java/line/Avazak.ir-Line25.gifhttp://avazak.ir/Java/line/Avazak.ir-Line25.gif


جهت عضویت در سایت کلیک کنید
لطفا دوستانتون رو براي ديدن اين مقاله دعوت كنيد . ممنون !!!



کامبیز روشن    ۰۷ دی ۱۳۹۳
البته تقصير شماست، اما نه بخاطر اينكه با تاكسي و اتوبوس و ... رفتي. بخاطر اينكه وقتي كسي به حقوق تو تجاوز كرد، از حقت دفاع نكردي. سكوت كردي و گذاشتي او به حقوق تو تجاوز كند. بايد همان دفعه اول از حق خودت دفاع مي كردي. اگر همه اين كار را بكنند و همه بدانند اگر بخواهند به حقوق ديگران تجاوز كنند، با آنها برخورد خواهد شد و جلوي تجاوزكاريشان گرفته مي شود، ديگر كسي به اين سادگي به خودش جرأت جسارت نمي دهد

fatima taheri    ۲۲ مهر ۱۳۹۳
20

لیلی احمدی    ۰۳ مهر ۱۳۹۳
مرسی 202020

عجب صبری خدا دارد    ۰۳ مهر ۱۳۹۳
21

علی محمد    ۰۳ مهر ۱۳۹۳
badjensie in harfa

صحرا    ۲۷ بهمن ۱۳۹۲
20

مهران    ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
20

maryam riyahi    ۰۶ بهمن ۱۳۹۲
ممنون

علی عباسی    ۰۳ بهمن ۱۳۹۲
20

ساراناز    ۰۱ بهمن ۱۳۹۲
منم این مقاله رو گذاشته بودم

ali a    ۰۱ بهمن ۱۳۹۲
albatte be khodeshakhs ham marbut mishe .vase hame ke in masale pish nemiad . :P

رکسانا تک ستاره اسمان    ۰۱ بهمن ۱۳۹۲
بیماری که یه رنگ و دورنگ نیست

پویا اکبری    ۰۱ بهمن ۱۳۹۲
والله به خدا...!

هادی گروه آذربایجان    ۳۰ دی ۱۳۹۲
20

محبوبه محبوب    ۳۰ دی ۱۳۹۲
20

سها    ۲۹ دی ۱۳۹۲
کاش راه حلی هم پیدا بشه...........

maral mohtashame    ۲۹ دی ۱۳۹۲
این رو کاش مینوشتی اگه اعتراض کنی متهم میشی به توهم داشتن پس همیشه تقصیر با منه نباید اصلا به دنیا میمومدم

میترا امامی    ۲۹ دی ۱۳۹۲
20

MOHAMMAD    ۲۹ دی ۱۳۹۲
20

Nazli    ۲۹ دی ۱۳۹۲
20

ali ahmadi    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

nasi    ۲۸ دی ۱۳۹۲
جالبه خصوصا قسمت اژانس موافقم

Nami    ۲۸ دی ۱۳۹۲

Nami    ۲۸ دی ۱۳۹۲
khob una marizan karish nemishe kard khob

عسل ایمانی    ۲۸ دی ۱۳۹۲
از بس آشغالن

پارمیس سعیدی    ۲۸ دی ۱۳۹۲
2000000000ممنون///

Pejman Shams    ۲۸ دی ۱۳۹۲
خدارو شکر این دختره کرم نداشت ویلا توهمون تاکسی کار تموم بود دیگه به اینجا نمیکشید0................................2

زهرا خدادوست    ۲۸ دی ۱۳۹۲
2000000000عالی بود عالی و بسیااار تاسف بار

کیانا ا    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

nastaran    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

feri jooon    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

feri jooon    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

امیر شبانیان    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

میسی شادی جون20

Dr. kamiab    ۲۸ دی ۱۳۹۲
جالبب ود.

عجب صبری خدا دارد    ۲۸ دی ۱۳۹۲
2111111111111111111111111111111

ali aa    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

رامتین    ۲۸ دی ۱۳۹۲
به قول یاس ...از چی بگم

هستی((گروه شکرستان))    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

محمود    ۲۸ دی ۱۳۹۲
واقعا" عالی و دردآور بود متاسفانه چیزی نمیشه اضافه کرد ولی یکی از دلایلش محدویتهای جامعه و عقده ای با آمدن جوانان است و....

2000000000000000عالی بود آجی

ندا صمیمی    ۲۸ دی ۱۳۹۲
امان از دست این مردا اگه دوبار با مشت بزنی تو دهنشون دیگه حواسشون جمع میشه خودتو مقصر نمیدونی نجابت خوبه نه واسه هر کسی اگه اون انقد وقیحه توام دریده باش

قاسم حمیدی    ۲۸ دی ۱۳۹۲
بسیار عالی بود ممنون

pasha    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

محمد صفا    ۲۸ دی ۱۳۹۲
3پاس

پوریا سالخورد    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20*tanx

اکبر نصرالهی    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

سینا داودی    ۲۸ دی ۱۳۹۲
20

محبوب ترین مقالات تاریخ، فرهنگ و هنر»شعر و داستان
بازدید: 1910
نظرات: 111
0
249
بازدید: 1857
نظرات: 91
0
247
بازدید: 1697
نظرات: 103
0
246
بازدید: 1510
نظرات: 83
0
229
بازدید: 1685
نظرات: 83
بازدید: 1484
نظرات: 79
0
219
بازدید: 2106
نظرات: 101
بازدید: 3096
نظرات: 66
0
204
بازدید: 1410
نظرات: 49
0
204
بازدید: 1648
نظرات: 60
0
203
بازدید: 2261
نظرات: 160
0
150
بازدید: 1646
نظرات: 166
0
145