رئالیسم

ارسال توسط: شهاب الدین بذرافشان تاریخ ارسال: ۰۱ آذر ۱۳۹۲ دسته بندی: اجتماعي و جامعه»سفارتخانه نظرات: 6 بازدید: 900
زمانی که سگ های زرد برادر شغال نبودند و ما برای گوش دادن موسیقی مجبور نبودیم تا زیر زمین از پله های سرد بازداشگاه و صف سفارتخانه ها و دلار گرانتر از نان بگذریم...

برای همان دوستی چند ساعته ام با آرش...

توقف میکنم همین جا.. جایی که از من هزاران کیلومتر دور است و فضای تلخش با دود سیگار پشت سیگار توهم میتراشد...

این قصه باید دورغ باشد از همان دورغهایی که میگفتیم " حال همه ما خوب است اما تو باور نکن..."


پس سفر بخیر و در آرامش بخوابید که این ماییم که برای شما دلتنگ خواهیم ماند...


این دنیا ارزش خوب بودن برای رسیدن به آخرت را ندارد
و من خوب یادم هست پدر بزرگ یک عمر به جماعت نماز خواند تا روزی از حوریان بهشتی کام بگیرد...




0
7

سوزان    ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
می شه بگی دقیقا چه زمانی بود ؟ مگه همچین دورانی هم داشتیم ؟

طوبا    ۰۳ آذر ۱۳۹۲
خوب بمان ..که این خوبی همه ی ان چیزیست که من از بهشت میدانم...

ساران    ۰۱ آذر ۱۳۹۲
چی شده

...    ۰۱ آذر ۱۳۹۲
020

رضانخلیزاده    ۰۱ آذر ۱۳۹۲
20

محبوب ترین مقالات اجتماعي و جامعه»سفارتخانه
بازدید: 1434
نظرات: 52
0
63
بازدید: 1548
نظرات: 38
0
38
بازدید: 1057
نظرات: 19
0
23
بازدید: 964
نظرات: 20
0
18
بازدید: 886
نظرات: 16
0
16
بازدید: 459
نظرات: 12
0
13
بازدید: 1006
نظرات: 5
0
7