پیرمرد عوضی

ارسال توسط: احمد مهرورز تاریخ ارسال: ۲۱ مهر ۱۳۹۲ دسته بندی: سرویسهای ایران 20»روزنوشت نظرات: 5 بازدید: 3078

579161_690fadd


در يک غروب جمعه ، پيرمردي مو سپـيد ، در حالي که دختر جوان و زيبايي بازو به بازويش او را همراهي مي کرد وارد يک جواهر فروشي شد و به جواهرفروش گفت: "براي دوست دخترم يک انگشتر مخصوص مي خواهم."

مرد جواهرفروش به اطرافش نگاهي انداخت ، و انگشتر فوق العاده ايي که ارزش آن چهل هزار دلار بود را به پيرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقي زد و تمام بدنش از شدت هيجان به لرزه افتاد.پيرمرد در حال ديدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت: خب ، ما اين رو برمي داريم.

جواهرفروش با احترام پرسيد که : پول اون رو چطور پرداخت مي کنيد؟

پيرمرد گفت : چـِک میدهـم ، ولي خب مي دونم که شما بايد مطمئن بشيد که در حساب من به اندازه کافی پول هست .
بنابراين من اين چک رو الان مي نويسم و شما مي تونيد روز دوشنبه که بانکها باز مي شه ، به بانک تلفن بزنيد و تاييدش رو بگيريد و من در بعدازظهر دوشنبه اين انگشتر را از شما مي گيرم.

دوشنبه صبح مرد جواهرفروش در حالي که به شدت ناراحت بود به پيرمرد تلفن زد و با عصبانيت به پيرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم، اصلا نمي تونم تصور کنم که توي حسابتون هيچ پولي وجود نداره!
پيرمرد جواب داد: متوجه هستم ، ولي در عوضش مي توني تصور کني که من چه آخرهفته معرکه و هيجان انگيزي رو گذروندم؟


0
12

zizi alian    ۲۱ مهر ۱۳۹۲
عالي .. اين عكس هيو هفنر هست كه موسس پلي بوي و اينم آخرين دوست دخترشه كه از مدلهاي سكسي اين موسسه هستش :)

حسین آبادانی    ۲۱ مهر ۱۳۹۲
دمش گرم ...پيرمرده بچه آبودني بود..ههههههههههه

بهمن محمودی    ۲۱ مهر ۱۳۹۲
خخخخخخخخخخخخخخخخ

محبوب ترین مقالات سرویسهای ایران 20»روزنوشت
بازدید: 3270
نظرات: 239
0
254
بازدید: 3929
نظرات: 213
0
237
بازدید: 3104
نظرات: 198
0
204
بازدید: 2947
نظرات: 184
0
204
بازدید: 2029
نظرات: 203
0
202
بازدید: 3337
نظرات: 173
0
160
بازدید: 2254
نظرات: 162
0
155
بازدید: 2532
نظرات: 136
0
142
بازدید: 3012
نظرات: 137
0
141
بازدید: 2173
نظرات: 153
0
141