دل نوشتهای زیبا غمگین و داستان های گریه دار عشق

ارسال توسط: محمد فرهادی تاریخ ارسال: ۰۵ شهریور ۱۳۹۲ دسته بندی: ازدواج و عشق»عشق نظرات: 290 بازدید: 9222
WWW.ALBORZPATOGH.IR/SMS

گذشته که حالم را گرفته است !
آینده که حالی برای رسیدنش ندارم !
و حال هم حالم را به هم میزند
چه زندگی شیرینی…
::
::

انگشت نمای مردم شهر شده ام…
شیرین ندیده اند که تیشه به دست بگیرد و به سمت بیستون برود !
::
::
چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم …
::
::
به حساب خیالبافی ام نگذار…
اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها !
فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما…
::
::
گاهی میرسه که دیگه از خدا نه پول میخوای نه خونه میخوای و نه … !
یه موقع هایی هست فقط یه دل خوش میخوای !
فقط یه دل خوش …
::
::
بارالها …
“زخم”ها ، “رحم” میخواهند …
فقط این دو نقطه را بردار …
::
::
بعضی آهنگها و ترانه ها برای گوش دادن ساخته نشده اند …
اونها به وجود اومدن برای کمک کردن به آدمها برای “یک دل سیر گریه کردن” از ته دل !
::
::
این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم …
::
::
میان آن همه الف و ب و مشق دبستان … آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …
::
::
گاهی از خیال من گذر می کنی …
بعد اشک می شوی …
رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …
::
::
کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی”
::
::
زندگی نوشتنی زیاد داره اما گاهی هیچی پیدا نمی کن بنویسی جز... سکوت…
::
::
غمگین ترین روز زندگی ما انسانها روزیست که احساس می کنیم با ارزشترین موجود زندگیمون میخواد به نبودنمون عادت کنه …
::
::
من احساس کرده ام رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند …
::
::
یادش بخیر من بودم و تو ، او بود و دیگری …
این روزها تویی و او ، من مانده ام و خدا …
::
::
یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمیپرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره !
::
::
وقتی با مشت هاش قلبم رو می شکست همه ی فکرم به این بود که مبادا دستاش زخمی بشه …
::
::
پاییز فصل رسیدن انارهای سرخ است و انار چه دل خونی دارد از رسیدن …
::
::
استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …
شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !
من از دوری تو منقرض شدم …
::
::
می گویند لیاقت نداشت ، نمی دانند که تو فقط دوستم نداشتی … همین !
::
::
حالم به هم می خورد از کلمه های “عزیزم” و “عشقم” ؛ من را همان “ببین” صدا کن…
::
::
دلم می گیرد وقتی می بینم او هست … من هم هستم … اما “قسمت” نیست !
::
::
به سادگی رفـت؛ نــه اینکه دوستم نداشت !
نـــــــــه، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !
::
::
نمیدانم “فرهاد” ازچه می نالید؟ او که تمام زندگی اش “شیرین” بود !؟
::
::
کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …
::
::
حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد …
::
::
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود !
تو … هیچ کجا نیستی …
::
::
دیگر احتیاط لازم نیست ؛ شکستنی ها شکست … دل ما که شکست دیگر تکه هایش نه جفت می شوند، نه خردتر
::
::
دوس دارم یه اطلاعیه پشتم بچسبونم و روش بنویسم :
“تا اطلاع ثانوی خسته ام”
::
::
مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم …
::
::
جای خالی تو داره همه دنیامو میگیره !
::
::
مشق شب :
واسه کسى بمیر ، که واست تب کنه !
“هزار بار – تا آخر عمر”
::
::
این روزها چه قدر دلم هوای آن روزها را کرده …
::
::
کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم …
::
::
ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ !

                              داستان گریه دار



1-
★ یک داستان تکان دهنده ★
مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی برداشت وبا آن

 چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن

 ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای  که دردستش داشت، این کار

را می کرد!در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد

 وقتی  پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم دوباره رشد میکنند؟

مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی برزبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی

عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که ازکرده خودبسیار ناراحت و

پشیمانبود، جلوی ماشین نشست و به خطهایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد




2-

۲

★ گذشت عشق ★
پرو بهت بگم.پسر گفت بگومیشنوم.دخترک گفت من عاشقت شدم .در

حالی که پسرک عاشق دختر دیگری بود و دید دخترک  بعد اون

روزخوشحالی در چشماش دیده میشه درخواست دخترک را رد نکرد.

پسرک شماره ای به دخترک داد گفت هر وقت خواستی به این

شماره زنگ بزن.دخترک بعد از چند روز به پسرک زنگ زدو پشت

گوشی گریه میکرد پسرک گفت چی شده گفت عشقم کجا بودی دلم

برات تنگ شده اگه یه روز صداتو نشنوم میمیرم.دخترک هر

روز به پسرک زنگ میزد و با پسرک درد و دل میکرد و به پسرک

میگفت عاشقشه و دوسش داره و تا آخرش باهاشه . در حالی که

پسرک اون روزا هنوز معنی عشق رو نفهمیده بود . و همیشه

عشق رو مسخره میدونست.روزی دخترک برای پسرک sms داد و 

برای پسرک نوشته بود هیچ وقت توی هیچ شرایطی تنهام نذار

پسرک هم در جواب براش sms  داد من هیچ وقت تو رو تنها

نمیذارم فراموش نمیکنم حتی اگه تو منو تنها بزاری و

فراموشم کنی .پسرک یه روز نشسته بود یکدفعه sms  از طرف

دختره براش اومد  دخترک نوشته بود :لطفا  تو رو خدا

مزاحمم نشید پسرک وقتی sms  رو میخوند بغض جلوی چشماشو

گرفته بود دخترک چرا بهش گفته مزاحمش نشه اخه اون که کاری

نکرده بود. پسرک به خاطر دخترک از عشقش که یک سال با هاش

بود گذشته بود به خاطر اینکه دخترک شاد بشه از عشقش

گذشت .و اینطوری شد که دختری که روزی میگفت عاشق پسره

و دوسش داره و تنهاش نمیذاره ولش کرد و رفت. پسرک بعد از

اون اصلا زندگي براش  ديگه معنايي نداره و پسرك هنوز منتظر

دخترك هست تا اون از اون خبري بشه ولي دخترك پسرك را

فراموش کرده پسرك هر روز براي اون مثل يك سال ميگذره كه

ايا دخترك برميگرده ايا اون كسي كه ميگفت دوست دارم 

عاشقتم هميشه و همه جا تا اخر باهاتم برميگرده پسرك  هر

روز حالش بد تر ميشه  چون عشقش تركش كرده و رفته پسرك

تنها سوالي كه توي دلش باقي مونده اين هست كه چرارفت .

پسرك بازيچه دست اين و اون شد و اين شد سرنوشت اين پسرك

18 ساله كه هيشكي باورش نداشت دوسش نداشت . پسرك خواب به

چشماش نمياد هر شب جز اشك و غم و غصه كاري از دستش ساخته

نيست
امیدوارم خ

وشتون اومده باشه.بی زحمت دوستاتونو برای دیدن این مقاله دعوت کنید.


عالی2020000

تارا فروزش    ۰۱ مرداد ۱۳۹۴
20

ستاره درخشان    ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
20

محمدسلیمانی    ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
2000000000000000000

مجتبی    ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
20

zαняα    ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
20

خانوم محترم    ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
20

مهرداد یکی از هزارتا    ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
20

Parmis_lg    ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
همش بیست

حمدا... غلام نژاد    ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
2020

حمدا... غلام نژاد    ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
2020

حمدا... غلام نژاد    ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
2020

حمدا... غلام نژاد    ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
2020

حمدا... غلام نژاد    ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
2020

maryam22    ۰۵ اسفند ۱۳۹۳
خیلی عالی :(

نسیم امیدی    ۰۴ اسفند ۱۳۹۳
چه غمگین !

سمیرا سمیعی    ۰۱ بهمن ۱۳۹۳
20

عجب صبری خدا دارد    ۲۴ دی ۱۳۹۳
21

sevda adves    ۲۴ دی ۱۳۹۳
20

امیراردلان مسیحا    ۲۳ دی ۱۳۹۳
23

مهربان موسوی    ۲۳ دی ۱۳۹۳
عالي بود

مهدی    ۲۳ دی ۱۳۹۳
خيلي قشنگ بود

ژالان    ۲۳ دی ۱۳۹۳
قشنگ بودن

saeed mohammadi    ۱۹ دی ۱۳۹۳
2020

تنها    ۰۷ آذر ۱۳۹۳

Rassoul    ۱۳ مهر ۱۳۹۳
20

reza ahmadi    ۰۹ مهر ۱۳۹۳

reza ahmadi    ۰۹ مهر ۱۳۹۳

reza ahmadi    ۰۹ مهر ۱۳۹۳
لایک 20000000000000000000000000000000000000000000

sevda    ۰۲ مهر ۱۳۹۳
no like

parva pornasiri    ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
20

ღ❤ღﺣﺎﻣﺪღ❤ღ    ۰۸ شهریور ۱۳۹۳
2020

امیر شادمهر    ۰۲ شهریور ۱۳۹۳
20ممنون

صبا    ۱۴ مرداد ۱۳۹۳
ممنون

Zoo3[-]!Z    ۱۵ تیر ۱۳۹۳
2020

faramarz ahmadi    ۰۵ تیر ۱۳۹۳
2000000000000000000000000000000

امیر kehal ander    ۱۴ خرداد ۱۳۹۳
20

سحر صولت    ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
2000000000000000000

l    ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
20

فرشاد    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
20

ᗩᙢᓮᖇ ᕼ〇ᔕᔕᗴᓮᘉ    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
20

رها همون ننه قمر سابقم باو    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
20

AFSHIN    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
2000000000000000000000000

گل ياس :)    ۱۸ فروردین ۱۳۹۳
20000000000

ساناز موسوی    ۰۴ اسفند ۱۳۹۲
20

فرشته ...    ۰۳ اسفند ۱۳۹۲
واقعا دست گلت درد نکنه خیلی اروم شدم با نوشته هات ممنون گلم

شیرین نیکی    ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
معرکه بود گلم

m    ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
عالی بودگریه کردیم:(

محبوب ترین مقالات ازدواج و عشق»عشق