دروغی به نام دموکراسی و ازادیخواهی!

ارسال توسط: احسان تاریخ ارسال: ۲۸ دی ۱۳۹۱ دسته بندی: تاریخ، فرهنگ و هنر»کتاب و نویسندگی نظرات: 3 بازدید: 521

دکتر علی شریعتی: به قول پروفسور شاندل بزرگترين دشمن آزادي و دموكراسي غربي، خود دموكراسي و خود ليبراليسم و آزادي فردي است

 

 

 


 

 دموكراسي چيست؟ انتخابات آزاد يعني چه؟ آيا براي دموكراسي يك نسخه واحد نوشته شده و حتما بايد طبق آن رفتار كرد؟ اين نسخه دموكراسي و انتخابات آزاد را چه كساني نوشته‌اند؟ فايده‌اش تا به حال چه بوده؟ چه مشكلي را از بشريت حل كرده و به بهانه‌اش چه مصيبت‌هايي را بر انسان‌ها و جوامع مختلف تحميل كرده‌اند؟ چرا غربي‌ها ما را متهم مي‌كنند كه دموكراسي نداريم؟ چرا به ما ايراد مي‌گيرند كه آزادي نداريم؟ چرا انتخاباتي را كه در كشورهاي ديگر برگزار مي‌شود قبول ندارند؟ چرا نگران حقوق بشر در كشورهاي ديگر هستند؟

رفتار متناقض كشورهاي غربي و مدعي آزادي را چطور مي‌شود تحليل كرد؟ مثلا وقتي انتخابات آزاد در الجزاير برگزار شد و اسلام‌گراها پيروز شدند، چرا نتيجه چنين انتخاباتي را قبول نكردند و دخالت نظاميان و ابطال انتخابات را مغاير دموكراسي و حق راي افراد ندانستند؟ چرا انتخابات مردم فلسطين را همان دموكراسي نمي‌دانند؟ چرا انتخابات متعدد ايران را هم دموكراسي نمي‌دانند؟ و از همه بدتر چرا افرادي در خود ايران هم همين حرفها را تكرار مي‌كنند؟ و …

اينها سوالاتي است كه با مشاهده رفتار متناقض و رياكارانه غربي‌ها در برخورد با كشورهاي مختلف در ذهن ما بوجود مي‌آيد. سوالاتي كه شايد به قدمت تاريخ خود دموكراسي دروغين غربي‌ها باشد. مرحوم دكتر علي شريعتي به عنوان يكي از منتقدان جدي دموكراسي غربي، بارها اين دروغ بزرگ غرب را در سخنراني‌هايش افشا كرد. به عنوان مثال دكتر شريعتي در فروردين ماه سال 48 و در حسينيه ارشاد سخناني را تحت عنوان كلي «امت و امامت» ارائه كرد كه بخش‌هايي از آن به موضوع دموكراسي و آزادي خواهي و ليبراليسم غربي مربوط مي‌شد. خواندن و شنيدن آن سخنان هنوز هم جالب هست، چراكه آن دروغ بزرگ غربي‌ها، همچنان پا برجاست!
در فرانسه امروز حتي وقتي كه ژنرال دوگل آمد و گفت در اين كاباره‌هايي كه بسيار زشت و بسيار وقيح مي‌رقصند، يك پوشش مختصري داشته باشند و دستور داد به اندازه يك كف دست پارچه به آنجايشان بگذارند، فرياد آزادي‌خواهان بلند شد كه او به چه حقي مي‌خواهد آزادي اين افراد را سلب كند؟ مگر نه هر انساني مي‌تواند هر جور كه خواست در حكومت ليبراليسم و نظام دموكراسي و آزادي‌ فردي برقصد؟

بنابراين مي‌بينيم كه انحطاطي كه در كشورهاي ليبراليسم و دموكراسي غربي پيش مي‌آيد، نشانه ضعف نظام دموكراسي ليبرال در هدايت جامعه است. به قول پروفسور شاندل: بزرگترين دشمن آزادي و دموكراسي غربي، خود دموكراسي و خود ليبراليسم و آزادي فردي است…

از اين آزادي فردي چه كساني استفاده مي‌كنند؟ چه كساني سود واقعي مي‌برند؟ كساني كه مي‌توانند بينديشند؟ هرگز. در برابر اينها كساني كه قدرت دارند بيشتر از همه سو‌استفاده مي‌كنند. از اين آزادي كساني استفاده مي‌كنند كه قوي‌ترند. حتي راي مي‌سازند، راي آزاد مي‌سازند! اين است تقلب قانوني و طبيعي! آنها راي قلابي را نيمه شبها پنهان در صندوق‌هاي اخذ راي نمي‌اندازند، راي قلابي را شب و روز آشكارا اما سخت عالمانه و ماهرانه در صندوق‌ها «خلق راي» يعني مغزها و دلها، مي‌افكنند، بي‌آنكه صاحب صندوق از آن آگاه شود!…

گاه نزديك انتخابات مي‌بينيم ناگهان صدها مقاله، دهها كتاب، فيلم، تئاتر، هزاران گونه تبليغ‌هاي مستقيم و غيرمستقيم با لحن‌ها و رنگ‌ها و جلوه‌هاي متنوع و جالب و مختلف، از نوشتن شرح حال گرفته تا چاپ عكس و اسم بر روي ران‌ها و پستان‌ها و ديگر نقاط حساس انتخاباتي و دموكراتيك مانكن‌ها و رقاصه‌ها و هنرپيشه‌هاي بسيار معروف و محبوب، در سينماها و دانسينگ‌ها و حتي پياده‌روهاي خيابان‌ها و گردشگاه‌ها و باغهاي ملي، درباره يكي از كانديداهاي رياست جمهوري از در و ديوار همه جا و به هر وسيله‌ بر سر و روي مردم مي‌ريزد….

حكومت دموكرات و ليبرال فرانسه پس