شب اول قبر به روایت شاهد زنده

ارسال توسط: گونش ام تاریخ ارسال: ۰۱ دی ۱۳۸۸ دسته بندی: اعتقادات و مذهب نظرات: 11 بازدید: 2864

شب اول قبر به روایت شاهد زنده

re335 شب اول قبر به روایت شاهد زنده

شب اول قبر به روایت شاهد زنده

 

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

 

در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت کرد.

 

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

 

هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

 

دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

 

پرسیدند چرا این طور شده‏ ای؟

در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

 

تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟

 

آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

 

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید.

 

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

 

مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.

 

منبع : تبیان


0
10

یکتا    ۱۲ اسفند ۱۳۹۳
مرسی قبلا خونده بودم ولی جالبه.....

ava    ۲۵ آبان ۱۳۹۲
20

امین ((یا علی))    ۲۳ آبان ۱۳۹۲
یاعلی ممنون از این مطلب زیباتون

ساسان (مستعار) ع    ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲
سلام همشهری مهربون از ارسال مطالب قشنگ و پرمحتوایت سپاسگزارم.

سایان ساروکی    ۱۶ آذر ۱۳۹۱
تکرار تکرار تشکرلر 20

ممنون

گونش ام    ۱۶ آذر ۱۳۹۱
مرسی عزیزان

مه شید    ۱۵ آذر ۱۳۹۱
nagid toro khoda inaro adam khandash migire



محبوب ترین مقالات اعتقادات و مذهب
بازدید: 1990
نظرات: 82
0
80
بازدید: 2240
نظرات: 87
0
78
بازدید: 2290
نظرات: 68
0
62
بازدید: 1973
نظرات: 28
0
23
بازدید: 2043
نظرات: 27
0
20
بازدید: 1280
نظرات: 21
0
19
بازدید: 977
نظرات: 16
0
15
بازدید: 996
نظرات: 8
0
12
بازدید: 1520
نظرات: 11
3
10
بازدید: 1577
نظرات: 10
0
9
بازدید: 1484
نظرات: 11
0
8